کتاب 'اینترچنج' مبتدی - واحد 13 - بخش 2

در اینجا واژگان از واحد 13 - بخش 2 در کتاب درسی Interchange Beginner را پیدا خواهید کرد، مانند "turn around"، "library"، "visit" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینترچنج' مبتدی
اجرا کردن

چرخیدن

Ex:

او مجبور شد بچرخد و به خانه برگردد زیرا کیف پولش را فراموش کرده بود.

to look up [فعل]
اجرا کردن

جستجو کردن (در لغت‌نامه و غیره)

Ex: You can look up any unfamiliar term on the internet .

شما می‌توانید هر عبارت ناآشنا را در اینترنت جستجو کنید.

to go up [فعل]
اجرا کردن

بالا رفتن

Ex: The rocket will go up into space tomorrow morning .

موشک فردا صبح به فضا پرواز خواهد کرد.

down [قید]
اجرا کردن

پایین

Ex:

پس از اجرا، پرده به آرامی پایین آمد روی صحنه.

right [اسم]
اجرا کردن

راست

Ex: The door is on the right of the hallway .

در در سمت راست راهرو قرار دارد.

left [صفت]
اجرا کردن

چپ

Ex: The distinctive logo was embroidered on the left sleeve of the uniform , symbolizing unity and belonging .

لوگوی متمایز روی آستین چپ یونیفرم دوخته شده بود، که نماد وحدت و تعلق بود.

library [اسم]
اجرا کردن

کتابخانه

Ex: I returned the books I borrowed to the library yesterday .

دیروز کتاب‌هایی که از کتابخانه قرض گرفته بودم را پس دادم.

terminal [اسم]
اجرا کردن

پایانه (اتوبوس، هواپیما و غیره)

Ex: He met his friend at the terminal after a long journey .

او پس از یک سفر طولانی دوستش را در ترمینال ملاقات کرد.

tour [اسم]
اجرا کردن

گردشگری

Ex: We joined a guided tour to learn more about the national park 's wildlife .

ما به یک تور راهنما پیوستیم تا بیشتر درباره حیات وحش پارک ملی یاد بگیریم.

art [اسم]
اجرا کردن

هنر

Ex: I am learning the art of photography to capture moments in a creative way .

من در حال یادگیری هنر عکاسی هستم تا لحظات را به روشی خلاقانه ثبت کنم.

museum [اسم]
اجرا کردن

موزه

Ex: She admired the artwork displayed in the museum .

او از آثار هنری نمایش داده شده در موزه تحسین کرد.

fantastic [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده

Ex: They had a fantastic time on their vacation to Greece .

آنها در تعطیلات خود در یونان فوق‌العاده وقت گذراندند.

sculpture [اسم]
اجرا کردن

مجسمه

Ex: The public art installation featured a series of abstract sculptures that sparked conversation and contemplation among passersby .

نصب هنری عمومی شامل مجموعه‌ای از مجسمه‌های انتزاعی بود که گفتگو و تأمل را در میان رهگذران برانگیخت.

painting [اسم]
اجرا کردن

نقاشی (تصویر)

Ex: The painting of the countryside evokes feelings of serenity and peace

نقاشی از روستا احساس آرامش و صلح را برمی‌انگیزد.

to visit [فعل]
اجرا کردن

دیدن کردن

Ex: He made it a point to visit the beach at least once a month to relax and unwind .

او به دیدار از ساحل حداقل یک بار در ماه برای استراحت و آرامش اهمیت ویژه‌ای داد.

plant [اسم]
اجرا کردن

گیاه

Ex: The rose is a popular plant known for its beautiful flowers .

گل رز یک گیاه محبوب است که به خاطر گل‌های زیبایش شناخته می‌شود.

to leave [فعل]
اجرا کردن

رفتن

Ex: They will leave for their vacation tomorrow morning .

آنها فردا صبح برای تعطیلات خود خواهند رفت.

planetarium [اسم]
اجرا کردن

آسمان‌نما

Ex: The astronomer gave a lecture on exoplanets at the planetarium last weekend .

ستاره‌شناس آخر هفته در پلانتاریوم سخنرانی‌ای درباره سیارات فراخورشیدی ارائه داد.

rock [اسم]
اجرا کردن

سنگ

Ex: The rock by the sea was a favorite spot for local fishermen .

سنگ کنار دریا نقطه مورد علاقه ماهیگیران محلی بود.

moon [اسم]
اجرا کردن

ماه

Ex:

ماه کامل نوری نرم بر روی چشم‌انداز انداخت.

telescope [اسم]
اجرا کردن

تلسکوپ

Ex: The scientist used a powerful telescope to study distant galaxies .

دانشمند از یک تلسکوپ قدرتمند برای مطالعه کهکشان‌های دور استفاده کرد.

sky [اسم]
اجرا کردن

آسمان

Ex: The sky seemed endless , stretching as far as the eye could see .

آسمان بی‌پایان به نظر می‌رسید، تا جایی که چشم کار می‌کرد امتداد داشت.

monument [اسم]
اجرا کردن

بنای یادبود

Ex: The monument features intricate carvings that tell the story of the event it represents .

بنای یادبود دارای حکاکی‌های پیچیده‌ای است که داستان رویدادی را که نمایندگی می‌کند، روایت می‌کند.

huge [صفت]
اجرا کردن

بسیار بزرگ

Ex: The huge tree in their backyard provided shade for the entire garden .

درخت عظیم در حیاط خلوتشان سایه‌ای برای تمام باغ فراهم می‌کرد.

statue [اسم]
اجرا کردن

مجسمه

Ex: Visitors paid their respects at the solemn statue commemorating fallen soldiers in the war memorial .

بازدیدکنندگان در مقابل مجسمه جدی که یاد سربازان کشته شده در یادبود جنگ را گرامی می‌دارد، احترام خود را ابراز کردند.

writer [اسم]
اجرا کردن

نویسنده

Ex: The writer shared her writing process during the lecture .

نویسنده فرآیند نوشتن خود را در طول سخنرانی به اشتراک گذاشت.

president [اسم]
اجرا کردن

رئیس‌جمهور

Ex: He campaigned vigorously to become the next president of the United States .

او برای تبدیل شدن به رئیس‌جمهور بعدی ایالات متحده به شدت مبارزه کرد.

famous [صفت]
اجرا کردن

مشهور

Ex: The famous actor won numerous awards for his performances in blockbuster movies .

بازیگر معروف برای بازی‌هایش در فیلم‌های پرفروش جوایز زیادی کسب کرد.

artist [اسم]
اجرا کردن

هنرمند

Ex: The music festival featured artists from around the world .

جشنواره موسیقی میزبان هنرمندانی از سراسر جهان بود.

competition [اسم]
اجرا کردن

رقابت

Ex: Local farmers face tough competition from large-scale agricultural corporations .
to [take] place [عبارت]
اجرا کردن

رخ دادن

Ex: The seminar will take place in the afternoon .