any written or spoken word considered as a series of letters and sounds, regardless of its meaning

واژه, لفظ
واژه "آه" اغلب در مکالمه به عنوان صدای تردید استفاده میشود، بدون هیچ معنای خاصی.
a particular occupation which one finds worthy and is trained for

کار, حرفه
پس از سالها جستجو، او در نهایت حرفهاش را به عنوان یک طراح گرافیک کشف کرد.
a division between a group of people caused by their disagreement over beliefs or views

تفرقه, اختلاف، جدایی
شکافهای تاریخی اغلب جوامع را دوباره شکل میدهند و منجر به تغییرات فرهنگی قابل توجهی میشوند.
severely critical or harsh

تند (انتقاد), کوبنده، خردکننده، تلخ
اظهارات تند او در جلسه هر جنبهای از پروژه را مورد انتقاد قرار داد.
capable of changing in form to be used for different purposes

قابلتبدیل
کوله پشتی دارای بند تبدیل شونده است که امکان استفاده از آن به عنوان کیف دوشی یا کوله پشتی را فراهم میکند.
the act of changing a place's function or purpose

تبدیل
کلیسا یک تبدیل را پشت سر گذاشت تا به یک مرکز جامعه تبدیل شود.
knowledgeable or experienced with something

آشنا (به)
آشنا بودن با استراتژیهای بازاریابی دیجیتال برای این نقش بسیار مهم است.
(of natural forces such as wind, water, or other environmental factors) to gradually wear away or diminish the surface of a material

(در اثر باران) فرسایش ایجاد کردن, شستن و بردن (خاک)
باد و باران صخرههای نمایان در قله کوه را فرسایش دادند.
the act of removing something such as a writing, drawing, or data

حذف, پاکشدگی
او متوجه حذف جزئیات مهم در سند قبل از ارسال آن شد.
to make someone drink too much alcohol and get drunk

مست کردن
هدف او مست کردن او بود تا به خواستههایش تن دهد، اما موفق نشد.
a state of drunkenness caused by consuming too much alcohol

مستی
مستی او زمانی آشکار شد که شروع به لکنت زبان و تلوتلو خوردن کرد.
lively, bold, and confident in a playful or appealing way

جسور, گستاخ، پررو
پاسخهای شادابی که او در طول مصاحبه داد، هوش سریع و جذابیتش را نشان داد.
to be applicable, connected, or relevant to a particular subject, circumstance, or situation

مربوط بودن به, راجع به (چیزی) بودن
دستورالعملهای قانونی مربوط به رفتار منصفانه با همه افراد است، صرف نظر از پیشینه یا هویت آنها.
determinedly continuing to do or to believe something, even when it gets difficult

مصمم, مصر، کلهشق، لجوج، سمج
موضع سرسختانه او در مورد این موضوع منجر به یک پیشرفت نهایی در مذاکرات شد.
the quality of having determination to continue doing or believing something in spite of any opposition or hardships

سماجت, سرسختی
پافشاری تیم زمانی نتیجه داد که آنها بالاخره پروژه چالش برانگیز را تکمیل کردند.
directly related to the matter being considered

مربوط
وکیل فقط سوالات مرتبط پرسید تا از هدر رفتن وقت در دادگاه جلوگیری کند.
a situation where there is not enough food that causes hunger and death

قحطی, خشکسالی
بسیاری از کشاورزان در طول قحطی دامهای خود را از دست دادند.
to be very hungry

گرسنه بودن
او احساس کرد که در طول جلسه طولانی شروع به گرسنگی کشیدن کرده است، و آرزوی یک میان وعده را داشت.
to free a person from slavery or forced labor

از بردگی یا اسارت رهانیدن
او خود را از سالهای بردگی رها کرد.
to come out or flow, often from a specific source

ناشی شدن از, منبعث شدن از، سرچشمه گرفتن از
خنده و شادی از کودکانی که در پارک بازی میکردند ساطع میشد.
