افعال عمل دستی - افعال برای تزئین

در اینجا برخی از افعال انگلیسی مربوط به تزئین مانند "آراستن"، "زیبا کردن" و "قاب گرفتن" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عمل دستی
to decorate [فعل]
اجرا کردن

تزئین کردن

Ex: The interior designer suggested using accent rugs to decorate the hardwood floors .

طراح داخلی پیشنهاد کرد از فرش‌های تزئینی برای تزئین کف‌پوش‌های چوبی استفاده شود.

to adorn [فعل]
اجرا کردن

آراستن

Ex: During the ceremony , they adorned the altar with elegant fabrics and floral arrangements .

در طول مراسم، آنها محراب را با پارچه‌های ظریف و آرایش گل‌ها آراستند.

اجرا کردن

تزیین کردن

Ex: The artist had a talent for embellishing pottery with intricate patterns and vibrant colors .

هنرمند استعدادی در آراستن سفال با الگوهای پیچیده و رنگ‌های زنده داشت.

to ornament [فعل]
اجرا کردن

تزیین کردن

Ex: The seamstress skillfully ornamented the gown with intricate embroidery and sequins .

خیاط به مهارت لباس را با گلدوزی پیچیده و سکه‌ها آراست.

to festoon [فعل]
اجرا کردن

آراستن

Ex: The artist beautifully festooned the art gallery with cascading garlands of paper flowers .

هنرمند گالری هنری را با تزئین زیبای گل‌های کاغذی آبشاری آراست.

to garland [فعل]
اجرا کردن

تزئین با حلقه گل

Ex: The artist creatively garlanded the sculpture with vines and leaves for a nature-inspired installation .

هنرمند به طور خلاقانه مجسمه را با تاک‌ها و برگ‌ها برای یک نصب‌آثار الهام‌گرفته از طبیعت تاج‌گذاری کرد.

to bedeck [فعل]
اجرا کردن

آراستن

Ex: The theater was bedecked with elaborate costumes and shimmering stage props for the performance .

تئاتر برای اجرا با لباس‌های پیچیده و وسایل صحنه درخشان آراسته شده بود.

to deck [فعل]
اجرا کردن

آراستن

Ex: During the celebration , they aimed to deck the outdoor area with lanterns and floral arrangements .

در طول جشن، آنها قصد داشتند منطقه بیرونی را با فانوس‌ها و آرایش‌های گل‌ تزئین کنند.

اجرا کردن

گلدوزی کردن (روی پارچه)

Ex: The traditional costume was beautifully embroidered with cultural symbols and vibrant colors .

لباس سنتی به زیبایی با نمادهای فرهنگی و رنگ‌های زنده دوخته شده بود.

to furbelow [فعل]
اجرا کردن

آراستن

Ex:

لباس قدیمی به زیبایی با توری های دوخته شده و روبان های ابریشمی furbelowed شده بود.

to fringe [فعل]
اجرا کردن

حاشیه زدن

Ex: The festival banners were fringed with playful streamers that fluttered in the breeze .

بنرهای جشنواره با نوارهای بازیگوشی که در نسیم می‌لرزیدند حاشیه‌دار بودند.

to do out [فعل]
اجرا کردن

تزیین کردن

Ex: Before the event , the team worked to do out the conference room with banners and posters .

قبل از رویداد، تیم برای آراستن سالن کنفرانس با بنرها و پوسترها کار کرد.

to furnish [فعل]
اجرا کردن

مبله کردن

Ex: The interior designer helped them furnish the dining area with an elegant table and matching chairs .

طراح داخلی به آنها کمک کرد تا منطقه غذاخوری را با یک میز شیک و صندلی‌های هماهنگ مبله کنند.

اجرا کردن

بازسازی کردن

Ex: The company refurbishes used laptops before selling them .

شرکت قبل از فروش لپ‌تاپ‌های دست دوم آن‌ها را بازسازی می‌کند.

to style [فعل]
اجرا کردن

به سبک خاصی طراحی کردن

Ex: She decided to style the living room with a minimalist approach , using clean lines and neutral tones .

او تصمیم گرفت اتاق نشیمن را با رویکرد مینیمالیستی استایل کند، با استفاده از خطوط تمیز و رنگ‌های خنثی.

to frame [فعل]
اجرا کردن

قاب گرفتن

Ex: He wanted to frame the certificate of achievement and display it prominently on the office wall .

او می‌خواست گواهی دستاورد را قاب کند و آن را به طور برجسته روی دیوار دفتر نمایش دهد.

اجرا کردن

تزئین کردن

Ex: The fashion blogger shared tips on how to accessorize a simple dress to create different looks .

بلاگر مد نکاتی درباره چگونگی اکسسوری کردن یک لباس ساده برای ایجاد ظاهرهای مختلف به اشتراک گذاشت.