محدود کردن
شورای شهر به محدود کردن سرعت در خیابانهای مسکونی برای تضمین ایمنی عابران پیاده رأی داد.
در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به محدودیت اشاره دارند مانند "محدود کردن"، "محصور کردن" و "محدود کردن" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
محدود کردن
شورای شهر به محدود کردن سرعت در خیابانهای مسکونی برای تضمین ایمنی عابران پیاده رأی داد.
محدود کردن
دولت به دلایل زیستمحیطی تصمیم گرفت استفاده از مواد شیمیایی خاص را محدود کند.
محاصره کردن
ارتش به طور استراتژیک دژ دشمن را محاصره کرد تا تسلیم شدن را القا کند.
محاصره کردن
کارآگاه تصمیم گرفت محل جرم را با نوار احتیاط محاصره کند.
محصور کردن
قلعه به طور استراتژیک با یک دیوار سنگی بلند محصور شده بود.
محدود کردن
آنها در حال حاضر برای جلوگیری از سوء استفاده، اختیارات سازمان نظارتی را محدود میکنند.
محلی کردن
اقدامات قرنطینه به منظور محلی سازی گسترش بیماری مسری بود.
مرزبندی کردن
رودخانه روستا را محصور کرده بود، مرزی طبیعی فراهم میکرد.
محاصره کردن
رشته کوه احاطه میکند به دره، و منظرۀ خیرهکنندهای ایجاد میکند.
دیوار کشیدن دور
شهر باستانی برای دفاع در برابر مهاجمان دیوارکشی شده بود.
محاصره کردن
کوهنوردان دور آتش کمپ حلقه زدند، از گرما و نور لذت میبردند.
حصار کشیدن
جنگل انبوه مسیر را مسدود کرد، که ادامه سفر را دشوار ساخت.
محاصره کردن
دژ باستانی به طور استراتژیک با دیواری دایرهای برای دفاع محصور شده بود.
محاصره کردن
زمین سنگی کاوشگران را محاصره کرده بود، که پیشرفت را دشوار میکرد.
حاشیه دادن
هنرمند تصمیم گرفت نقاشی را با یک خط نازک طلا حاشیهگذاری کند.