هنرهای نمایشی - رقص لاتین و جمعی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به رقص لاتین و اجتماعی مانند "سالسا"، "فلامنکو" و "رقص مربعی" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
هنرهای نمایشی
samba [اسم]
اجرا کردن

رقص محلی و شاد برزیل

Ex:

ضرب موسیقی باعث شد همه بخواهند سامبا برقصند.

salsa [اسم]
اجرا کردن

رقص لاتین اجتماعی و شاد

flamenco [اسم]
اجرا کردن

رقص سنتی جنوب اسپانیا

Ex: They watched a traditional flamenco show in Seville .

آن‌ها یک نمایش سنتی فلامنکو را در سویل تماشا کردند.

mambo [اسم]
اجرا کردن

رقص کوبایی سریع

Ex: The band played a classic mambo tune .

گروه یک آهنگ کلاسیک مامبو نواخت.

bolero [اسم]
اجرا کردن

بولرو (نوعی رقص اسپانیایی)

Ex: He wanted to surprise her with his new skills , so he signed up for bolero lessons to master the dance 's techniques .

او می‌خواست با مهارت‌های جدیدش او را غافلگیر کند، بنابراین برای تسلط بر تکنیک‌های رقص در کلاس‌های بولرو ثبت‌نام کرد.

fandango [اسم]
اجرا کردن

رقص سنتی اسپانیایی و پرتغالی

Ex: The dancers showed skill in the fast fandango steps .

رقصندگان مهارت خود را در گام‌های سریع فاندانگو نشان دادند.

cha-cha-cha [اسم]
اجرا کردن

رقص لاتین سریع و ریتمیک

Ex: The music 's beat drives the cha-cha-cha movements .

ضرب موسیقی حرکات چا-چا-چا را هدایت می‌کند.

cumbia [اسم]
اجرا کردن

رقص سنتی کلمبیایی

forro [اسم]
اجرا کردن

رقص سنتی برزیلی

tango [اسم]
اجرا کردن

رقص آرژانتینی نمایشی

Ex: The couple 's tango impressed the judges .

تانگو زوج داوران را تحت تأثیر قرار داد.

merengue [اسم]
اجرا کردن

موسیقی یا رقص مرنگا

sandungueo [اسم]
اجرا کردن

رقص ریتمیک و هیپ‌‌هاپ لاتین

round dance [اسم]
اجرا کردن

رقص دایره‌ای

Ex: The wedding reception kicked off with a round dance , with guests encircling the newlyweds and dancing joyously to celebrate their union .

مراسم عروسی با یک رقص دایره‌ای آغاز شد، مهمانان دور تازه عروس و داماد حلقه زدند و با شادی برای جشن گرفتن اتحادشان رقصیدند.

اجرا کردن

رقص دونفره رسمی

Ex: Ballroom dance includes both slow and fast styles .

رقص سالن شامل هر دو سبک آهسته و سریع می‌شود.

waltz [اسم]
اجرا کردن

والس

Ex: At the formal ball , guests took to the dance floor to enjoy the waltz under the sparkling chandeliers , their movements reflecting the timeless romance of the dance .

در بالماسکه رسمی، مهمانان به روی زمین رقص آمدند تا از والس در زیر لوسترهای درخشان لذت ببرند، حرکاتشان رمانتیک بی‌زمان رقص را منعکس می‌کرد.

Big Apple [اسم]
اجرا کردن

رقص گروهی سوئینگ با حرکات دایره‌ای

cancan [اسم]
اجرا کردن

رقص گروهی در کاباره‌های پاریس

Ex: The cancan was popular in Parisian cabarets .

کانکان در کاباره‌های پاریس محبوب بود.

foxtrot [اسم]
اجرا کردن

رقص سالن رسمی و آهسته

Ex:

ارکستر یک ملودی کلاسیک فاکستروت نواخت.

quadrille [اسم]
اجرا کردن

رقص اجتماعی چهارزوجی

Ex: The music for the quadrille is lively and structured .

موسیقی کادریل زنده و ساختاریافته است.

quickstep [اسم]
اجرا کردن

رقص سالن سریع

Ex: The music 's upbeat tempo suits the quickstep perfectly .

تمپوی شاد موسیقی کاملاً با کوئیک‌استپ سازگار است.

two-step [اسم]
اجرا کردن

رقص سریع و ساده کانتری

Ex: The band played music perfect for the two-step .

گروه موسیقی برای تو-استپ موسیقی عالی نواخت.

اجرا کردن

رقص سنتی آمریکایی با چهار زوج

Ex: The caller guided the group through the square dance figures .

رقص مربعی گروه را از طریق شکل‌های رقص مربعی هدایت کرد.

bunny hug [اسم]
اجرا کردن

رقص اجتماعی قدیمی آمریکا

Ex: The bunny hug was popular before the swing era .

بانی هاگ قبل از دوران سوینگ محبوب بود.

cachucha [اسم]
اجرا کردن

رقص تک‌نفره اسپانیایی

lambada [اسم]
اجرا کردن

رقص احساسی برزیلی

carioca [اسم]
اجرا کردن

رقص محلی ریو دو ژانیرو

Ex: During the cultural festival , performers demonstrated the carioca , showcasing the dance 's graceful steps and exuberant style to the delight of spectators .

