افعال عمل گفتاری - افعال برای توضیحات

در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به توضیحات اشاره می‌کنند مانند "روشن کردن"، "تعریف کردن" و "بسط دادن" یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عمل گفتاری
to explain [فعل]
اجرا کردن

توضیح دادن

Ex: He struggled to explain his ideas clearly to the team .

او برای توضیح واضح ایده‌هایش به تیم تلاش زیادی کرد.

to clarify [فعل]
اجرا کردن

شرح دادن

Ex: The manager clarified the new policy to ensure all employees understood the changes .

مدیر سیاست جدید را توضیح داد تا مطمئن شود همه کارمندان تغییرات را درک کرده‌اند.

to clear up [فعل]
اجرا کردن

روشن کردن

Ex: The manager cleared up the employees ' concerns by explaining the reasons behind the recent changes in the workplace .

مدیر با توضیح دلایل تغییرات اخیر در محل کار، نگرانی‌های کارمندان را روشن کرد.

اجرا کردن

با جزئیات توضیح دادن

Ex:

معلم تکلیف را برای دانش‌آموزان به وضوح توضیح داد، آن را به بخش‌های قابل مدیریت تقسیم کرد.

to simplify [فعل]
اجرا کردن

ساده کردن

Ex: The manager sought to simplify the process , streamlining workflows for increased efficiency .

مدیر به دنبال ساده‌سازی فرآیند بود، با ساده‌سازی گردش کار برای افزایش کارایی.

to define [فعل]
اجرا کردن

تعریف کردن

Ex: Lexicographers often define new terms in updated editions of dictionaries .

واژه‌نگاران اغلب اصطلاحات جدید را در ویرایش‌های به‌روز شده فرهنگ‌های لغت تعریف می‌کنند.

اجرا کردن

جزئیات اضافه کردن

Ex: In the interview , the candidate was asked to elaborate on their problem-solving skills , providing concrete examples from previous experiences .

در مصاحبه، از کاندیدا خواسته شد تا در مورد مهارت‌های حل مسئله خود به تفصیل توضیح دهد و مثال‌های عینی از تجربیات قبلی ارائه کند.

اجرا کردن

جزئیات بیشتر ارائه دادن

Ex:

در طول مصاحبه، از کاندیدا خواسته شد تا در مورد تجربیات کاری قبلی و دستاوردهای خود توضیح بیشتری بدهد.

اجرا کردن

خلاصه کردن

Ex: The teacher asked the students to summarize the chapter they had just read in their textbooks .

معلم از دانش‌آموزان خواست تا فصل‌هایی را که تازه در کتاب‌های درسی خود خوانده‌اند خلاصه کنند.

to sum up [فعل]
اجرا کردن

خلاصه کردن

Ex: The speaker took a moment to sum up the main points of the presentation .

گوینده لحظه‌ای وقت گرفت تا نکات اصلی ارائه را خلاصه کند.

to outline [فعل]
اجرا کردن

خلاصه گفتن

Ex: In the business plan , the entrepreneur outlined the goals and strategies for the next quarter .

در طرح کسب‌وکار، کارآفرین اهداف و استراتژی‌ها را برای سه‌ماهه آینده خلاصه کرد.

اجرا کردن

به بیان دیگر گفتن یا نوشتن

Ex: The editor suggested paraphrasing certain sentences to improve the flow and readability of the manuscript .

ویراستار پیشنهاد کرد که برخی از جملات را بازنویسی کند تا جریان و خوانایی دستنوشته بهبود یابد.

اجرا کردن

خلاصه کردن

Ex: The executive summary encapsulated the main findings of the extensive market research .

خلاصه اجرایی خلاصه یافته‌های اصلی تحقیق گسترده بازار را ارائه داد.

to recap [فعل]
اجرا کردن

خلاصه کردن

Ex: In the review session , the instructor recapped the essential information for the upcoming exam .

در جلسه مرور، مربی اطلاعات ضروری برای امتحان آینده را خلاصه کرد.

to specify [فعل]
اجرا کردن

مشخص کردن

Ex: The contract must specify the terms of payment , including the amount and due date .

قرارداد باید شرایط پرداخت، از جمله مبلغ و تاریخ سررسید را مشخص کند.

to depict [فعل]
اجرا کردن

شرح دادن

Ex: The novel has depicted the protagonist 's journey from childhood to adulthood .

رمان سفر شخصیت اصلی را از کودکی تا بزرگسالی به تصویر کشیده است.

to portray [فعل]
اجرا کردن

توصیف کردن

Ex: In his speech , the politician portrays his opponent as incompetent and untrustworthy .

در سخنرانی خود، سیاستمدار حریف خود را به عنوان فردی نالایق و غیرقابل اعتماد تصویر می‌کند.

to describe [فعل]
اجرا کردن

توصیف کردن

Ex: The guide described the historical significance of the ancient ruins .

راهنما اهمیت تاریخی ویرانه‌های باستانی را توضیح داد.

to profile [فعل]
اجرا کردن

پروفایل کردن

Ex: In the feature article , the author chose to profile a historic landmark , exploring its significance and architectural details .

در مقاله ویژه، نویسنده تصمیم گرفت یک بنای تاریخی را پروفایل کند، اهمیت و جزئیات معماری آن را بررسی کند.

اجرا کردن

شرح دادن

Ex: The salesperson demonstrated the product 's features and functionality to the customer .

فروشنده ویژگی‌ها و عملکرد محصول را به مشتری نشان داد.

to detail [فعل]
اجرا کردن

با جزئیات شرح دادن

Ex: The detective carefully detailed the sequence of events leading to the crime , creating a clear timeline for investigation .

کارآگاه به دقت جزئیات توالی رویدادهای منجر به جرم را توضیح داد و یک جدول زمانی واضح برای تحقیق ایجاد کرد.

اجرا کردن

توصیف کردن

Ex: The critic characterized the novel as a poignant exploration of human relationships and existential themes .

منتقد این رمان را به عنوان کاوشی تکان‌دهنده از روابط انسانی و مضامین وجودی توصیف کرد.