کتاب 'اینترچنج' مبتدی - واحد 16
در اینجا واژگان از واحد 16 در کتاب درسی Interchange Beginner را پیدا خواهید کرد، مانند "جلسه"، "نگهداری از کودک"، "محبوب" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a written or spoken piece of information or communication sent to or left for another person

پیام
من یک پیام برای دوستم روی صندوق پست صوتی او گذاشتم.
making use of imagination or innovation in bringing something into existence

خلاق
من خواهرم را فردی خلاق میبینم، همیشه با ایدههای جدید برای محصولاتی که در مغازهاش بفروشد میآید.
an event in which people meet, either in person or online, to talk about something

جلسه
من او را در یک جلسه کاری سال گذشته ملاقات کردم.
used to show a particular place or position

در (مکان)
او هنوز در ایستگاه اتوبوس منتظر است.
used to show that something exists or happens inside a space or area

در (حرف اضافه مکان), درون، داخل
کلیدها در کولهپشتی من هستند.
in contact with and upheld by a surface

روی, بر
بشقابها روی میز هستند.
(second-person pronoun) used for referring to the one or the people we are writing or talking to

تو, شما
آیا تو بستنی شکلاتی دوست داری؟
(subjective third-person singular pronoun) used when referring to a male human or animal that was already mentioned or one that is easy to identify

او (مرد)
او از بازی فوتبال با دوستانش در آخر هفته لذت میبرد.
(subjective first-person plural pronoun) used by a speaker when they want to talk or write about themselves and at least one other person

ما
آیا میتوانیم-ما فردا برای بحث در مورد پروژه ملاقات کنیم؟
(subjective third-person plural pronoun) used when referring to the things or people that were already mentioned

آنها
آیا میدانی آنها بعد از مهمانی کجا رفتند؟
(objective first-person singular pronoun) used by the speaker to refer to themselves when they are the object of a sentence

به من, من را
او سارا و من را به مهمانی دعوت کرد.
(second-person pronoun) used for referring to the one or the people we are writing or talking to

تو, شما
آیا تو بستنی شکلاتی دوست داری؟
(objective third-person singular pronoun) used when referring to a male human or animal as the object of a sentence

به او (مرد), او را (مرد)
آنها او را به مهمانی دعوت کردند.
(objective third-person singular pronoun) used when referring to a female human or animal that is the object of a sentence

به او (زن), او را (زن)
من او را برای بحث در مورد پروژه صدا زدم.
(objective first-person plural pronoun) used by the speaker to refer to themselves and at least one other person when they are the object of a sentence

به ما, ما را
لطفاً کلیدها را به ما بدهید.
(objective third-person plural pronoun) used when referring to the aforementioned things or people that are the object of a sentence

به آنها, آنها را
باغبان گیاهان را آبیاری کرد و آنها را هرس کرد.
receiving a lot of love and attention from many people

محبوب, پرطرفدار
رستوران جدید برگر در مرکز شهر به دلیل طعم های منحصر به فردش به سرعت محبوب شد.
something that a person spends time doing, particularly to accomplish a certain purpose

فعالیت, کار
پیادهروی در پارک یک فعالیت آرامشبخش در فضای باز است.
the activity of living outdoors in a tent, camper, etc. on a vacation

کمپینگ, چادر زدن در طبیعت
در طول کمپینگ، همیشه به طبیعت احترام بگذارید و هیچ ردی باقی نگذارید.
a large place where people go and pay to have fun and enjoy games, rides, or other activities

شهربازی
پارک تفریحی در طول تعطیلات تابستانی پر از بازدیدکنندگان هیجانزده بود.
an event held outdoors on a street or in a public place where people can enjoy food, entertainment, and other activities

نمایشگاه خیابانی
ما صنایع دستی را در نمایشگاه خیابانی مرکز شهر خریدیم.
a public performance by musicians or singers

کنسرت
او همیشه میخواسته گروه موسیقی مورد علاقهاش را در کنسرت ببیند.
an outdoor party during which food, such as meat, fish, etc. is cooked on a metal frame over an open fire

مهمانی کبابخوری, باربیکیو
او من را به باربیکیو خود در شنبه آینده دعوت کرد.
a written story that is meant to be performed on a stage, radio, or television

نمایش, تئاتر
ایستگاه رادیویی یک نمایش پخش کرد که شنوندگان را در سراسر کشور مجذوب خود کرد.
any theatrical performance that combines singing, dancing, and acting to tell a story

نمایش یا فیلم موزیکال, فیلم موزیکال
همیلتون یک موزیکال انقلابی است که داستان الکساندر همیلتون را از طریق ترکیبی منحصر به فرد از هیپ هاپ و ملودی های سنتی نمایش روایت میکند.
to cause a machine, device, or system to stop working or flowing, usually by pressing a button or turning a switch

خاموش کردن
وقت خواب است؛ کامپیوتر را خاموش کنیم و کمی استراحت کنیم.
to wish to do or have something

خواستن
من فقط میخواهم یک لیوان آب برای امروز.
to hold or own something

در اختیار داشتن
خانواده دارای یک کسب و کار سودآور املاک است.
to notice a thing or person with our eyes

