هنرهای نمایشی - بند بازی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به آکروباتیک مانند "تراپز", "پیچ و تاب" و "ابریشم هوایی" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
هنرهای نمایشی
trapeze [اسم]
اجرا کردن

میله آکروباتیک معلق

Ex: Acrobats train extensively to master the techniques required to perform on the trapeze , including balance , timing , and coordination .

بندبازان به طور گسترده آموزش می‌بینند تا بر تکنیک‌های مورد نیاز برای اجرا روی تراپز، از جمله تعادل، زمان‌بندی و هماهنگی تسلط یابند.

slacklining [اسم]
اجرا کردن

راه‌رفتن روی بند انعطاف‌پذیر

contortion [اسم]
اجرا کردن

پیچ و تاب

Ex: Spectators gasped as she effortlessly transitioned from one contortion to another with fluidity and grace .

تماشاگران نفس‌هایشان را حبس کردند در حالی که او به راحتی از یک پیچ و تاب به دیگری با روانی و زیبایی حرکت می‌کرد.

teeterboard [اسم]
اجرا کردن

تخته تعادل

Ex: The teeterboard 's springy action added an element of excitement and unpredictability to the acrobatic performance , captivating the audience with each launch and landing .

عمل فنری تخته فنری عنصری از هیجان و غیرقابل پیش‌بینی بودن را به اجرای آکروباتیک اضافه کرد، که با هر پرتاب و فرود تماشاگران را مجذوب خود کرد.

hoop [اسم]
اجرا کردن

حلقه

Ex: Acrobats devote hours of practice to perfecting their control and finesse with the hoop , ensuring flawless execution during their performances .

بندبازان ساعت‌ها تمرین می‌کنند تا کنترل و مهارت خود را با حلقه به کمال برسانند، و اجرایی بی‌نقص در طول اجراهایشان را تضمین کنند.

risley [اسم]
اجرا کردن

آکروبات خوابیده با پا