کتاب 'توتال اینگلیش' مبتدی - واحد 10 - درس 1
در اینجا واژگان از واحد 10 - درس 1 در کتاب درسی Total English Starter را پیدا خواهید کرد، مانند "حدس بزن"، "چمدان"، "ترسیده"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the day that will come after today ends

فردا
فردا مهلت تحویل پروژه شماست.
the larger, less populated of the two main islands of New Zealand, known for its stunning natural landscapes

جزیره جنوبی (بخش دوم نیوزیلند)
او به جزیره جنوبی سفر کرد تا پارکهای ملی آن را کشف کند.
to convey or make a specific impression when read about or when heard

بهنظر رسیدن, بهنظر آمدن
to estimate or form a conclusion about something without sufficient information to verify its accuracy

حدس زدن
آیا میتوانید حدس بزنید چند ژلهبین در شیشه وجود دارد؟
a company or business that provides air transportation services for people and goods

شرکت هواپیمایی, خط مستقیم هوایی
او به دلیل شهرت در خدمات مشتری عالی، شرکت هواپیمایی را انتخاب کرد.
suitcases, bags, etc. to keep one's clothes and other belongings while traveling

چمدان, باروبنه
شرکت هواپیمایی چمدان او را گم کرد و این باعث کمی تأخیر شد.
a place or building that provides cheap food and accommodations for visitors

مسافرخانه, مهمانسرا
در طول سفرهایش، او در یک هتل دنج اقامت داشت که فعالیتهای گروهی برای آشنایی مهمانان با یکدیگر ترتیب میداد.
(of a person or their manner) kind and nice toward other people

خونگرم, مهربان
شهر ما به خاطر مردم دوستداشتنی و مهماننوازش معروف است.
to feel sad because we no longer can see someone or do something

دلتنگ بودن
او دلتنگ بهترین دوستش بود که به کشور دیگری رفته بود.
before the present or specified time

قبلاً, پیش از این، از قبل
تا زمانی که نمایش شروع شد، ما قبلاً صندلیهایمان را پیدا کرده بودیم.
in the company of or in proximity to another person or people

با هم
کودکان با هم در جلوی کلاس نشستند.
a large place where planes take off and land, with buildings and facilities for passengers to wait for their flights

فرودگاه
خانوادهام هنگام رسیدن من از فرودگاه به دنبالم میآیند.
feeling frightened or anxious

ترسیده, وحشتزده
وقتی متوجه شد که کیف پولش را گم کرده است، ترسیده به نظر میرسید.
with a lot of speed

بهسرعت
او برای رسیدن به مهلت، سریع تایپ کرد.
a ridge of rock or a line of sand near the surface of a body of water

صخره (مرجانی و...), تپه (دریایی)، آبسنگ
صخرههای مرجانی خانه بسیاری از گونههای دریایی هستند.
the activity of visiting interesting places in a particular location as a tourist

تماشای اماکن دیدنی
او بعد از یک روز کامل گردشگری در پاریس خسته شده بود.