دیدن
او دید که یک عنکبوت در حال بالا رفتن از دیوار است.
to feel that someone or something is good, enjoyable, or interesting

دوست داشتن, خوش آمدن (از چیزی)
با وجود همه چیزهایی که برایش انجام دادم، فکر نمیکنم من را دوست داشته باشد.
used to indicate a habitual tendency, preference, or desire
![[فعل کمکی برای بیان ترجیحات]](https://api.langeek.co/v1/assets/flags/fa.png)
[فعل کمکی برای بیان ترجیحات]
او هر صبح میرفت پیادهروی کند.
to move over a particular distance

رفتن, طی کردن
در تور دوچرخهسواری خود، آنها هر روز چندین مایل میرفتند، از مناظر در طول مسیر لذت میبردند.
to have very strong feelings for someone or something that is important to us and we like a lot and want to take care of

عاشق بودن, دوست داشتن
او عمیقاً پدربزرگ و مادربزرگش را دوست دارد و اغلب به دیدنشان میرود.
to want something or someone that we must have if we want to do or be something

نیاز داشتن, احتیاج داشتن
من به موسیقی نیاز دارم تا هنگام کار به من کمک کند تمرکز کنم.
to take care of a child or children while their parents are away

پرستاری بچه کردن
آیا میتوانید وقتی ما برای شام بیرون میرویم از بچهها مراقبت کنید؟
the maximum extent or quantity of something that is legally permitted or allowed by regulations or laws

بیشترین حد مجاز, سقف
برای محافظت از محیط زیست، محدودیتهای شدیدی در مورد انتشار آلایندهها از کارخانههای صنعتی وجود دارد.
to be the organizer of an event such as a meeting, party, etc. to which people are invited

میزبانی کردن, میزبان بودن
دوستان میتوانند برای جشن گرفتن مناسبتهای خاص با عزیزانشان یک مهمانی شام برگزار کنند.
a group of musicians and singers playing popular music

گروه موسیقی
موسیقی گروه عناصر جاز، سول و هیپ هاپ را در هم میآمیزد و صدایی منحصر به فرد خلق میکند.
to discover information about something or someone by looking, asking, or investigating

بررسی کردن, تحقیق کردن
قبل از ترک، لطفاً جیبهای خود را برای کلیدهایتان بررسی کنید.
an elevated area, especially in theaters, on which artists perform for the audience

صحنه (تئاتر و...)
گروه آهنگهای معروف خود را روی صحنه اصلی جشنواره اجرا کرد.
someone who plays a musical instrument or writes music, especially as a profession

نوازنده, موسیقیدان
او فقط یک موسیقیدان نیست، بلکه یک ترانهسرای بااستعداد نیز هست.
to give a performance of something such as a play or a piece of music for entertainment

اجرا کردن
کمدین در مقابل مخاطبان زیادی اجرا کرد.
the complete amount or entirety of something

جمع کل
کل جمعیت شهر بیش از یک میلیون است.
to visit places one has never seen before

سیاحت کردن, بازدید کردن
تیم، قلمروهای ناشناخته را کاوش میکند تا دانش علمی را گسترش دهد.
on some occasions but not always

گاهی, بعضی وقتها
فروشگاه گاهی اوقات تخفیفهایی روی برخی اقلام ارائه میدهد.
a person's signature, usually from someone famous or important

امضا
امضای او ارزش زیادی دارد.
referring to two things together

هر دو
او از پیادهروی و دوچرخهسواری لذت میبرد؛ هر دو این فعالیتها به او اجازه میدهند تا فعال بماند و از طبیعت لذت ببرد.
a large printed picture or notice, typically used for advertising or decoration

پوستر
برای اتاق خوابش، سارا تصمیم گرفت دیوارها را با یک پوستر از گروه مورد علاقهاش تزئین کند، که فضایی پرجنبوجوش ایجاد میکرد و شخصیت او را منعکس میکرد.
to write one's name or mark on a document to indicate acceptance, approval, or endorsement of its contents

امضا کردن
در حال حاضر، مدیر به طور فعال در حال امضا کردن نامهها برای ارسال پستی آینده است.
needing or wanting something to eat

گرسنه, needing food
او پس از پایان تمرینش در باشگاه احساس گرسنگی کرد.
wanting or needing a drink

تشنه, needing a drink
تمرین رقص شدید او را تشنه کرد، بنابراین یک بطری نوشیدنی ورزشی برداشت.
to offer something, typically food or drink, to someone

ارائه کردن
میزبان قبل از غذای اصلی در مهمانی سرو کرد پیشغذاها را.
every single person in a group, community, or society, without exception

همه
همه در محله در جلسه جامعه برای بحث در مورد پارک جدید شرکت کردند.
to look for and buy different things from stores or websites

به خرید رفتن
بسیاری از افراد ترجیح میدهند برای راحتی تحویل در خانه، خرید آنلاین کنند.
the middle part or point of an area or object

مرکز
کیک یک مرکز پر از خامه داشت که خوشمزه بود.
