a large tent used for outdoor events or performances, typically featuring a high peaked roof and often serving as a temporary venue

سایبان, خیمه، خیمه بزرگ
همانطور که خورشید غروب میکرد، هنرمندان سیرک تحت چادر رنگارنگ تماشاگران را سرگرم کردند، که هم کودکان و هم بزرگسالان را خوشحال کرد.
a musical or dramatic performance that takes place in daytime, especially in the afternoon

اجرای بعدازظهر
کارگردان از ویرایش ماتینه برای ایجاد انتقالهای پرتعلیق بین صحنهها استفاده کرد.
(law) a person or entity to whom property, rights, or obligations are transferred or delegated by another party through a legal assignment

قیم (حقوقی), مباشر
پس از امضای قرارداد، واگذارشده به مالک جدید ملک اجارهای تبدیل شد و تمام مسئولیتهای مرتبط را بر عهده گرفت.
an individual who participates in a conference or meeting

شرکتکننده در کنفرانس
به عنوان یک شرکت کننده در اجلاس سالانه، او فرصتی برای شبکهسازی با رهبران صنعت و تبادل ایدهها در مورد آخرین روندها داشت.
the recipient of goods or merchandise that have been shipped or transported

دریافتکننده (بازرگانی)
به عنوان تحویل گیرنده, او مسئول بازرسی کالاها در هنگام تحویل بود تا اطمینان حاصل شود که آنها با مشخصات توافق شده مطابقت دارند.
the point in the orbit of a celestial body, such as a satellite or moon, where it is closest to the Earth

حضیض (زمین)
ستارهشناسان ماه را در حضیض مشاهده کردند، نزدیکی غیرمعمول آن به زمین و تأثیرات آن بر الگوهای جزر و مد را یادداشت کردند.
a loose, flowing garment, typically made of a light, sheer fabric such as silk or chiffon, that is worn by women as a nightgown or a dressing gown

لباس خواب (بانوان), لباس خانگی
a fight that is noisy, confusing, and involves many people

ستیزه, غوغا
در طول اعتراض، ناگهان یک درگیری درگرفت در حالی که تنشها افزایش یافت.
a structure built along a riverbank to serve as a landing place for boats or ships

لنگرگاه, اسکله
فروشندگان در امتداد اسکله صف کشیده بودند و کالاها را به مسافران ورودی میفروختند.
the recorded ancestry or lineage of individuals, typically in the context of their descendants tracing back to a common ancestor

دودمان, ریشه، تبار، نژاد
او از یک تبار پزشکان میآید، با چندین نسل که پزشکی را تمرین میکنند.
quick, witty, and clever conversation or exchange of remarks

حاضرجوابی, جواب شوخیآمیز
در طول مصاحبه، کمدین تیزبینی خود را نشان داد و با شوخطبعی و ذکاوت به سوالات مجری پاسخ داد.
a change, often unexpected, in one's situation or fortune

تغییر, دگرگونی، تحول
دوستی آنها بر فراز و نشیبهای زمان و فاصله غلبه کرد.
natural talent or ability in a particular skill or area

استعداد ذاتی, گیرایی
او استعداد فوقالعادهای در یادگیری زبانها دارد و به راحتی زبانهای جدید را میآموزد.
the state of disuse or neglect, often resulting in the abandonment or cessation of a practice, custom, or law

عدم استعمال, موقوفشدگی
با ظهور فناوری دیجیتال، بسیاری از چاپخانههای سنتی به فراموشی افتادهاند زیرا تقاضا برای روزنامههای فیزیکی کاهش یافته است.
a statement or advice that is no longer effective or interesting because it has been repeated over and over again

حرف پوچ و تکراری, کلیشه، تکرار مکررات
گفتن اینکه "همه چیز به دلیلی اتفاق میافتد" در آن لحظه مانند یک کلیشهی توخالی به نظر میرسید.
the feeling of complete certainty

یقین, اطمینان، قطعیت
دانشمند اطمینان را در موفقیت آزمایش جدید ابراز کرد.
the distance between an object or point and sea level

ارتفاع (جغرافیا)
روستا در ارتفاع 1200 متری در دامنه کوه ها قرار دارد.
physical beauty or attractiveness, often characterized by aesthetically pleasing features, especially that of a woman

زیبایی, خوشاندامی، قشنگی
علیرغم زیبایی ظاهری او، او هوش و مهربانی را به عنوان ویژگیهایی که زیبایی واقعی را تعریف میکنند، ارزش میگذاشت.
a short section of a musical performance such as a fugue, opera, suite, etc. that introduces the main theme or subject

پیشدرآمد, پرلود
a feeling characterized by a lack of interest, enthusiasm, or energy

بیمیلی, بیرمقی
روال یکنواخت زندگی روزمره او منجر به احساس فراگیر خستگی شد و او را مشتاق تغییر و هیجان کرد.