در طول جشنواره فرهنگی، اجراکنندگان کاریوکا را نشان دادند، و گام‌های ظریف و سبک پرانرژی رقص را برای خوشحالی تماشاگران به نمایش گذاشتند.

conga [اسم]
اجرا کردن

رقص گروهی لاتین با حرکت خطی

Ex: At the cultural event , performers showcased traditional dances , including the vibrant conga , captivating the audience with their dynamic choreography and spirited performance .

در رویداد فرهنگی، اجراکنندگان رقص‌های سنتی را به نمایش گذاشتند، از جمله کانگا پرانرژی، که با رقص‌پردازی پویا و اجرای پرحرارت خود تماشاگران را مسحور کردند.

cotillion [اسم]
اجرا کردن

رقص سنتی قرن ۱۸ و ۱۹

Ex: Couples gracefully moved through the elegant steps of the cotillion dance , showcasing their skill and refinement on the dance floor .

زوج‌ها با ظرافت از میان گام‌های زیبای رقص کوتیلون حرکت کردند و مهارت و ظرافت خود را در صحنه رقص به نمایش گذاشتند.

habanera [اسم]
اجرا کردن

رقص محلی کوبا

Ex: The academy offered classes in traditional Cuban dances , including the habanera , attracting students eager to immerse themselves in the rich cultural heritage of the dance .

آکادمی کلاس‌هایی در رقص‌های سنتی کوبا، از جمله هابانرا ارائه می‌داد و دانشجویان مشتاق برای غوطه‌وری در میراث فرهنگی غنی رقص را جذب می‌کرد.

macarena [اسم]
اجرا کردن

رقص گروهی اسپانیایی

twist [اسم]
اجرا کردن

رقص تویست

Ex: The twist competition at the dance studio brought out the best in participants , who showcased their creativity and flair in the iconic dance moves .

رقابت تویست در استودیوی رقص بهترین ها را در شرکت کنندگان آشکار کرد، که خلاقیت و استعداد خود را در حرکات رقص نمادین به نمایش گذاشتند.

paso doble [اسم]
اجرا کردن

رقص اسپانیایی

Ex: The paso doble routine in the dance showcase featured intricate footwork and synchronized movements , showcasing the dancers ' skill and precision .

روال پاسو دوبله در نمایش رقص شامل حرکات پیچیده پا و حرکات هماهنگ بود که مهارت و دقت رقصندگان را به نمایش می‌گذاشت.

farandole [اسم]
اجرا کردن

رقص زنجیره‌ای سنتی فرانسوی

Ex: The dance troupe rehearsed the farandole routine with precision , ensuring each intricate step and formation was executed with grace and flair .

گروه رقص با دقت روتین فاراندول را تمرین کرد، مطمئن شد که هر گام پیچیده و فرماسیون با ظرافت و استیل اجرا شود.

اجرا کردن

رقص گروهی هماهنگ با حرکات سازمان‌یافته

one-step [اسم]
اجرا کردن

رقص سریع و ساده سالن

Ex: The dance instructor taught the class the basic steps of the one-step , emphasizing the importance of smooth transitions and connection between partners .

مربی رقص به کلاس مراحل اساسی one-step را آموزش داد و بر اهمیت انتقال‌های روان و ارتباط بین شرکا تأکید کرد.

beguine [اسم]
اجرا کردن

رقص کارائیبی آرام و رمانتیک

Ex: The dance studio hosted a workshop on the beguine , attracting enthusiasts eager to master the rhythmic patterns and fluid motions of the dance .

استودیو رقص یک کارگاه در مورد بگین برگزار کرد و علاقه‌مندان مشتاق برای تسلط بر الگوهای ریتمیک و حرکات سیال رقص را جذب کرد.

Boston [اسم]
اجرا کردن

رقص آهسته و نرم مانند والس

اجرا کردن

رقص نمایشی و دراماتیک فرانسوی

Ex: The dance troupe rehearsed tirelessly to perfect their rendition of the Apache dance , aiming to evoke the intense emotions and dynamics of the performance .

گروه رقص بی‌وقفه تمرین کردند تا اجرای خود از رقص آپاچی را کامل کنند، با هدف برانگیختن احساسات شدید و پویایی اجرا.

bump [اسم]
اجرا کردن

رقص دونفره شاد

barn dance [اسم]
اجرا کردن

رقص محلی در محیط روستایی

Ex: The barn dance fundraiser raised money for the local school , with attendees enjoying square dances , line dances , and plenty of homemade pie .

رقص انباری کمک مالی برای مدرسه محلی پول جمع آوری کرد، با شرکت کنندگانی که از رقص‌های مربعی، رقص‌های خطی و مقدار زیادی پای خانگی لذت بردند.

اجرا کردن

رقص سنتی روستایی آمریکایی یا بریتانیایی

bugg [اسم]
اجرا کردن

رقص سریع و شاد سوئدی

اجرا کردن

رقص دونفره آمریکایی با تمرکز بر حرکات دست