کشتن
آشپز مجبور شد قبل از پختن خرچنگ دریایی آن را بکشد.
در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به کشتن و تضعیف اشاره دارند مانند "کشتن"، "سر بریدن" و "ترور" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
کشتن
آشپز مجبور شد قبل از پختن خرچنگ دریایی آن را بکشد.
کشتن
جنگجو قسم خورد که اژدهایی که پادشاهی را ترور میکرد را بکشد.
کشتار کردن
فاتحان بیرحمانه کسانی را که در برابر تهاجمشان مقاومت میکردند قتلعام کردند.
ترور کردن
تکتیرانداز ماهر با موفقیت نخستوزیر را ترور کرد بدون اینکه شناسایی شود.
قتلعام کردن
رویداد غمانگیز شاهد زندگیهای بیگناهی بود که به طرز وحشیانهای قتلعام شدند.
کشتوکشتار کردن
طاعون توانایی نابود کردن شهرها و شهرکهای قرون وسطایی را داشت.
کشتن
سازمان جنایتکار به خاطر استفاده از روشهای مختلف برای از بین بردن کسانی که با فعالیتهایشان مخالفت میکردند، بدنام بود.
کشتار کردن
آنها قربانیان خود را سلاخی کردند و ردّی از ویرانی به جا گذاشتند.
تصفیه کردن
قاتل استخدام شد تا قبل از محاکمه، شاهد را بیصدا حذف کند.
بدون محاکمه کشتن
در غرب وحشی، دزدان ادعایی گاو اغلب توسط دامداران عصبانی لینچ میشدند.
شکار کردن
قبیله برای معیشت خود گاومیش شکار میکرد.
شکار کردن
در اعماق اقیانوس، ماهیهای بزرگتر برای زنده ماندن شکار ماهیهای کوچکتر میکنند.
سر بریدن
جلاد حکم را اجرا کرد و خائن محکوم را سر برید.
سر بریدن
جلاد به طور مؤثری محکوم را با یک ضربه سر برید.
برق زدن
مرد در طی یک طوفان برقگرفتگی شد وقتی که صاعقه به خط برق خورد.
گرسنگی دادن
اسیران با خشونت رفتار شدند و عمداً گرسنه نگه داشته شدند در اردوگاههای زندان.
با گاز حمله کردن
مجرم قصد داشت قربانی را با انتشار دودهای سمی در خانهاش گازگیری کند.
باعث خفگی شدن
در مواجهه با خطر قریبالوقوع، او به طور غریزی متجاوزی که خانوادهاش را تهدید میکرد خفه کرد.
خفه کردن
او احساس میکرد که یقه تنگ او را خفه میکند، نفس کشیدن را سخت میکرد.
خفه کردن
در دفاع از خود، او توانست مهاجم را خفه کند و فرار کند.
خفه کردن
کشتی گیر موفق شد حریفش را خفه کند و تنفس او را محدود کند.
خفه کردن
قاتل با موفقیت هدف خود را خفه کرد بدون اینکه ردی باقی بگذارد.
خفه شدن
صاحب حیوان خانگی مطمئن شد که گربه را در فضای محدودی رها نکند، از ترس اینکه ممکن است خفه شود.
خفه کردن
مجرم سعی کرد با پوشاندن دهان و بینی قربانی، او را خفه کند.
بی حس کردن
دارو به طور موقت ناحیه اطراف آسیب را بی حس میکند.
فلج کردن
در موارد شدید، آسیب نخاع میتواند هر دو دست و پا را فلج کند.
فلج کردن
یک آسیب درمان نشده میتواند تشدید شود و دامنه حرکتی فرد را معلول کند.
کور کردن
حادثه او را تهدید به کور کردن در یک چشم کرد.
کر کردن
قرار گرفتن طولانی مدت در معرض موسیقی بلند میتواند به تدریج فرد را ناشنوا کند.
لنگ کردن
کارگر ساختمانی اقدامات احتیاطی را برای جلوگیری از حوادثی که میتوانست او را لنگ کند انجام داد.