کتاب 'توتال اینگلیش' مبتدی - واحد 9 - درس 2
در اینجا واژگان از واحد 9 - درس 2 در کتاب درسی Total English Starter را پیدا خواهید کرد، مانند "مراقب"، "کسب کردن"، "معنی دادن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
used to refer to the action of rising from the depth of poverty to the highest of riches

از فرش به عرش, از نداری به ثروت رسیدن
بعد از ساختن برند لباس خودش، از فرش به عرش رسید.
having little or no financial resources

بیپول, ورشکسته
او پس از خرید آن لپتاپ گرانقیمت بیپول است.
giving attention or thought to what we are doing to avoid doing something wrong, hurting ourselves, or damaging something

مراقب, مواظب
من همیشه با تلفنم مراقب هستم تا از افتادن آن جلوگیری کنم.
not paying enough attention to what we are doing

بیملاحظه, بیاحتیاط
او به دلیل عادت بیدقتی خود در چک نکردن جیبهایش، کلیدهایش را گم کرد.
having a willingness to freely give or share something with others, without expecting anything in return

سخاوتمند, دستودلباز
علیرغم مواجهه با مشکلات مالی، او بخشنده باقی ماند، آنچه اندک داشت با دیگرانی که کمتر خوشبخت بودند تقسیم میکرد.
(of a person) behaving in a way that is unkind or cruel

بدجنس
او با مسخره کردن ظاهر همکارش پشت سرش، خصلت بدجنس خود را نشان داد.
owning a very small amount of money or a very small number of things

فقیر, ندار
گدا فقیر در خیابان نشسته بود و از رهگذران کمک میخواست.
owning a great amount of money or things that cost a lot

ثروتمند, دارا
تاجر ثروتمند چندین ماشین لوکس داشت.
a person whose total wealth is one million or more in their currency

میلیونر
میلیونر مبلغ زیادی به خیریه اهدا کرد.
having no distinctive charactristics

معمول
اتاق هتل معمولی بود، با مبلمان و امکانات استاندارد.
a container for food or other goods, made of tinplated steel or other metal and typically cylindrical in shape with a removable lid

قوطی حلبی
سطل بازیافت پر از قوطیهای حلبی خالی بود.
a game of chance where tickets with numbers or symbols are purchased, and a random selection of numbers or symbols determines the winners

قرعهکشی, بختآزمایی
قرعهکشی لاتاری شب شنبه برگزار میشود.
to get money for the job that we do or services that we provide

پول درآوردن
او به دنبال یک شغل پاره وقت است تا درآمد اضافی کسب کند.
a unit of currency or coin used in several countries, equal to one hundredth of a dollar or pound

پنی, یک صدم دلار
من یک پنی دارم که در سال تولدم ضرب شده است.