صفات ویژگی‌های فیزیکی انسان - صفت های سلامت و زندگی

این صفات اطلاعاتی درباره وضعیت جسمی، ذهنی و عاطفی یک فرد ارائه می‌دهند، که سطح تندرستی، انرژی یا سلامت کلی آنها را منتقل می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات ویژگی‌های فیزیکی انسان
alive [صفت]
اجرا کردن

زنده

Ex: He hugged his family tightly , relieved to see them alive and well after the natural disaster .

او خانواده‌اش را محکم در آغوش گرفت، با دیدن آنها زنده و سالم پس از فاجعه طبیعی احساس آرامش کرد.

well [صفت]
اجرا کردن

سالم

Ex:

او پس از یک هفته استراحت و بهبودی، به اندازه کافی خوب احساس می‌کرد تا به کار بازگردد.

healthy [صفت]
اجرا کردن

سالم

Ex: The healthy students were separated from the ones who had the flu .

دانش‌آموزان سالم از کسانی که آنفلوانزا داشتند جدا شدند.

sound [صفت]
اجرا کردن

سالم

Ex: She was sound enough to return to work .

او به اندازه‌ای سالم بود که بتواند به کار بازگردد.

wholesome [صفت]
اجرا کردن

سالم

Ex: The wholesome diet , rich in fruits and vegetables , supported her overall well-being .

رژیم غذایی مفید، سرشار از میوه‌ها و سبزیجات، به سلامت کلی او کمک کرد.

robust [صفت]
اجرا کردن

سالم و نیرومند

Ex: The robust firefighter effortlessly carried the injured person out of the burning building .

آتش‌نشان قوی‌هیکل به راحتی فرد مجروح را از ساختمان در حال سوختن بیرون برد.

immune [صفت]
اجرا کردن

مصون (بیماری)

Ex: Some individuals are naturally immune to certain diseases due to genetic factors .

برخی افراد به طور طبیعی به دلیل عوامل ژنتیکی در برابر برخی بیماری‌ها مصون هستند.

unscathed [صفت]
اجرا کردن

صدمه‌ندیده

Ex: Against all odds , the fragile vase survived the fall and remained unscathed .

برخلاف همه احتمالات، گلدان شکننده از سقوط جان سالم به در برد و سالم ماند.

sanitary [صفت]
اجرا کردن

بهداشتی

Ex: The swimming pool undergoes regular maintenance to keep the water clean and sanitary for swimmers .

استخر شنا تحت تعمیر و نگهداری منظم قرار می‌گیرد تا آب را برای شناگران تمیز و بهداشتی نگه دارد.

hale [صفت]
اجرا کردن

سالم

Ex: The hale woman embraced an active lifestyle , engaging in daily walks and fitness activities .

زن سالم یک سبک زندگی فعال را پذیرفت، که شامل پیاده‌روی روزانه و فعالیت‌های تناسب اندام می‌شد.

nourished [صفت]
اجرا کردن

تغذیه شده

Ex: The nourished hair and skin indicated that she took good care of herself with a nutritious diet and skincare routine .

مو و پوست تغذیه‌شده نشان می‌داد که او با یک رژیم غذایی مغذی و روال مراقبت از پوست به خوبی از خود مراقبت می‌کرد.

sprightly [صفت]
اجرا کردن

چالاک

Ex:

سالمند پرنشاط کلاس ورزش را با انرژی و اشتیاق رهبری کرد، الهام‌بخش دیگران برای فعال ماندن.

salubrious [صفت]
اجرا کردن

مفید‌ برای‌ سلامتی

Ex: Regular exercise and a balanced diet are essential for maintaining a salubrious lifestyle and preventing chronic diseases .

ورزش منظم و رژیم غذایی متعادل برای حفظ یک سبک زندگی سالم و پیشگیری از بیماری‌های مزمن ضروری هستند.

spry [صفت]
اجرا کردن

چابک و پرانرژی

Ex:

شهروند مسن چالاک همه را با حرکات سریع و زیبایش روی زمین رقص شگفت‌زده کرد.

lively [صفت]
اجرا کردن

پرشوروحرارت

Ex: The lively child ran around the playground , laughing and playing with friends .

کودک پرجنب‌وجوش در زمین بازی دوید، خندید و با دوستانش بازی کرد.