زیبا
بازیگر به خاطر لبخند زیبای خود معروف است.
این صفات اطلاعاتی درباره جذابیت بصری، جذابیت، جذابیت یا ظرافت یک فرد ارائه میدهند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
زیبا
بازیگر به خاطر لبخند زیبای خود معروف است.
زیبا
زن صدایی زیبا و ظریف داشت که گوش دادن به آن لذت بخش بود.
ناز
دختر ناز چشمانی بزرگ و بیانگر و بینی دکمهای داشت.
جذاب
لبخند جذاب بازیگر خوشتیپ او را به دلبری برای بسیاری از طرفداران تبدیل کرد.
زیبا
او در لباس شبش کاملاً خیرهکننده به نظر میرسید.
شیک
عروس در لباس عروسی زیبا خود خیره کننده به نظر میرسید، در حالی که در راهرو راه میرفت، از لطف و جذابیت میدرخشید.
زشت
آرایش او را زشت نشان داد، بدون آن بسیار بهتر به نظر میرسید.
شیکپوش
زوج شیک توجهها را به خود جلب کردند در حالی که در خیابان راه میرفتند و لباسهای هماهنگ پوشیده بودند.
کچل
سر او پس از سالها تراشیدن کاملاً طاس شد.
جذاب (از نظر جنسی)
ویژگیهای تراشیدهاش و شخصیت مغناطیسیاش او را برای بسیاری به طرز باورنکردنی جذاب میکند.
ریش دار
آقای ریشدار به طور منظم موهای صورت خود را کوتاه میکرد تا ظاهری مرتب و تمیز داشته باشد.
آراسته
کودکان تلاش کردند برای ملاقات پدربزرگ و مادربزرگشان آراسته به نظر برسند، موهایشان را شانه زدند و پیراهنهایشان را داخل شلوار کردند.
جذاب
او فکر کرد که شوهرش در کت و شلوارش به ویژه خوشقیافه به نظر میرسد.
خوشتراش
علیرغم سنش، او ظاهری تراشیده داشت که در هر کجا که میرفت توجهها را به خود جلب میکرد.
جذاب و دلنشین
رقاصه با دقتی زیبا حرکت میکرد، هر حرکتش پر از زیبایی و ظرافت بود.
شیک
او همیشه در لباسهای مد روز و اکسسوریهای مینیمالیستی خود شیک به نظر میرسد.
شیک
او از یک لباس شیک قدردانی کرد که به او احساس اعتماد به نفس و آمادگی برای مصاحبه شغلی داد.
دمده و زشت (لباس)
او از پوشیدن لباس مندرس که باعث میشد احساس ناخوشایندی داشته باشد اجتناب کرد.
مد روز
او همیشه با دنبال کردن آخرین ترندها و گنجاندن آنها در کمد لباسش مُد روز میماند.