صفات ویژگیهای فیزیکی انسان - صفتهای ویژگیهای فیزیکی انسان
صفت های ویژگی های فیزیکی، کیفیت های ذاتی و ویژگی های ظاهر فیزیکی یک فرد را توصیف می کنند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
possessing a body that is healthy and strong

قادر, قوی
فیزیک قوی جک به او اجازه داد تا در ورزشها و فعالیتهای فضای باز عالی عمل کند.
capable of dying

فانی, میرنده
بدن فانی در برابر بیماری و آسیبها آسیبپذیر است، که به ما وجود محدودمان را یادآوری میکند.
having physical strength and resilience

سخت, مقاوم
کارگر سختکوش میتوانست بارهای سنگین را به راحتی بلند کند به دلیل سالها کار سخت.
(of a woman or a female animal) carrying a baby inside one's body

باردار, حامله
خواهر باردار سارا با شادی میدرخشید وقتی که خبر اضافه شدن عضو جدید به خانواده را به اشتراک گذاشت.
having abilities or qualities that go beyond what is considered normal or humanly possible

ابرانسانی, فوق بشری
ابرقهرمان دارای قدرت فرابشری بود که به او اجازه میداد به راحتی ماشینها را بلند کند.
(of a person) physically strong and healthy

قوی, نیرومند، بابنیه
علیرغم شرایط چالشبرانگیز، کوهنوردان قوی بدون مشکل به قله کوه رسیدند.
(of a person) powerful with large well-developed muscles

هیکلی, ماهیچهای
پاهای عضلانی ورزشکار او را به سمت پیروزی در مسابقه سوق داد.
lacking a head

بی سر, سربریده
عروسک بی سر در اتاق زیر شیروانی رها شده یافت شد، بدن چینی آن ترک خورده و رنگ باخته بود.
eating or craving food in large amounts and with great enthusiasm

سیریناپذیر, پرولع
خرس حریص به اردوگاه حمله کرد و تمام غذای بدون مراقبت را بلعید.
covered in a salty, colorless liquid that the body produces in reaction to extreme heat, fear, fever, or physical exertion

خیسِ عرق
پس از تمرین شدید، لباسهای عرقآلود تیم به بدنش چسبید.
with a strong body and well-built muscles

عضلانی, هیکلی
بازوهای قوی تیم وقتی که در باشگاه وزنه بلند میکرد متورم شدند و بینندگان را با قدرت خود تحت تأثیر قرار داد.
active and full of energy

پرانرژی
توله سگ پرانرژی تیم با اشتیاق در حیاط خلوت میپرید و به دنبال اسباببازیهای مورد علاقهاش میدوید.
energetic and physically capable, typically engaging in sports or other vigorous activities

ورزشی, پرانرژی
سبک زندگی ورزشی امیلی شامل تمرینات منظم در باشگاه و شرکت در لیگهای ورزشی تفریحی میشد.
excessively consuming alcohol and struggling to control or stop this habit

دائمالخمر, الکلی
پدر الکلی جک با وجود تلاشهای متعدد برای بازتوانی، در حفظ هوشیاری مشکل داشت.
(of a person) having enough water or moisture in the body to stay properly nourished and healthy

کمآب نبودن (بدن), هیدراته
نوشیدن منظم آب پوست شما را مرطوب و سالم نگه میدارد.
primarily using one's left hand for tasks

چپ دست, دست چپ
بتر چپدست در لحظهای پرتنش از بازی بیسبال با پرتابگر راستدست روبرو شد.
primarily using one's right hand for tasks

راستدست, عمدتاً از دست راست استفاده میکند
علیرغم راستدست بودن، مری یاد گرفت که با استفاده از دستورالعملهای چپدستها ببافد تا با جهتگیری خود سازگار شود.
using or possessing only one hand for tasks, activities, or actions

تک دست, با یک دست
علیرغم یک دست بودن، مری هنر نوشتن زیبا با دست چپ خود را به دست آورد.
marked with healed wounds or injuries

زخمی, نشان دار
دستهای زخمی تیم داستان سالهایی را که در ساختوساز و کارهای یدی گذرانده بود، روایت میکرد.
having a body that is flexible and can move and bend easily

انعطاف پذیر, نرم
عضلات انعطافپذیر سارا به او امکان داد تا به راحتی در کلاس یوگا انگشتان پایش را لمس کند.
| صفات ویژگیهای فیزیکی انسان | |||
|---|---|---|---|
| صفات وزن | صفتهای شکل بدن | صفات زیبایی و سبک | صفات سن |
| صفات ناتوانی | صفتهای سلامت و زندگی | صفات بیماری و مرگ | صفتهای ویژگیهای فیزیکی انسان |
| صفتهای جنسیت و جنسیت | صفات حالات فیزیکی موقت | ||
