افعال روابط قدرت - افعال برای واکنش به قدرت
در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به واکنش به قدرت اشاره دارند مانند "اطاعت کردن"، "به چالش کشیدن" و "شورش کردن".
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to be or act in accordance with a rule, standard, etc.

پیروی کردن, مطابق بودن
در تنظیمات رسمی، مرسوم است که به آداب و رسوم تثبیت شده پایبند باشید.
to follow commands, rules, or orders

اطاعت کردن, فرمانبرداری کردن
در کلاس درس، انتظار میرود دانشآموزان به دستورات معلم اطاعت کنند.
(of a monarch or ruler) to step down from a position of power

کنارهگیری کردن
حاکم به دلیل نگرانیهای سلامتی از تخت کنارهگیری میکند.
to act in accordance with rules, regulations, or requests

اطاعت کردن, پیروی کردن
ماه گذشته، تیم ساخت و ساز با کدهای ساختمانی اصلاح شده مطابقت داشت.
to give up or hand over control, often a territory or authority, to someone else

تسلیم کردن, واگذار کردن
حاکم تصمیم گرفت قدرت را به صورت مسالمتآمیز به یک دولت جدید واگذار کند تا از درگیری جلوگیری شود.
to surrender after negotiation or when facing overwhelming pressure

تسلیم شدن, دست از مقاومت برداشتن
پادشاهی با وجود تلفات فزاینده از تسلیم شدن خودداری کرد.
to refuse to follow rules, commands, or orders

نافرمانی کردن, سرپیچی کردن
عدم اطاعت از دستور دادگاه میتواند منجر به عواقب قانونی جدی شود.
to use force to prevent something from happening or to fight against an attack

مبارزه کردن, دفاع کردن, ایستادگی کردن, مقاومت کردن
علیرغم مواجهه با شانسهای قریب به یقین، ارتش به مقاومت در برابر پیشروی دشمن ادامه داد، و از تسلیم موضع خود خودداری کرد.
to strongly resist or oppose something

مقاومت کردن, مخالفت کردن
جامعه در مقابل تلاش برای اخراج آنها از خانههایشان مقاومت میکند.
to resist or endure the force, pressure, or challenges imposed upon oneself

تحمل کردن, تاب آوردن
پارچه مورد استفاده در مبلمان فضای باز طراحی شده است تا در معرض آب و هوای سخت مقاومت کند.
to refuse to respect a person of authority or to observe a law, rule, etc.

نافرمانی کردن, سرپیچی کردن
فعالان سرپیچی میکنند از تلاش دولت برای سرکوب آزادی بیان.
to firmly resist something

مقابله کردن
آنها به اخطار تخلیه اعتراض کردند و تا زمان رسیدگی به پروندهشان از ترک ملک خودداری کردند.
to oppose a ruler or government

شورش کردن
گروه فعالان قصد دارد دیگران را به شورش علیه بیعدالتی سیستماتیک ترغیب کند.
to lead a sudden and often forceful change against a government or system that is perceived as oppressive, seeking a radical transformation

شورش کردن, قیام کردن
جمعیت تحت ستم برای شورش علیه حکومت دیکتاتور سازماندهی شدند.
to forcefully remove a person of authority or power from their position

از قدرت پایین کشیدن
رهبر در یک قیام ناگهانی و خشونتآمیز سرنگون شد.
to remove someone from a position of power or authority, often through force or legal action

برکنار کردن
شورا به عزل شهردار به دلیل سوء مدیریت منابع رأی داد.
to cause the downfall or removal of rulers or leaders

سرنگون کردن, برانداختن
قیام با هدف سرنگونی حاکم مستبد و برقراری یک سیستم دموکراتیک تر انجام شد.
to join a rebellion or reject a previous allegiance, often as a group effort against authority or for a cause

قیام کردن, شورش کردن
شهروندان از پیشینههای مختلف متحد شدند تا قیام کنند و عدالت بخواهند.
to engage in violent and disorderly behavior, typically by a group of people, often in protest or as a reaction to a perceived injustice

شورش کردن, طغیان کردن
دانشجویان در محوطه دانشگاه شورش کردند و نارضایتی خود را از مدیریت ابراز داشتند.
to give up resistance or stop fighting against an enemy or opponent

تسلیم شدن
ژنرال اغلب برای جلوگیری از درگیری غیرضروری تسلیم میشود.
to hand over power, land, or a position to another, particularly due to being forced

واگذار کردن, تسلیم کردن، انتقال مالکیت دادن
کشور به ناچار کنترل صنایع کلیدی خود را واگذار میکند.
to accept the control, authority, or superiority of someone or something

تسلیم شدن
در مذاکرات، هر دو طرف باید به جای مجبور کردن یکی به تسلیم شدن، زمینه مشترکی پیدا کنند.
to transfer the possession or control of someone or something to another person or entity

مالکیت را واگذار کردن
او کلیدها را به صاحبخانه جدید تحویل داد.
to follow the rules, commands, or wishes of someone, showing compliance to their authority

اطاعت کردن, تبعیت کردن
در طول محاکمه، از شاهدان خواسته میشود که به دستورات قاضی پایبند باشند.
| افعال روابط قدرت | |||
|---|---|---|---|
| افعال برای حبس و آزادی | افعال برای محدودیت | افعال برای محرومیت | افعال برای اعمال قدرت |
| افعال برای واکنش به قدرت | افعال برای مدیریت | افعال برای بخشش و بیاعتنایی | |