قیدهای حالت مربوط به انسانها - قیدهای جسارت
این قیدها برای توصیف اعمال یا رفتارهایی که بی ادبانه یا از نظر اخلاقی قابل سرزنش هستند، مانند "بی شرمانه"، "بی شرم"، "مغرورانه" و غیره استفاده می شوند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
in a direct and plain-spoken manner, often with little regard for tact or diplomacy

صریحاً, بیپرده
او صریحاً از حضور در جلسه خودداری کرد.
in a wildly unconventional or provocative manner that surprises or mildly shocks others

به طور رسوا
او بیشرمانه به یک شوخی خندید که هیچکس دیگر آن را خندهدار نیافت.
in an offensive or impolite way

بیادبانه
مشتری بیادبانه تقاضای بازپرداخت کرد بدون اینکه هیچ توضیحی بدهد.
in an offensively coarse or rude way, especially regarding sexual matters

بی ادبانه, به طور زننده
فیلم صحنههای صمیمی را بیادبانه به تصویر کشید که برخی از بینندگان را شوکه کرد.
in a bold and fearless way, especially when taking risks or challenging norms

بی باکانه, با جسارت
هنرمند بیپروا فرمهای کلاسیک را با گرافیتی مدرن درآمیخت.
in a way that ridicules or makes fun of someone or something

مسخره آمیز, با تمسخر
او مسخرهآمیز کلماتش را با صدای زیر تکرار کرد.
in a way that shows no embarrassment, guilt, or remorse

بی شرم, بدون حیا
او بیشرمانه قوانین را نادیده گرفت و هر کاری که خواست انجام داد.
in a way that shows no guilt, embarrassment, or regret

بیشرم, بدون خجالت
او بیشرمانه اعتبار موفقیت تیم را به خود گرفت.
in a way that shows no embarrassment, shame, or apology

بیپروا, بیشرم
او بیپروا اعتبار موفقیت پروژه را به خود اختصاص داد.
in a boldly shameless or impudent way, showing no concern for rules, shame, or criticism

بیشرمانه, وقاحانه
او در طول امتحان بیشرمانه تقلب کرد، حتی سعی نکرد آن را پنهان کند.
in an open and unashamed way, especially when violating rules or norms

بیپروا, آشکارا
شرکت با وجود هشدارهای مکرر، مقررات ایمنی را بیپرده نادیده گرفت.
in a sexually vulgar, indecent, or offensive way

به صورت مستهجن, به روش زننده
کمیک این عمل را مستانه توصیف کرد و خندههای ناراحتکنندهای از جمعیت برانگیخت.
in a way that shows no regret or remorse, even if others are offended

بی عذرخواهی, بدون پشیمانی
او بدون عذرخواهی زندگی کرد، و از مطابقت با انتظارات جامعه خودداری کرد.
in a courageous and fearless way, without hesitation even when facing danger or risk

به نحو بسیار جسورانهای
او با جرات با ترسهایش روبرو شد و از صخره به آب پایین پرید.
in a manner that shows one to be highly self-satisfied and arrogant

متکبرانه
او با خودپسندی به همه درباره ارتقاء شغلی خود گفت.
in a manner characterized by a sense of superiority and pride

با تکبر, مغرورانه
علیرغم تازهوارد بودن به تیم، او مغرورانه رفتار کرد، فرض کرد که از همه بهتر میداند.
in a way that shows concern only for oneself, often disregarding the needs or feelings of others

خودخواهانه
او خودخواهانه از تقسیم غذای خود با هر کسی خودداری کرد.
in a manner that proudly or boldly refuses to obey or submit to authority or rules

با چالش, با گستاخی
وقتی به او گفته شد عذرخواهی کند، با گستاخی دست به سینه شد.
in a way that takes advantage of favorable situations for personal gain

فرصت طلبانه
او فرصتطلبانه پیشنهاد شغل را پذیرفت در حالی که هنوز در حال بررسی گزینههای دیگر بود.
