نازپرورده کردن
در حالی که در تعطیلات بودند، خود را با ماساژ و سرویس اتاق لوس میکردند.
نازپرورده کردن
در حالی که در تعطیلات بودند، خود را با ماساژ و سرویس اتاق لوس میکردند.
تلو تلو خوردن
ماشین در پیچ لغزید، به سختی از برخورد با گاردريل اجتناب کرد.
ایفای نقش کردن
آنها در حال حاضر در کلاس نمایش صحنههایی از یک نمایش معروف را اجرا میکنند.
دادوبیداد کردن
مربی فوتبال به داور فریاد میزند، ناامیدی خود را از یک تصمیم جنجالی بیان میکند.
تحتتأثیر قرار دادن
کمبود تغذیه مناسب میتواند بر رشد جسمی و شناختی کودک تأثیر بگذارد.
یکه خوردن
فکر صحبت در جمع باعث میشود او به خود بلرزد، زیرا همیشه خجالتی بوده است.
لابه کردن
در طول شب، زنان برای جنگجویان کشته شده خود نوحه میخواندند، فریادهایشان سکوت را میدرید.
نیزه پرتاب کردن
در طول مسابقه، جنگجو توانایی خود را در نیزهزنی به اهداف با سرعت بالا نشان داد.
بدون محاکمه کشتن
در غرب وحشی، دزدان ادعایی گاو اغلب توسط دامداران عصبانی لینچ میشدند.
فکر (کسی را) به (چیز دیگری) مشغول کردن
مدیر زیرک توانست با تصدیق نگرانیها، انتقادات را منحرف کند.
تزریق کردن
پزشک به سرباز یک آرامبخش تزریق کرد تا او را آرام کند.
حک کردن
یادبود با نام کسانی که در نبرد کشته شده بودند حکاکی شده بود.
با کرباس پوشاندن
در حالی که خانه را بازسازی میکردند، قبل از پهن کردن فرش، کفها را با برزنت میپوشاندند.
پخش کردن (برنامه رادیویی یا تلویزیونی)
سواره بودن و نیزهبازی کردن
هفته آینده، شوالیههای شجاع در مسابقه سلطنتی به نبرد خواهند پرداخت، با امید به اثبات شجاعت و مهارت خود.
برانگیختن (احساسات)
داستان دلگرمکننده برای برانگیختن احساسات همدردی و دلسوزی در میان خوانندگان ساخته شد.
محکوم کردن
هیئت منصفه به طور یکسان تروریست را به دلیل نقشش در حمله به محکومیت طولانی مدت زندان محکوم کرد.
محکوم کردن
استاد سرقت ادبی را محکوم کرد و بر اهمیت صداقت علمی تأکید نمود.