افعال روابط قدرت - افعال محرومیت

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را که به محرومیت اشاره دارند، مانند "انکار"، "تحریم" و "منع" خواهید آموخت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال روابط قدرت
to deprive [فعل]
اجرا کردن

محروم کردن

Ex: The authoritarian regime sought to deprive citizens of their basic freedoms .

رژیم اقتدارگرا تلاش کرد تا شهروندان را از آزادی‌های اساسی‌شان محروم کند.

اجرا کردن

محروم کردن (از مالکیت)

Ex: Legal actions were taken to dispossess the delinquent tenant of the rented apartment .

اقدامات قانونی برای محروم کردن مستأجر متخلف از آپارتمان اجاره‌ای انجام شد.

to strip [فعل]
اجرا کردن

محروم کردن

Ex: The court stripped the debtor of certain assets to repay creditors .

دادگاه برای بازپرداخت بستانکاران، برخی از دارایی‌های بدهکار را محروم کرد.

to bereave [فعل]
اجرا کردن

داغ‌دیده

Ex: The plane crash bereaved the nation of talented musicians .

سقوط هواپیما ملت را از نوازندگان بااستعداد محروم کرد.

to divest [فعل]
اجرا کردن

غصب کردن

Ex: The board decided to divest the CEO of decision-making authority after a series of poor choices .

هیئت مدیره تصمیم گرفت پس از یک سری انتخاب‌های ضعیف، مدیرعامل را از اختیار تصمیم‌گیری محروم کند.

to deny [فعل]
اجرا کردن

خود را محروم کردن

Ex: Despite the enticing aroma , she denied herself the temptation of ordering dessert at the restaurant .

علیرغم رایحه وسوسه‌انگیز، او از وسوسه سفارش دسر در رستوران خودداری کرد.

to rob [فعل]
اجرا کردن

غارت کردن

Ex: Unfair policies are robbing marginalized communities of essential social services .

سیاست‌های ناعادلانه، خدمات اجتماعی ضروری را از جوامع حاشیه‌نشین می‌ربایند.

to relieve [فعل]
اجرا کردن

تسکین دادن

Ex: In the dark alley , the mysterious figure attempted to relieve the unsuspecting victim of his wallet .

در کوچه تاریک، چهره مرموز سعی کرد قربانی بی‌خبر را از کیف پولش رها کند.

to withhold [فعل]
اجرا کردن

نگه داشتن

Ex: The witness was cautioned not to withhold any crucial details during the investigation .

به شاهد هشدار داده شد که در طول تحقیق هیچ جزئیات مهمی را پنهان نکند.

اجرا کردن

مصادره کردن

Ex: The court ruling allowed the utility company to expropriate the land for a new power line .

رأی دادگاه به شرکت آب و برق اجازه داد زمین را برای یک خط برق جدید مصادره کند.

to boycott [فعل]
اجرا کردن

تحریم کردن

Ex: Students planned to boycott classes to draw attention to the need for educational reforms .

دانش‌آموزان قصد داشتند کلاس‌ها را تحریم کنند تا توجه را به نیاز به اصلاحات آموزشی جلب کنند.

to censor [فعل]
اجرا کردن

سانسور کردن

Ex: In some countries , authorities actively censor online content to control information flow .

در برخی کشورها، مقامات به طور فعال محتوای آنلاین را سانسور می‌کنند تا جریان اطلاعات را کنترل کنند.

to embargo [فعل]
اجرا کردن

انتشار چیزی را ممنوع کردن

Ex: The research institution chose to embargo the study findings until they could be peer-reviewed and validated .

موسسه تحقیقاتی تصمیم گرفت یافته‌های مطالعه را تحریم کند تا زمانی که مورد بررسی همتا و تأیید قرار گیرند.

اجرا کردن

لیست سیاه کردن

Ex: Employers may blacklist individuals for dishonesty or misconduct .

کارفرمایان ممکن است افراد را به دلیل بی‌صداقتی یا سوءرفتار لیست سیاه کنند.