افعال روابط قدرت - افعال برای مدیریت

در اینجا برخی از افعال انگلیسی مربوط به مدیریت مانند "هدایت"، "نظارت" و "رهبری" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال روابط قدرت
to manage [فعل]
اجرا کردن

مدیریت کردن

Ex: She manages a successful online business from home .

او یک کسب‌وکار آنلاین موفق را از خانه مدیریت می‌کند.

to direct [فعل]
اجرا کردن

نظارت کردن

Ex: He was appointed to direct the research institute , shaping its projects and funding strategies .

او برای مدیریت مؤسسه تحقیقاتی منصوب شد، پروژه‌ها و استراتژی‌های تأمین مالی آن را شکل داد.

اجرا کردن

نظارت کردن

Ex: The manager is actively supervising the team 's performance .

مدیر به طور فعال نظارت بر عملکرد تیم دارد.

to run [فعل]
اجرا کردن

اداره کردن

Ex: Employees hope for changes in how the company is run .

کارمندان امیدوار به تغییراتی در نحوه مدیریت شرکت هستند.

to operate [فعل]
اجرا کردن

مدیریت کردن

Ex: The manager is currently operating the new system for better efficiency .

مدیر در حال حاضر سیستم جدید را برای کارایی بهتر اداره می‌کند.

to chair [فعل]
اجرا کردن

رئیس جلسه بودن

Ex: As the elected leader , she will chair the community organization 's board meetings .

به عنوان رهبر منتخب، او ریاست جلسات هیئت مدیره سازمان جامعه را بر عهده خواهد داشت.

to lead [فعل]
اجرا کردن

رهبری کردن

Ex: The research team was led by a renowned scientist .

تیم تحقیقاتی توسط یک دانشمند مشهور رهبری می‌شد.

to conduct [فعل]
اجرا کردن

اداره کردن

Ex: The captain is responsible for conducting the team 's training sessions to improve performance .

کاپیتان مسئول اجرای جلسات تمرین تیم برای بهبود عملکرد است.

اجرا کردن

به (مقام، شغل یا شهرت) سابق برگرداندن

Ex: The university decided to reinstate the professor 's tenure after resolving the misunderstanding .

دانشگاه تصمیم گرفت پس از رفع سوءتفاهم، بازگرداندن مقام استاد را.

to monitor [فعل]
اجرا کردن

تحت‌نظر گرفتن

Ex: Security cameras are installed throughout the city to monitor public areas for suspicious activity .

دوربین‌های امنیتی در سراسر شهر نصب شده‌اند تا مناطق عمومی را برای فعالیت‌های مشکوک مانیتور کنند.

to regulate [فعل]
اجرا کردن

اداره کردن

Ex: She frequently regulates the organization 's procedures for efficiency .

او به طور مکر تنظیم می‌کند رویه‌های سازمان را برای کارایی.

اجرا کردن

به عنوان شعبه پذیرفتن

Ex: The company is currently affiliating with international partners to enter new markets .

شرکت در حال حاضر با شرکای بین‌المللی همکاری می‌کند تا وارد بازارهای جدید شود.

to oversee [فعل]
اجرا کردن

نظارت کردن

Ex: The supervisor oversees the production line to check for quality control .

سرپرست بر خط تولید نظارت می‌کند تا کنترل کیفیت را بررسی کند.

اجرا کردن

اداره کردن

Ex: The department has recently administered a restructuring plan for efficiency .

این بخش اخیراً یک برنامه بازسازی برای کارایی مدیریت کرده است.

اجرا کردن

تربیت کردن

Ex: Over the years , he has successfully disciplined many athletes to reach their full potential .

در طول سال‌ها، او با موفقیت بسیاری از ورزشکاران را تربیت کرده تا به پتانسیل کامل خود برسند.

to head up [فعل]
اجرا کردن

رهبر یک گروه یا سازمان بودن

Ex:

از او خواسته شد تا رهبری گروه کاری را برای رسیدگی به مسائل زیست‌محیطی بر عهده بگیرد.

اجرا کردن

یک مسئولیت را بر عهده گرفتن

Ex: The president is set to preside over the annual national day celebrations .

رئیس جمهور آماده است تا بر جشن‌های سالانه روز ملی ریاست کند.

to leave to [فعل]
اجرا کردن

کسی را به حال خود گذاشتن (که به کار خود ادامه دهد)

Ex:

من می‌خواهم شما را با نقاشی‌تان تنها بگذارم در حالی که من می‌روم ناهار درست کنم.