هنرهای نمایشی - رقص محلی و تشریفاتی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به رقص فولکلور و تشریفاتی مانند "پولکا"، "رومبا" و "رقشم شمشیر" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
هنرهای نمایشی
reel [اسم]
اجرا کردن

رقص سنتی ایرلندی-اسکاتلندی

Ex: They ended the night with a joyful reel .

آنها شب را با یک ریل شاد به پایان رساندند.

polka [اسم]
اجرا کردن

رقص محلی اروپای مرکزی

jig [اسم]
اجرا کردن

رقص سنتی ایرلندی یا اسکاتلندی

Ex: He learned the steps of a slip jig .

او مراحل یک جیگ لغزشی را یاد گرفت.

hornpipe [اسم]
اجرا کردن

رقص سنتی ملوانی

Ex: She practiced a competitive hornpipe routine .

او یک روتین رقابتی هورن‌پایپ را تمرین کرد.

اجرا کردن

رقص سنتی و تک‌نفره اسکاتلندی

Ex: The Highland fling is a staple of Scottish dance competitions .

هایلند فلینگ یکی از ارکان اصلی مسابقات رقص اسکاتلندی است.

gavotte [اسم]
اجرا کردن

رقص درباری فرانسوی

Ex: His solo gavotte showcased precise footwork .

رقص گاووت تکنفره او، حرکات دقیق پا را به نمایش گذاشت.

اجرا کردن

رقص گروهی سنتی انگلیسی

Ex: The morris dance is part of England 's cultural heritage .

رقص موریس بخشی از میراث فرهنگی انگلستان است.

tarantella [اسم]
اجرا کردن

رقص سنتی ایتالیایی

Ex: The tarantella is often accompanied by tambourines .

تارانتلا اغلب با تمبورین همراه است.

Hopak [اسم]
اجرا کردن

رقص سنتی اوکراینی

Horon [اسم]
اجرا کردن

رقص محلی ترکیه‌ای منطقه دریای سیاه

اجرا کردن

رقص آیینی

Ex: As part of the harvest festival , villagers engaged in a joyous ritual dance to celebrate the abundance of the land and give thanks to the gods .

به عنوان بخشی از جشن برداشت، روستاییان در یک رقص آیینی شاد برای جشن گرفتن فراوانی زمین و تشکر از خدایان شرکت کردند.

haka [اسم]
اجرا کردن

رقص سنتی مائوری

kagura [اسم]
اجرا کردن

رقص آیینی ژاپنی

war dance [اسم]
اجرا کردن

رقص جنگی

Ex: The Maori people of New Zealand have a rich tradition of war dances called haka , which they perform with fierce expressions and rhythmic movements .

مردم مائوری نیوزیلند سنتی غنی از رقص جنگی به نام هاکا دارند که با چهره‌های خشمگین و حرکات ریتمیک اجرا می‌کنند.

egg dance [اسم]
اجرا کردن

رقص عبور از روی تخم‌مرغ بدون شکستن

اجرا کردن

رقص محلی انگلیسی و آمریکایی

Ex:

همان‌طور که خورشید بر فراز حومه شهر غروب می‌کرد، مهمانان عروسی روی چمن ریختند تا در جشن شاد رقص کانتری شرکت کنند.

rhumba [اسم]
اجرا کردن

رقص لاتین آرام و رمانتیک

Ex:

ضرب موسیقی گام‌های رومبای آن‌ها را هدایت کرد.

furlana [اسم]
اجرا کردن

رقص سنتی شمال شرقی ایتالیا

Gay Gordons [اسم]
اجرا کردن

رقص سنتی و دونفره اسکاتلندی

ghost dance [اسم]
اجرا کردن

رقص آیینی بومیان آمریکا

Ex: The ghost dance movement spread rapidly among various indigenous groups across the Great Plains , drawing believers from different tribes .

جنبش رقص ارواح به سرعت در میان گروه‌های بومی مختلف در سراسر دشت‌های بزرگ گسترش یافت و معتقدان از قبایل مختلف را جذب کرد.

gopak [اسم]
اجرا کردن

رقص سنتی اوکراین

hoedown [اسم]
اجرا کردن

رقص سنتی آمریکا با موسیقی کانتری

hula [اسم]
اجرا کردن

رقص سنتی هاوایی

Ex: The hula often accompanies chants or songs .

هولا اغلب همراه با سرودها یا آهنگ‌ها است.

jitterbug [اسم]
اجرا کردن

رقص دهه ۳۰ و ۴۰ میلادی آمریکا

Ex: The couple showed off their jitterbug skills on the floor .

زوج مهارت‌های جیترباگ خود را روی زمین رقص به نمایش گذاشتند.

kazachok [اسم]
اجرا کردن

رقص سنتی روسی و اوکراینی

the Lancers [اسم]
اجرا کردن

رقص سنتی گروهی انگلیسی

Ex: The Lancers was a staple of social gatherings and balls , providing an opportunity for participants to showcase their dancing prowess and grace .

لنسرها یکی از ارکان اصلی گردهمایی‌های اجتماعی و بال‌ها بودند که به شرکت‌کنندگان فرصتی برای نمایش مهارت و ظرافت رقصشان می‌دادند.

landler [اسم]
اجرا کردن

رقص سنتی جنوب آلمان و اتریش

Ex: The landler includes stomping and spinning .

لندلر شامل کوبیدن پا و چرخیدن می‌شود.

pyrrhic [اسم]
اجرا کردن

رقص جنگی یونان باستان

Ex: Historians studied the pyrrhic for its martial origins .

تاریخ‌دانان پیریک را به خاطر ریشه‌های رزمی آن مطالعه کردند.

rumba [اسم]
اجرا کردن

رقص کوبایی آرام

Ex: The music shifted into a soft rumba rhythm .

موسیقی به ریتم نرم رومبا تغییر کرد.

schottische [اسم]
اجرا کردن

رقص سنتی دونفره

Ex: The band played a fast schottische tune .

گروه یک ملودی سریع شاتیس نواخت.

snake dance [اسم]
اجرا کردن

رقص آیینی تقلید حرکت مار

Ex: Dancers wove in and out in a rhythmic snake dance .

رقصندگان در یک رقص مار ریتمیک در هم تنیده شدند.

strathspey [اسم]
اجرا کردن

رقص سنتی اسکاتلند با ریتم نقطه‌دار

Ex: She learned the basic strathspey before trying faster dances .

او استراتسپی پایه را قبل از امتحان رقص‌های سریع‌تر یاد گرفت.

sword dance [اسم]
اجرا کردن

رقص شمشیر

Ex: The Arab " raqs al-saïf " or sword dance is a symbolic dance form originating from the Arabian Peninsula , representing strength , valor , and masculine prowess .

رقص شمشیر عربی یا "رقص السیف" شکلی نمادین از رقص است که از شبه جزیره عربستان سرچشمه گرفته است و نشان دهنده قدرت، شجاعت و مهارت مردانه است.

اجرا کردن

رقص محلی آمریکایی

Ex: The music picked up as the Virginia reel began .

موسیقی با شروع ویرجینیا ریل تند شد.

اجرا کردن

رقص محلی آمریکای شمالی

Ex: Many traditional tunes accompany a contra dance .

بسیاری از ملودی‌های سنتی همراه با یک رقص کانترا هستند.