صفات ویژگی‌های فیزیکی انسان - صفت های جنسیت و تمایلات جنسی

صفت‌های جنسیت و گرایش جنسی طیف متنوعی از هویت‌ها، گرایش‌ها و بیان‌هایی را توصیف می‌کنند که افراد ممکن است داشته باشند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات ویژگی‌های فیزیکی انسان
male [صفت]
اجرا کردن

مذکر

Ex: Jack noticed the male cardinal 's brighter colors compared to the female as they foraged for food .

جک متوجه رنگ‌های روشن‌تر کاردینال نر در مقایسه با ماده شد در حالی که آنها در جستجوی غذا بودند.

female [صفت]
اجرا کردن

مؤنث

Ex: Despite being smaller , the female octopus displays incredible intelligence and problem-solving abilities .

علیرغم کوچکتر بودن، ماده اختاپوس هوش و توانایی‌های حل مسئله باورنکردنی را نشان می‌دهد.

feminine [صفت]
اجرا کردن

زنانه

Ex: The feminine aroma of the flowers filled the room with a sweet and delicate fragrance .

عطر زنانه گل‌ها اتاق را با رایحه‌ای شیرین و ظریف پر کرد.

masculine [صفت]
اجرا کردن

مردانه

Ex: Jack admired the masculine resilience and stoicism of the soldiers as they faced adversity on the battlefield .

جک به انعطاف‌پذیری مردانه و رواقی‌گری سربازان در مواجهه با سختی‌ها در میدان نبرد تحسین کرد.

agender [صفت]
اجرا کردن

بدون هویت جنسی

Ex: Jack admired the confidence and self-assurance of the agender activist as they advocated for greater awareness and acceptance .

جک به اعتماد به نفس و اطمینان فعال بی‌جنسیت در حالی که برای آگاهی و پذیرش بیشتر تلاش می‌کرد، تحسین کرد.

androgynous [صفت]
اجرا کردن

دارای خصوصیات مردانه و زنانه

Ex: Jack appreciated the androgynous voice of the singer , which had a captivating blend of depth and clarity .

جک از صدای دوجنسیتی خواننده قدردانی کرد، که ترکیبی جذاب از عمق و وضوح داشت.

transgender [صفت]
اجرا کردن

ترنسجندر

Ex:

جک از خواهر یا برادر تراجنسیتی خود با حضور در جلسات گروه حمایتی و دفاع از حقوق دگرباشان جنسی حمایت کرد.

non-binary [صفت]
اجرا کردن

نان‌باینری

Ex: Jack admired the confidence and self-assurance of the non-binary activist as they advocated for greater visibility and acceptance in society .

جک به اعتماد به نفس و اطمینان فعال غیر باینری احترام گذاشت در حالی که آنها برای دید بیشتر و پذیرش در جامعه تبلیغ می‌کردند.

genderfluid [صفت]
اجرا کردن

متغیر (در هویت جنسیتی)

Ex: Jack admires the resilience and authenticity of his genderfluid coworker , who confidently navigates their fluid gender identity in the workplace .

جک به انعطاف‌پذیری و اصالت همکار جنسیت‌سیال خود که با اطمینان هویت جنسیتی سیال خود را در محیط کار هدایت می‌کند، تحسین می‌کند.

اجرا کردن

دگرجنس‌گرا

Ex: The survey included both heterosexual and LGBTQ+ participants .

این نظرسنجی شامل شرکت‌کنندگان دگرجنس‌گرا و LGBTQ+ بود.

homosexual [صفت]
اجرا کردن

هم‌جنس‌گرا

Ex: Emily supports her homosexual sibling 's right to love and marry whomever they choose , advocating for LGBTQ+ rights and equality .

امیلی از حق برادر یا خواهر همجنسگرای خود برای دوست داشتن و ازدواج با هر کسی که انتخاب می‌کنند حمایت می‌کند، و برای حقوق و برابری LGBTQ+ طرفداری می‌کند.

asexual [صفت]
اجرا کردن

فاقد میل جنسی

Ex: Jack admires the self-awareness and authenticity of his asexual sibling , who confidently embraces their identity and values .

جک از خودآگاهی و اصالت خواهر یا برادر بی‌جنسی خود که با اطمینان هویت و ارزش‌های خود را می‌پذیرد، تحسین می‌کند.

queer [صفت]
اجرا کردن

کوییر

Ex:

جک در رویدادهای کوییر شرکت می‌کند تا از برابری و پذیرش همه گرایش‌های جنسی و هویت‌های جنسیتی حمایت کند.

bisexual [صفت]
اجرا کردن

دوجنس‌گرا

Ex: Emily supports her bisexual partner by creating a safe and accepting environment where they can freely express their identity .

امیلی از شریک دوجنس‌گرای خود با ایجاد یک محیط امن و پذیرا حمایت می‌کند، جایی که آنها می‌توانند آزادانه هویت خود را بیان کنند.

pansexual [صفت]
اجرا کردن

همه‌جنس‌گرا

Ex: David stands with his pansexual friend , challenging stereotypes and misconceptions about pansexuality in their social circles .

دیوید در کنار دوست پان‌سکشوال خود ایستاده است، کلیشه‌ها و تصورات نادرست درباره پان‌سکشوالیتی را در حلقه‌های اجتماعی خود به چالش می‌کشد.

demisexual [صفت]
اجرا کردن

دیمی‌سکشوال

Ex: Mary attends demisexual awareness events to show solidarity with the demisexual community and promote understanding and acceptance .

مری در رویدادهای آگاهی‌بخشی دیمی‌سکشوال شرکت می‌کند تا همبستگی خود را با جامعه دیمی‌سکشوال نشان دهد و درک و پذیرش را ترویج دهد.

erotic [صفت]
اجرا کردن

اروتیک

Ex: Jack feels uncomfortable discussing erotic topics in public settings .

جک در مورد بحث درباره موضوعات اروتیک در مکان‌های عمومی احساس ناراحتی می‌کند.