کتاب 'اینترچنج' مبتدی - واحد 13 - بخش 1

در اینجا واژگان از واحد 13 - بخش 1 در کتاب درسی Interchange Beginner را پیدا خواهید کرد، مانند "داروخانه"، "آن طرف"، "عمومی"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینترچنج' مبتدی
place [اسم]
اجرا کردن

مکان

Ex: The library is a great place to find books on various topics .

کتابخانه مکان فوق‌العاده‌ای برای یافتن کتاب‌هایی در موضوعات مختلف است.

thing [اسم]
اجرا کردن

چیز

Ex: She bought a new thing for her kitchen that helps with cooking .

او یک چیز جدید برای آشپزخانه اش خرید که به پخت و پز کمک می‌کند.

to get [فعل]
اجرا کردن

رسیدن

Ex:

به من اطلاع دهید وقتی به دفتر رسیدید.

to buy [فعل]
اجرا کردن

خریدن

Ex: I always buy fresh products from the local farmers ' market .

من همیشه محصولات تازه را از بازار محلی کشاورزان می‌خرم.

post office [اسم]
اجرا کردن

اداره پست

Ex: They offer various postal services , such as express delivery and registered mail , at the post office .

آنها خدمات پستی مختلفی مانند تحویل سریع و پست سفارشی را در دفتر پست ارائه می‌دهند.

drugstore [اسم]
اجرا کردن

داروخانه

Ex: They found a sunscreen brand they liked at the local drugstore .

آن‌ها یک برند کرم ضدآفتاب را که دوست داشتند در داروخانه محلی پیدا کردند.

gas station [اسم]
اجرا کردن

جایگاه سوخت

Ex: They had their car washed at the gas station while refueling .

آنها ماشین خود را در پمپ بنزین در حالی که سوخت گیری می‌کردند شستند.

اجرا کردن

مرکز تجاری

Ex:

آن‌ها در فروش تعطیلات در فروشگاه بزرگ محلی معاملات عالی پیدا کردند.

bank [اسم]
اجرا کردن

بانک

Ex: They visited the bank to apply for a loan to purchase a car .

آنها به بانک مراجعه کردند تا برای خرید ماشین وام بگیرند.

bookstore [اسم]
اجرا کردن

کتاب‌فروشی

Ex: Nestled among the cafes and boutiques , the bookstore beckons with its cozy atmosphere and shelves stocked with literature for all tastes , complemented by a curated selection of stationery essentials .

در میان کافه‌ها و بوتیک‌ها، کتابفروشی با فضای دنج و قفسه‌های پر از ادبیات برای تمام سلیقه‌ها، همراه با انتخاب مناسبی از ملزومات نوشت‌افزار، به استقبال می‌آید.

coffee shop [اسم]
اجرا کردن

کافی‌شاپ

Ex: She sat in the corner of the coffee shop , reading a book .

او در گوشه‌ای از کافی‌شاپ نشسته بود و کتاب می‌خواند.

supermarket [اسم]
اجرا کردن

سوپرمارکت

Ex: She prefers shopping at the supermarket because of the wide variety of products available .

او ترجیح می‌دهد در سوپرمارکت خرید کند به دلیل تنوع گسترده محصولات موجود.

backpack [اسم]
اجرا کردن

کوله‌پشتی

Ex: The durable backpack had compartments for water bottles and snacks .

کوله‌پشتی بادوام دارای محفظه‌هایی برای بطری‌های آب و تنقلات بود.

اجرا کردن

داروی سرماخوردگی

Ex: Some cold medicines contain ingredients that can make you sleepy .

برخی از داروهای سرماخوردگی حاوی موادی هستند که می‌توانند شما را خواب‌آلود کنند.

debit card [اسم]
اجرا کردن

کارت نقدی

Ex: She withdrew money from the ATM using her debit card .

او با استفاده از کارت بدهی خود از دستگاه خودپرداز پول برداشت کرد.

egg [اسم]
اجرا کردن

تخم‌مرغ

Ex:

او با سرخ کردن سیب‌زمینی و پیاز خرد شده همراه با تخم‌مرغ زده شده، املت اسپانیایی درست کرد.

espresso [اسم]
اجرا کردن

اسپرسو

Ex: The barista carefully brewed the espresso , producing a rich and intense flavor with a velvety crema on top .

باریستا به دقت اسپرسو را دم کرد، که طعمی غنی و شدید با کرم مخملی روی آن تولید کرد.

gasoline [اسم]
اجرا کردن

سوخت

Ex: He filled the tank with gasoline before heading on the road trip .

او قبل از رفتن به سفر باک را با بنزین پر کرد.

magazine [اسم]
اجرا کردن

مجله

Ex: The magazine features interviews with musicians and reviews of new albums .

مجله شامل مصاحبه‌هایی با موزیسین‌ها و بررسی آلبوم‌های جدید است.

stamp [اسم]
اجرا کردن

تمبر

Ex: Each letter in the collection had a unique stamp from different countries .

هر نامه در مجموعه یک تمبر منحصر به فرد از کشورهای مختلف داشت.

public [صفت]
اجرا کردن

عمومی

Ex:

سیستم‌های حمل و نقل عمومی برای استفاده توسط تمام ساکنان طراحی شده‌اند.

restroom [اسم]
اجرا کردن

دستشویی عمومی

Ex: The restroom sign was visible from the lobby .

علامت توالت از لابی قابل مشاهده بود.

emergency [اسم]
اجرا کردن

وضعیت اضطراری

Ex: He called 911 when he realized the flooding in his basement was an emergency .
corner [اسم]
اجرا کردن

گوشه

Ex: He folded the paper neatly , making sure each corner was perfectly aligned .

او کاغذ را به دقت تا کرد، مطمئن شد که هر گوشه کاملاً تراز شده است.

across [حرف اضافه]
اجرا کردن

آن‌طرف

Ex: The bookshelf is across the hall from the bedroom .

قفسه کتاب روبه‌روی راهرو از اتاق خواب است.

next to [حرف اضافه]
اجرا کردن

کنار

Ex: The swimming pool is next to the gym in the recreation center .

استخر کنار سالن ورزشی در مرکز تفریحی قرار دارد.

between [حرف اضافه]
اجرا کردن

بین

Ex: The river flows between the two cliffs .

رودخانه بین دو صخره جریان دارد.

attraction [اسم]
اجرا کردن

جذابیت

Ex: The new park 's attraction is its state-of-the-art playground .

جاذبه پارک جدید، زمین بازی پیشرفته آن است.

center [اسم]
اجرا کردن

مرکز

Ex:

مرکز اصلی خرید شهر همیشه شلوغ است.

avenue [اسم]
اجرا کردن

بزرگراه عریض

Ex: The city planted cherry blossom trees along the avenue , creating a beautiful springtime display .

شهر درختان گیلاس شکوفه را در امتداد خیابان کاشت و نمایشی زیبا از بهار ایجاد کرد.

street [اسم]
اجرا کردن

خیابان

Ex: They walked down the busy street , lined with shops and restaurants .

آنها در خیابان شلوغی که با مغازه‌ها و رستوران‌ها پوشیده شده بود، راه رفتند.

far [قید]
اجرا کردن

دور

Ex: She walked far into the forest before finding the hidden lake .

او قبل از پیدا کردن دریاچه پنهان، دور به داخل جنگل راه رفت.