هنرهای نمایشی - رقص و اجرای آسیایی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به رقص و اجرای آسیایی مانند "دبکه"، "هلای" و "مزمار" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
هنرهای نمایشی
Kathak [اسم]
اجرا کردن

رقص کلاسیک هندی

kabuki [اسم]
اجرا کردن

تئاتر رقص سنتی ژاپن

noh [اسم]
اجرا کردن

نوعی تئاتر سنتی ژاپنی

اجرا کردن

رقص محلی طاووس (آیینى جنوب شرق آسیا)

belly dance [اسم]
اجرا کردن

رقص عربی

Ex: Belly dance has evolved into various styles and fusion genres , incorporating influences from different cultures .

رقص شکم به سبک‌ها و ژانرهای تلفیقی مختلفی تکامل یافته است، که تأثیراتی از فرهنگ‌های مختلف را در بر می‌گیرد.

butoh [اسم]
اجرا کردن

بوتو (رقص آوانگارد ژاپنی)

Chhau dance [اسم]
اجرا کردن

رقص چائو (رقص نیمه‌کلاسیک هندی)

Menora [اسم]
اجرا کردن

رقص منورا (رقص آیینی مالزی)

tiger dance [اسم]
اجرا کردن

رقص ببر (رقص آیینی با تقلید حرکات ببر)

Eisa [اسم]
اجرا کردن

رقص آیینی اوکیناوایی

Geommu [اسم]
اجرا کردن

رقص سنتی کره‌ای با استفاده از بادبزن

yowla [اسم]
اجرا کردن

رقص سنتی امارات و عمان

dabke [اسم]
اجرا کردن

رقص دبکه (نوعی رقص عربی)

mezmar [اسم]
اجرا کردن

رقص سنتی عربی با نی و سازهای بادی

hora [اسم]
اجرا کردن

رقص گروهی و دایره‌ای در بالکان

Kuchipudi [اسم]
اجرا کردن

رقص کوچی‌پودی (یکی از هشت رقص اصلی هند)

Odissi [اسم]
اجرا کردن

رقص اُریسی (یکی از هشت رقص اصلی هند)

Sattriya [اسم]
اجرا کردن

رقص ساتریا (یکی از هشت رقص اصلی هند)

Manipuri [اسم]
اجرا کردن

رقص مانیپوری (یکی از هشت رقص اصلی هند)

اجرا کردن

رقص موهینیاتام (یکی از هشت رقص اصلی هند)

nautch [اسم]
اجرا کردن

رقص سنتی و درباری هند

Ex: Visitors to the temple were treated to a spectacular nautch , where dancers paid homage to the gods through their graceful and rhythmic performances .

بازدیدکنندگان معبد با یک ناچ تماشایی پذیرایی شدند، جایی که رقصندگان از طریق اجراهای ظریف و ریتمیک خود به خدایان ادای احترام کردند.