افعال فرآیندهای ذهنی - افعال برای فرار و پیشگیری

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به فرار و پیشگیری اشاره دارند مانند "جلوگیری کردن"، "بازداشتن" و "بازداشتن".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال فرآیندهای ذهنی
to prevent [فعل]
اجرا کردن

منع کردن

Ex: She took precautions to prevent her child from getting lost in the crowded mall .

او اقدامات احتیاطی را برای جلوگیری از گم شدن فرزندش در مرکز خرید شلوغ انجام داد.

to preclude [فعل]
اجرا کردن

از وقوع چیزی جلوگیری کردن

Ex: Adequate preparation would preclude misunderstandings during the important meeting .

آماده‌سازی کافی مانع سوءتفاهم‌ها در جلسه مهم می‌شود.

to avert [فعل]
اجرا کردن

جلوگیری کردن

Ex: Early vaccination campaigns aim to avert the spread of infectious diseases in the community .

کمپین‌های واکسیناسیون زودهنگام با هدف جلوگیری از شیوع بیماری‌های عفونی در جامعه انجام می‌شوند.

to deter [فعل]
اجرا کردن

منصرف کردن

Ex: The new laws were put in place to deter the spread of illegal activities .

قوانین جدید برای بازداشتن از گسترش فعالیت‌های غیرقانونی وضع شدند.

to thwart [فعل]
اجرا کردن

جلوگیری کردن

Ex: It is essential that proper measures be taken to thwart any potential security breaches .

ضروری است که اقدامات مناسب برای خنثی کردن هرگونه نقض امنیتی احتمالی انجام شود.

to foil [فعل]
اجرا کردن

بی‌اثر کردن

Ex: Unexpected challenges can foil even the most well-thought-out plans .

چالش‌های غیرمنتظره می‌توانند حتی بهترین برنامه‌های از پیش اندیشیده شده را خنثی کنند.

to restrain [فعل]
اجرا کردن

مهار کردن

Ex: The soldier restrained his fear as he faced the enemy .

سرباز ترس خود را سرکوب کرد در حالی که با دشمن روبرو شد.

to avoid [فعل]
اجرا کردن

دوری کردن

Ex: After their disagreement , he avoided her in the work place .

پس از اختلافشان، او در محل کار از او اجتناب می‌کرد.

to evade [فعل]
اجرا کردن

طفره رفتن

Ex: The politician evaded accountability for the scandal by shifting public attention elsewhere .

سیاستمدار با منحرف کردن توجه عمومی به جای دیگری، از پاسخگویی به رسوایی اجتناب کرد.

to shun [فعل]
اجرا کردن

دوری جستن

Ex: The student felt isolated after the rumors spread , causing classmates to shun him .

دانشجو پس از گسترش شایعات احساس انزوا کرد، که باعث شد همکلاسی‌ها او را اجتناب کنند.

to dodge [فعل]
اجرا کردن

از چیزی فرار کردن

Ex: The politician regularly dodges inquiries about controversial policies .

سیاستمدار به طور منظم از پاسخ به سوالات درباره سیاست‌های بحث‌برانگیز اجتناب می‌کند.

اجرا کردن

از مسئولیت فرار کردن

Ex: Some individuals try to circumvent taxes by using loopholes in the system .

برخی از افراد سعی می‌کنند با استفاده از خلأهای موجود در سیستم از پرداخت مالیات اجتناب کنند.

to elude [فعل]
اجرا کردن

اجتناب کردن

Ex: The cat 's playful antics will allow it to elude the grasp of its owner during the game .

شیطنت‌های بازیگوش گربه به آن اجازه می‌دهد تا از دست صاحبش در طول بازی فرار کند.

اجرا کردن

تکاندن

Ex: The dog shook off the water after jumping into the lake .

سگ پس از پریدن به دریاچه آب را تکان داد.

to sidestep [فعل]
اجرا کردن

از برخورد با چیزی اجتناب کردن

Ex: The student cleverly sidestepped the challenging question during the exam by discussing a related topic .

دانش آموز با زیرکی از سوال چالش برانگیز در طول امتحان با بحث در مورد یک موضوع مرتبط اجتناب کرد.

to eschew [فعل]
اجرا کردن

پرهیز کردن

Ex: The author 's writing style is known for its clarity , as she deliberately eschews overly complex language .

سبک نوشتاری نویسنده به دلیل وضوح آن شناخته شده است، زیرا او عمداً از زبان بیش از حد پیچیده اجتناب می‌کند.

to skirt [فعل]
اجرا کردن

پرهیز کردن

Ex: The company tried to skirt the regulations by finding loopholes in the law .

شرکت سعی کرد با پیدا کردن خلأهای قانونی، مقررات را دور بزند.

to shirk [فعل]
اجرا کردن

از زیر کار در رفتن

Ex: The manager implemented a system to track work progress , reducing the likelihood of employees attempting to shirk their duties .

مدیر سیستمی را برای ردیابی پیشرفت کار اجرا کرد، که احتمال تلاش کارکنان برای فرار از وظایف خود را کاهش می‌دهد.