هنرهای نمایشی - کمدی روی صحنه

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به کمدی استندآپ مانند "gag"، "crowd work" و "comedy club" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
هنرهای نمایشی
one-liner [اسم]
اجرا کردن

جوک یک خطی

Ex: The comedy show featured a competition for the best one-liner , with contestants vying for the title .

نمایش کمدی شامل مسابقه‌ای برای بهترین one-liner بود، که شرکت‌کنندگان برای عنوان مسابقه می‌دادند.

shtick [اسم]
اجرا کردن

سبک کمدی متمایز

Ex: The comedian 's shtick of using props and visual gags adds an extra layer of humor to his performances .

شتیک کمدین، که از ابزار و شوخی‌های بصری استفاده می‌کند، لایه‌ای اضافی از طنز به اجراهایش می‌افزاید.

comedy club [اسم]
اجرا کردن

کمدی کلاب

Ex: He dreams of performing at a famous comedy club in New York .

او روی اجرا در یک کمدی کلاب معروف در نیویورک را دارد.

hack [اسم]
اجرا کردن

کمدینی با شوخی‌های تکراری

Ex: The hack relied on easy laughs rather than creativity .
tight five [اسم]
اجرا کردن

پنج دقیقه‌ شوخی‌های تمرین‌شده

gag [اسم]
اجرا کردن

جوک

Ex: The comedy special featured a variety of gags , ranging from quick one-liners to extended comedic sketches .

ویژه برنامه کمدی شامل انواع گاگ‌ها بود، از جوک‌های سریع گرفته تا طرح‌های کمدی طولانی.

heckler [اسم]
اجرا کردن

مزاحم اجرا

Ex: Some comedians thrive on heckler interactions , skillfully engaging with them to create spontaneous and memorable moments during their performances .

برخی کمدین‌ها از تعامل با مزاحمان بهره می‌برند، با مهارت با آن‌ها درگیر می‌شوند تا لحظات خودجوش و به یاد ماندنی در طول اجراهایشان ایجاد کنند.

in-joke [اسم]
اجرا کردن

شوخی درون‌گروهی

Ex: The in-joke between the siblings brought back fond memories of their childhood , evoking laughter and nostalgia .

شوخی داخلی بین خواهر و برادرها خاطرات شیرین دوران کودکی آنها را زنده کرد و باعث خنده و نوستالژی شد.

joke [اسم]
اجرا کردن

جوک

Ex: They shared a private joke that only they understood .

آنها یک شوخی خصوصی را به اشتراک گذاشتند که فقط خودشان می‌فهمیدند.

اجرا کردن

چهره عادی و بی‌تفاوت

Ex: She 'll struggle holding a straight face when I retell that ridiculous story .

وقتی که آن داستان مسخره را بازگو می‌کنم، او برای حفظ چهره‌ای بی‌تفاوت تقلا خواهد کرد.