صفات ویژگیهای فیزیکی انسان - صفتهای شکل بدن
این صفات اطلاعاتی درباره کلیات، تناسبات یا ویژگیهای ساختاری فیزیک بدن یک فرد ارائه میدهند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
(of a person) having a height that is greater than what is thought to be the average height

بلند, قدبلند
با قد 1.96 متر، او بسیار بلندقد در نظر گرفته میشود.
(of a person) having a height that is less than what is thought to be the average height

قدکوتاه
مرد کوتاهقد مجبور شد روی نوک پاهایش بایستد تا به قفسه بالایی در فروشگاه مواد غذایی برسد.
healthy and strong, especially due to regular physical exercise or balanced diet

تندرست, خوشهیکل
او یک رژیم غذایی متعادل را دنبال میکند و پزشکش میگوید که او بسیار تناسب اندام دارد.
thin in an attractive way

ظریف, باریکاندام
او وضعیتی لاغر و زیبا دارد.
having a slender shape, often used to describe someone who is thin and wiry

لاغر, باریک
علیرغم فیزیک رشتهای او، به طور شگفتانگیزی قوی و چابک بود.
physically thin, fit, and attractive

خوشهیکل, متناسب
ورزشکار لاغر به راحتی ماراتن را با سرعت چشمگیری به پایان رساند.
having little body fat

خوشفرم
بازوها و پاهای لاغر در دوندگان ماراتن معمول است.
(of a person or body part) attractively thin

باریک و ظریف
having a very low amount of body fat

پوستواستخوان, لاغر
او ترجیح میداد لباسهای گشاد بپوشد تا اندام لاغر خود را پنهان کند.
(of a woman) small in an attractive way

ظریف, باریکاندام
علیرغم کوچک بودن جثهاش، او هر کجا که میرفت اعتماد به نفس و زیبایی از خود ساطع میکرد.
(of a person) tall and thin in a way that is not graceful

دیلاق, دراز و بدقواره
با وجود قد بلندش، قاب لاغر و بلند او به او ظاهری ناجور در زمین بسکتبال میداد.
having a waist that is slender or narrow

کمر باریک, لاغر اندام
او با بستن کمربند به لباسش، سیلوئت کمر باریک خود را برجسته کرد.
having long, slender legs in proportion to their body

بلند پا, لاغر و بلند
علیرغم جثه کوچکش، ظاهری پا بلند داشت که توجه ها را جلب می کرد.
(especially of a woman) beautiful, with a tall elegant figure

قدبلند و جذاب, خوشهیکل
زیبایی مجسمهوار او همه را در اتاق مسحور کرد وقتی که وارد شد.
(of a woman) elegant and slender in built

باریکاندام (زن), ظریف
علیرغم سنش، او با یوگا و تغذیه سالم، اندامی لاغر و زیبا حفظ کرد.
having a rounded and fat body shape

چاق
علیرغم ظاهر گرد او، با چابکی و زیبایی شگفتانگیزی حرکت میکرد.
(of a person) having a pleasantly rounded and slightly full-bodied appearance

چاق, فربه
having a body that is chubby with soft-looking flesh

چاق
علیرغم اندام لاغرش، بازوها و رانهای گوشتالویی داشت.
(particularly of a child or young adult) slightly overweight in a way that is considered cute or charming rather than unhealthy or unattractive

تپل, چاقالو
کودک تپل با خندهای شادمانه به سمت دیگر اتاق راه رفت.
(of a woman's body) attractive because of having curves

انحنادار (اندام), خوشاندام
(of women or their body part) having a full or generously proportioned figure

توپر
او شکل پر خود را در آغوش گرفت، در پوست خود احساس اعتماد به نفس و زیبایی کرد.
having a short, plump, and unattractive figure

چاق و کوتاه, توپر
علیرغم ظاهر چاق و کوتاه او، او رفتاری مهربان و شاد داشت.
short and broad in stature, often with a thick and sturdy build

کوتاهقد و چاق
علیرغم قامت کوتاه و تنومند او، به طرز باورنکردنی قوی و ورزشکار بود.
(of a woman) having large breasts, wide hips and a narrow waist

با اندام برجسته, خوشفرم
علیرغم فشار اجتماعی برای لاغر بودن، او با اعتماد به نفس بدن خوشاندام خود را پذیرفت.
(of a woman's body) curvy and attractive with full breasts and wide hips

(زن) خوشاندام و شهوتبرانگیز
علیرغم ایدهآلهای اجتماعی، او با اعتماد به نفس و غرور بدن حجیم خود را پذیرفت.
(of a person) having a wider lower waist and narrower upper waist, resembling the shape of a pear

گلابیشکل (اندام)
او بدن گلابی شکل خود را در آغوش گرفت، در پوست خود احساس اعتماد به نفس و زیبایی کرد.
having wide and well-defined shoulders

چهارشانه
علیرغم قاب باریکش، او تناسبات شانههای پهن داشت که او را متمایز میکرد.
(especially of a man) round or a little overweight

کمیچاق
علیرغم ظاهر چاق خود، او با چابکی شگفتانگیزی روی زمین رقص حرکت میکرد.
(of a person) short and fat

تپل و قدکوتاه, چاق و کوتوله
کودک تپل با گونههای چاق و لبخندی شاد در زمین بازی راه رفت.
(especially of a man) having a short but quite solid figure with thick muscles

قدکوتاه ولی چارشانه
علیرغم قدش، او هیکلی تنومند داشت که در زمین فوتبال او را متمایز میکرد.
slender, flexible, and graceful in movement

چستوچالاک
علیرغم سنش، او با یوگا و رقص یک اندام چابک را حفظ کرد.
pleasantly small and attractive, often implying a sense of elegance

زیبا و ظریف
بالرین ظریف روی صحنه رقصید، حرکاتش سبک و اثیری بود.
(typically of a woman) having a curvy and well-proportioned body shape

توپر, خوشاندام
او سیلوئت تپل خود را در آغوش گرفت، در پوست خود احساس زیبایی و اعتماد به نفس کرد.
| صفات ویژگیهای فیزیکی انسان | |||
|---|---|---|---|
| صفات وزن | صفتهای شکل بدن | صفات زیبایی و سبک | صفات سن |
| صفات ناتوانی | صفتهای سلامت و زندگی | صفات بیماری و مرگ | صفتهای ویژگیهای فیزیکی انسان |
| صفتهای جنسیت و جنسیت | صفات حالات فیزیکی موقت | ||