صفات ویژگیهای فیزیکی انسان - صفات حالات فیزیکی موقت
این صفات وضعیت یا ویژگیهای بدن را که قابل تغییر هستند، مانند "گرسنه"، "خسته"، "بیدار" و غیره را منتقل میکنند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
needing or wanting something to eat

گرسنه, needing food
او پس از پایان تمرینش در باشگاه احساس گرسنگی کرد.
without anyone else

تنها, بهتنهایی، دستتنها
او عصر را تنها به خواندن کتاب گذراند.
not under the influence of alcohol or drugs

*هوشیار
او تصمیم گرفت در مهمانی هوشیار بماند تا از تأثیر مواد مخدر جلوگیری کند.
heavily affected or exited by a chemical substance, especially alcohol

کاملاً مست
او با لرزش از بار خارج شد، خندهاش نشان میداد که قبلاً مست بوده است.
having had too much alcohol and visibly affected by it

مست
مست بودن میتواند منجر به خطرات سلامتی و حوادث شود.
feeling calm and at ease without tension or stress

آسودهخاطر, بیخیال، آرام
در کنار شومینه نشسته بود، در حالی که صدای ترق و تروق شعلهها را میشنید، احساس آرامش میکرد.
not conscious or awake

خوابیده, خفته، بهخوابرفته
او بیحرکت و خوابیده دراز کشیده بود، آشفته از سر و صدای بیرون نبود.
not in a state of sleep or unconsciousness

بیدار, بهوش، هشیار
سر و صدای بیرون او را بیدار نگه داشت برای بیشتر شب.
wanting or needing a drink

تشنه, needing a drink
تمرین رقص شدید او را تشنه کرد، بنابراین یک بطری نوشیدنی ورزشی برداشت.
confined or held prisoner, unable to escape

اسیر, در اسارت
حیوان اسیر در قفس خود به جلو و عقب میرفت، مشتاق آزادی.
affected by alcohol to the extent of being visibly intoxicated

*مست
اجتناب از رفتار مست برای نوشیدن مسئولانه ضروری است.
feeling dizzy or lightheaded

سرگیجه, گیج
دارو باعث شد او احساس سرگیجه کند، بنابراین مجبور بود هنگام بلند شدن مراقب باشد.
feeling as if one is likely to vomit

با حالت تهوع
بوی تند غذاهای دریایی باعث شد او احساس تهوع کند، بنابراین مجبور شد رستوران را ترک کند.
needing to sleep or rest because of not having any more energy

خسته
او احساس خستگی کرد و تصمیم گرفت چرت کوتاهی بزند.
experiencing extreme exhaustion

خستهوکوفته
پیادهروی طولانی در کوه او را خسته کرد و نیاز داشت مدتی استراحت کند.
feeling the need or desire to sleep

خوابآلود
یکنواختی سخنرانی باعث شد بسیاری از دانشآموزان احساس خوابآلودگی کنند، در حالی که برای بیدار ماندن تلاش میکردند.
extremely tired or worn out

ازنفسافتاده
او بعد از یک شب بیداری خسته به نظر میرسید.
feeling or displaying deep exhaustion

خسته
مسافران خسته سرانجام پس از سفری طاقتفرسا به مقصد خود رسیدند.
not having clothing or covering

برهنه, عریان
نوزاد با خوشحالی در حالی که در حیاط خلوت برهنه میدوید، خندید.
(of a part of the body) not covered by any clothing

برهنه, لخت
سینه برهنه او پس از یک تمرین شدید در باشگاه از عرق میدرخشید.
not having any clothing

برهنه, لخت
بازیگر در یک صحنه برهنه در فیلم ظاهر شد، آسیبپذیری و احساس خام را به تصویر کشید.
wearing one or multiple items of clothing

لباسپوشیده
او همیشه برای کار لباس شیک میپوشد، کت و شلوارهای دوخته شده و کفشهای واکس زده را انتخاب میکند تا تأثیر خوبی بگذارد.
feeling very sleepy

خوابآلود
دارویی که او برای آلرژی خود مصرف کرد، او را خوابآلود کرد، بنابراین از رانندگی اجتناب کرد.
lightly intoxicated from alcohol

نیمهمست, سرخوش
او در مهمانیها به راحتی مست میشود.
under the influence of alcohol or drugs to the point of being unable to think or act clearly

مست, مخمور
بارتندر از سرو الکل بیشتر به مشتری که به وضوح مست بود خودداری کرد.
having a great need for food

گرسنه, گرسنهی شدید
کوهنوردان پس از پیادهروی طولانی خود گرسنه بودند و با اشتیاق ناهارهای بستهبندی شده خود را خوردند.
desperately needing or wanting food

بهشدت گرسنه
او به نظر گرسنه میرسید و نمیتوانست منتظر سرو شام بماند.
experiencing extreme hunger

بسیار گرسنه
او بعد از تمرین شدید احساس گرسنگی شدید کرد و بلافاصله یک بار پروتئین برداشت تا گرسنگی خود را برطرف کند.
experiencing a slight feeling of hunger, desiring a small snack

دچار دلضعفه, کمی گرسنه
بعد از ساعتها مطالعه، او احساس گرسنگی خفیف کرد و تصمیم گرفت برای یک میانوعده سبک استراحت کند.
| صفات ویژگیهای فیزیکی انسان | |||
|---|---|---|---|
| صفات وزن | صفتهای شکل بدن | صفات زیبایی و سبک | صفات سن |
| صفات ناتوانی | صفتهای سلامت و زندگی | صفات بیماری و مرگ | صفتهای ویژگیهای فیزیکی انسان |
| صفتهای جنسیت و جنسیت | صفات حالات فیزیکی موقت | ||
