کتاب 'توتال اینگلیش' مبتدی - واحد 10 - درس 1
در اینجا واژگان از واحد 10 - درس 1 در کتاب درسی Total English Starter را پیدا خواهید کرد، مانند "حدس بزن"، "چمدان"، "ترسیده"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the day that will come after today ends

فردا
پیشبینی آب و هوای فردا آفتابی و آسمان صاف را پیشبینی میکند.
the larger, less populated of the two main islands of New Zealand, known for its stunning natural landscapes

جزیره جنوبی (بخش دوم نیوزیلند)
او به جزیره جنوبی نقل مکان کرد تا از یک سبک زندگی آرامتر لذت ببرد.
to convey or make a specific impression when read about or when heard

بهنظر رسیدن, بهنظر آمدن
طرح به نظر امیدوارکننده میرسد، اما باید تمام خطرات بالقوه را در نظر بگیریم.
to estimate or form a conclusion about something without sufficient information to verify its accuracy

حدس زدن
آیا میتوانید حدس بزنید چند ژلهبین در شیشه وجود دارد؟
a company or business that provides air transportation services for people and goods

شرکت هواپیمایی, خط مستقیم هوایی
شرکت هواپیمایی پروازهای روزانه از نیویورک به لندن ارائه میدهد.
suitcases, bags, etc. to keep one's clothes and other belongings while traveling

چمدان, باروبنه
نوار باربری شلوغ از مسافرانی بود که منتظر چمدانهایشان بودند.
a place or building that provides cheap food and accommodations for visitors

مسافرخانه, مهمانسرا
ماندن در یک هتل ارزان قیمت میتواند راهی عالی برای ملاقات با مسافران دیگر و به اشتراک گذاشتن تجربیات از سراسر جهان باشد.
(of a person or their manner) kind and nice toward other people

خونگرم, مهربان
لبخند دوستانه او باعث شد گفتگوی دشوار کمتر ناخوشایند به نظر برسد.
to feel sad because we no longer can see someone or do something

دلتنگ بودن
ما دلمان برای روزهای گرم تابستان در ماههای سرد زمستان تنگ میشود.
before the present or specified time

قبلاً, پیش از این، از قبل
او قبلاً آن کتاب را دو بار خوانده است.
in the company of or in proximity to another person or people

با هم
دوستان من و من تابستان گذشته با هم به اسپانیا سفر کردیم.
a large place where planes take off and land, with buildings and facilities for passengers to wait for their flights

فرودگاه
او دو ساعت قبل از پروازش به فرودگاه رسید.
feeling frightened or anxious

ترسیده, وحشتزده
وقتی متوجه شد که کیف پولش را گم کرده است، ترسیده به نظر میرسید.
with a lot of speed

بهسرعت
رودخانه پس از بارندگی شدید سریع جریان یافت.
a ridge of rock or a line of sand near the surface of a body of water

صخره (مرجانی و...), تپه (دریایی)، آبسنگ
نقشهها یک صخره مرجانی خطرناک در امتداد خط ساحلی نشان میدادند.
the activity of visiting interesting places in a particular location as a tourist

تماشای اماکن دیدنی
گردشگری آنها در لندن شامل برج لندن، موزه بریتانیا و کاخ باکینگهام بود.
having so many things to do in a way that leaves not much free time

پرمشغله, گرفتار
برنامهریز رویداد به طور استثنایی مشغول هماهنگی لجستیک و اطمینان از اینکه همه چیز به آرامی پیش میرود شد.
