تازهمتولدشده
یک عکاس دوقلوهای تازه متولد شده را در یک جلسه پرتره دوستداشتنی به تصویر کشید.
این صفات اطلاعاتی درباره مرحله زندگی یا بلوغ یک فرد ارائه میدهند، جوانی نسبی، میانسالی یا ارشدیت آنها را منتقل میکنند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
تازهمتولدشده
یک عکاس دوقلوهای تازه متولد شده را در یک جلسه پرتره دوستداشتنی به تصویر کشید.
جوانان
بازی بیسبال لیگ جوانان صبح روز شنبه برای بازیکنان 12 تا 14 ساله برگزار میشود.
دوره زمانی بین کودکی و بزرگسالی
نوجوان
مهمانی نوجوان یک رویداد پرجنب و جوش بود، با موسیقی، رقص و خنده که اتاق را پر کرده بود.
نوجوان
طغیان نوجوانی مرحلهای رایج است که جوانان استقلال خود را اعلام میکنند.
زیر سن قانونی
افراد زیر سن قانونی باید برای شرکت در برخی فعالیتها، مانند امضای قراردادها، رضایت والدین را کسب کنند.
جوان
باغ پر از گیاهان جوان بود که بعد از باران جوانه میزدند.
جوان و پرانرژی
علیرغم برنامه شلوغش، او توانست با ورزش منظم و رژیم غذایی سالم ظاهری جوان حفظ کند.
بالغ (از نظر جسمی)
جمعیت بالغ تشویق میشوند تا در غربالگریهای منظم سلامت برای تشخیص زودهنگام بیماریها شرکت کنند.
میانسال
او از خرد استاد میانسال خود تحسین میکرد.
پیرشدن
بازیگر پیر شونده با استعداد خود همچنان مخاطبان را تحت تأثیر قرار داد و ثابت کرد که سن از مهارت هنری نمیکاهد.
بالغ
سخنرانیهای استاد پیر پر از خرد و بینشی است که از سالها تجربه به دست آمده است.
پیر
او از خرد و تجربهای که با پیر شدن همراه بود، قدردانی کرد.
سالخورده
پیر
زن مسن داستانهایی از جوانی خود به اشتراک گذاشت، با یادآوری روزهای گذشته.
بدون تغییر باقی ماندن
رژیم مراقبت از پوست وعده داد که با به حداقل رساندن علائم قابل مشاهده پیری مانند چین و چروک و خطوط ریز، پوستی بیسن ارائه دهد.
سفید شدن
او متوجه موهای سفید شده خود در آینه شد و تصمیم گرفت آن را به عنوان نشانهای از خرد بپذیرد.