افعال عمل گفتاری - افعال برای توضیحات
در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به توضیحات اشاره میکنند مانند "روشن کردن"، "تعریف کردن" و "بسط دادن" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to make something clear and easy to understand by giving more information about it

توضیح دادن
من نیاز دارم کسی مفهوم گرانش را برایم توضیح دهد.
to make something clear and easy to understand by explaining it more

شرح دادن, تبیین کردن، روشن کردن
سخنگو موضع شرکت را در مورد موضوع بحثبرانگیز در طول کنفرانس مطبوعاتی روشن کرد.
to explain or resolve confusion, making something easier to understand or less ambiguous

روشن کردن, شرح دادن
آیا میتوانید جزئیات مربوط به برنامه هفته آینده را روشن کنید؟
to clearly and explicitly explain something

با جزئیات توضیح دادن
او انتظارات خود را برای پروژه به وضوح بیان کرد، با ترسیم اهداف و تحویلدادنیهای خاص.
to make something easier or less complex to understand, do, etc.

ساده کردن, آسان کردن
بهروزرسانی نرمافزار با هدف سادهسازی رابط کاربری برای تجربهای کاربرپسندتر انجام شد.
to say the meaning of an expression or word, particularly in a dictionary

تعریف کردن, معنی کردن
همین حالا، استاد به طور فعال در حال تعریف اصطلاحات برای سخنرانی است.
to give more information to make the understanding more complete

جزئیات اضافه کردن
معلم دانشآموزان را تشویق کرد تا با گنجاندن جزئیات و مثالهای خاص، پاسخهای خود را بسط دهند.
to provide more details, information, or a more comprehensive explanation about a particular topic or idea

جزئیات بیشتر ارائه دادن, بیشتر توضیح دادن
در جلسه، استاد دانشجویان را تشویق کرد که در ارائه یافتههای تحقیقاتی خود بسط دهند.
to give a short and simplified version that covers the main points of something

خلاصه کردن
آیا میتوانید طرح رمان را برای کسانی که آن را نخواندهاند خلاصه کنید؟
to briefly state the most important parts or facts of something

خلاصه کردن, جمعبندی کردن
در طول مصاحبه، از او خواسته شد تا صلاحیتهای خود را در چند جمله خلاصه کند.
to give a brief description of something excluding the details

خلاصه گفتن, مختصر گفتن
مدیر خلاصهای از اهداف کلیدی پروژه آینده را در جلسه تیم ارائه داد.
to express the meaning of something written or spoken with a different choice of words

به بیان دیگر گفتن یا نوشتن
به جای نقل قول مستقیم، نویسنده انتخاب کرد که اطلاعات را بازنویسی کند تا با متن مقاله همخوانی داشته باشد.
to represent something in a short and brief manner

خلاصه کردن, به اختصار بیان کردن
روزنامهنگار به مهارت رویدادهای روز را در یک مقاله خبری مختصر خلاصه کرد.
to give a brief summary, especially by reviewing key points or events

خلاصه کردن, مرور نکات کلیدی
گوینده اخبار خلاصهای از برجستهترین اخبار روز را در بخش پایانی پخش ارائه داد.
to clearly define or state specific details, characteristics, or requirements

مشخص کردن
راهنمای نرمافزار مشخص خواهد کرد که نیازمندیهای سیستم برای نصب صحیح چیست.
to describe a specific subject, scene, person, etc.

شرح دادن
رمان به طور زنده به تصویر میکشد مبارزات یک خانواده جوان مهاجر را.
to describe something or someone through words

توصیف کردن
در رمان، نویسنده ضدقهرمان را به عنوان شخصیتی پیچیده با هر دو ویژگی نجاتبخش و نقصهای اخلاقی به تصویر میکشد.
to give details about someone or something to say what they are like

توصیف کردن
او احساسات هیجان خود را قبل از رویداد بزرگ توصیف کرد.
to provide a detailed description of someone or something

پروفایل کردن, توضیح مفصلی دادن
زندگینامهنویس قصد داشت زندگی دانشمند مشهور را پروفایل کند، با کشف خاطرات شخصی و مشارکتها در این زمینه.
to explain something by providing examples, doing experiments, etc.

شرح دادن, توضیح دادن، مثال آوردن
ارائهدهنده مفهوم واکنشهای شیمیایی را با مخلوط کردن سرکه و جوش شیرین در مقابل مخاطبان نشان داد.
to explain something thoroughly and with specific information

با جزئیات شرح دادن, به جزئیات پرداختن
در طول ارائه، سخنران ویژگیهای کلیدی و مزایای خط تولید جدید را به تفصیل شرح خواهد داد.
to describe the qualities of someone or something in a certain manner

توصیف کردن
کارآگاه متهم را به عنوان فردی بلندقامت، با جای زخم متمایز روی گونه چپش توصیف کرد.
