افعال انگلیسی اشاره کننده به "محرومیت"

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را که به محرومیت اشاره دارند، مانند "انکار"، "تحریم" و "منع" خواهید آموخت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال روابط قدرت
to deprive [فعل]
اجرا کردن

محروم کردن

Ex: Economic challenges can deprive individuals of access to basic necessities .

چالش‌های اقتصادی می‌توانند افراد را از دسترسی به ضروریات اولیه محروم کنند.

اجرا کردن

محروم کردن (از مالکیت)

Ex: Legal actions were taken to dispossess the delinquent tenant of the rented apartment .

اقدامات قانونی برای محروم کردن مستأجر متخلف از آپارتمان اجاره‌ای انجام شد.

to strip [فعل]
اجرا کردن

محروم کردن

Ex: Thieves attempted to strip the unsuspecting tourist of their valuables in the crowded market .

دزدها سعی کردند توریست بی‌خبر را در بازار شلوغ از وسایل قیمتی‌اش برهنه کنند.

to bereave [فعل]
اجرا کردن

داغ‌دیده

Ex: The war tragically bereaved many families of their relatives .

جنگ به طور غم‌انگیزی بسیاری از خانواده‌ها را از عزیزانشان محروم کرد.

to divest [فعل]
اجرا کردن

غصب کردن

Ex: Political changes may divest individuals of certain rights previously granted .

تغییرات سیاسی ممکن است افراد را از برخی حقوقی که قبلاً اعطا شده بود محروم کند.

to deny [فعل]
اجرا کردن

خود را محروم کردن

Ex: He denied himself the luxury of buying new clothes until he had saved enough money for a vacation .

او خود را از خرید لباس‌های جدید محروم کرد تا زمانی که پول کافی برای تعطیلات پس‌انداز کند.

to rob [فعل]
اجرا کردن

غارت کردن

Ex: Discrimination can rob individuals of equal opportunities in education and employment .

تبعیض می‌تواند افراد را از فرصت‌های برابر در آموزش و اشتغال محروم کند.

to relieve [فعل]
اجرا کردن

تسکین دادن

Ex: In the dark alley , the mysterious figure attempted to relieve the unsuspecting victim of his wallet .

در کوچه تاریک، چهره مرموز سعی کرد قربانی بی‌خبر را از کیف پولش رها کند.

to withhold [فعل]
اجرا کردن

نگه داشتن

Ex: The teacher decided to withhold the exam results until the plagiarism investigation was complete .

معلم تصمیم گرفت نتایج امتحان را نگه دارد تا تحقیقات سرقت ادبی تکمیل شود.

اجرا کردن

مصادره کردن

Ex: In times of war , authorities may expropriate homes for military purposes .

در زمان جنگ، مقامات ممکن است خانه‌ها را برای مقاصد نظامی مصادره کنند.

to boycott [فعل]
اجرا کردن

تحریم کردن

Ex: The workers decided to boycott the company until fair wages were implemented .

کارگران تصمیم گرفتند تا زمانی که دستمزدهای عادلانه اجرا نشود، شرکت را تحریم کنند.

to censor [فعل]
اجرا کردن

سانسور کردن

Ex: In some countries , authorities actively censor online content to control information flow .

در برخی کشورها، مقامات به طور فعال محتوای آنلاین را سانسور می‌کنند تا جریان اطلاعات را کنترل کنند.

to embargo [فعل]
اجرا کردن

انتشار چیزی را ممنوع کردن

Ex: In the interest of national security , the government chose to embargo the details of the military operation until further notice .

به منظور امنیت ملی، دولت تصمیم گرفت جزئیات عملیات نظامی را تحریم کند تا اطلاع ثانوی.

اجرا کردن

لیست سیاه کردن

Ex: After the scandal , the celebrity was blacklisted from major film productions .

پس از رسوایی، سلبریتی از تولیدات اصلی فیلم لیست سیاه شد.