کتاب 'اینترچنج' مبتدی - واحد 11 - بخش 3
در اینجا واژگان از واحد 11 - بخش 3 در کتاب درسی Interchange Beginner را پیدا خواهید کرد، مانند "ویژه"، "هدیه"، "رسیدن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
different or better than what is normal

خاص, ویژه، بهخصوص
تیم سخت کار کرد تا یک تجربه ویژه برای مهمانانشان ایجاد کند.
the things we wear to cover our body, such as pants, shirts, and jackets

لباس, پوشاک
من باید لباسهایم را بشویم قبل از اینکه بتوانم دوباره بپوشم.
things that people and animals eat, such as meat or vegetables

غذا, خوراک
من دوست دارم فرهنگهای مختلف را از طریق غذاهای سنتی آنها کشف کنم.
to add beautiful things to something in order to make it look more attractive

تزئین کردن
تزئین کننده کیک، کیک عروسی را با طرحهای پیچیده به مهارت تزئین کرد.
to hand a thing to a person to look at, use, or keep

چیزی را به کسی دادن
او به من یک کلید برای دسترسی به انبار داد.
something that we give to someone because we like them, especially on a special occasion, or to say thank you

هدیه, کادو
او از هدیه غافلگیرکننده دوستانش خوشحال بود.
to have the ability to play a musical instrument well

بلد بودن (آلات موسیقی)
او در حال یادگیری نواختن پیانو است.
a public event where people or vehicles orderly move forward, particularly to celebrate a holiday or special day

راهپیمایی (مخصوصاً برای جشن)
او از شناورهای رنگارنگ و گروههای موسیقی در رژه لذت برد.
an occasion when we pack food and take it to eat outdoors, typically in the countryside

پیکنیک, گردش
در سفر جادهای خود، برای یک پیکنیک در کنار یک نقطه دیدنی توقف کردیم.
to look at a thing or person and pay attention to it for some time

تماشا کردن, نگاه کردن
او روی نیمکت پارک نشست و به بچههایی که در زمین بازی بازی میکردند نگاه کرد.
(usually plural) a small thing containing explosive powder that produces bright colors and a loud noise when it explodes or burns, mostly used at celebrations

وسیله آتشبازی, ترقه
کودکان با حیرت تماشا میکردند که آتشبازیهای رنگارنگ در بالای سرشان منفجر میشد.
a flower or a lot of flowers, particularly on a bush or a fruit tree

شکوفه, غنچه
در بهار، باغ سیب پر از گلهای سفید خوشبو است که زنبورها و سایر گرده افشانها را جذب میکند.
a piece of land with a government of its own, official borders, laws, etc.

کشور
پدربزرگ و مادربزرگ من به این کشور مهاجرت کردند تا فرصتهای بهتری پیدا کنند.
a fictional, small especially female creature that has magical powers, sometimes has the ability to grant wishes

پری
پریها اغلب با طبیعت مرتبط هستند و گفته میشود که از گیاهان و حیوانات محافظت میکنند.
a way of behaving or of doing something that is widely accepted in a society or among a specific group of people

سنت, رسمورسوم
دست دادن هنگام ملاقات با کسی یک عرف رایج در بسیاری از کشورها است.
very large in size

بسیار بزرگ, عظیم، گنده
او یک تلویزیون عظیم خرید که یک دیوار کامل در اتاق نشیمنش را اشغال میکرد.
a flat, typically round dish that we eat from or serve food on

بشقاب
او یک بشقاب تمیز برای دسر به من داد.
a small meal that is usually eaten between the main meals or when there is not much time for cooking

میانوعده, غذای سبک
او برخی از تنقلات را در کشوی میز خود در محل کار نگه میدارد.
having a lot of different and often bright colors

رنگارنگ, رنگی
هنرمند از یک پالت رنگارنگ برای خلق یک اثر هنری پر جنب و جوش و پویا استفاده کرد.
a sweet white or brown substance that is obtained from plants and used to make food and drinks sweet

شکر
یک قاشق چایخوری شکر میتواند قهوه یا چای صبحگاهی شما را شیرین کند.
the number 1 followed by 3 zeros

هزار
کارآفرین رویای ساختن شرکتی را داشت که چندین هزار نفر را در سراسر جهان استخدام میکرد.
of a particular age

ساله (برای بیان سن)
ماشین در گاراژ سی سال قدیمی است اما کاملاً کار میکند.
to make someone feel mildly shocked

غافلگیر کردن, متعجب کردن، شگفتزده کردن
همانطور که شعبدهباز حرکاتش را انجام میداد، تماشاگران با اشتیاق تماشا میکردند، منتظر چیزی بودند که آنها را غافلگیر کند.
to estimate or form a conclusion about something without sufficient information to verify its accuracy

حدس زدن
آیا میتوانید حدس بزنید چند ژلهبین در شیشه وجود دارد؟
a fine powder made by crushing wheat or other grains, used for making bread, cakes, pasta, etc.

آرد
نانوا سطح کار را با آرد پوشاند تا خمیر نچسبد.
a shop of any size or kind that sells goods

مغازه, فروشگاه
او در یک فروشگاه موسیقی کار میکند و عاشق کارش است.
feeling very happy, interested, and energetic

هیجانزده, مشتاق
او قبل از اجرای رقصش هیجانزده و عصبی احساس میکرد.
a written or printed message that is sent to someone or an organization, company, etc.

نامه, بخشنامه
او یک نامه استعفا به رئیسش فرستاد.
to come to a certain level or state, or a specific point in time

رسیدن
محبوبیت او در اواخر دهه 1990 به اوج خود رسید.
an established way of thinking or doing something among a specific group of people

سنت, رسمورسوم
سنّت داستانگویی قرنهاست که منتقل شده است.
a class or group of people or things that have common characteristics or share particular qualities

نوع, جور، گونه
محیطزیستشناسان تأثیر آلودگی بر انواع مختلف اکوسیستمها را مطالعه میکنند.
a symbol or letters used in math, music, or other subjects to show an instruction, idea, etc.

علامت, نشانه
در شیمی، معادلات شیمیایی اغلب شامل علامتهایی مانند فلش (→) برای نشان دادن جهت یک واکنش هستند.
