صریحاً
صریحاً, پرسیدم که آیا اصلاً به او اعتماد دارند.
این قیدها برای توصیف اعمال یا رفتارهایی که بی ادبانه یا از نظر اخلاقی قابل سرزنش هستند، مانند "بی شرمانه"، "بی شرم"، "مغرورانه" و غیره استفاده می شوند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
صریحاً
صریحاً, پرسیدم که آیا اصلاً به او اعتماد دارند.
به طور رسوا
او بیپروا در وسط میدان رقصید و جمعیت را جذب کرد.
بیادبانه
آنها بیادبانه از کنار همه در صف رد شدند.
بی ادبانه
بیادبانه، آنها به نظرات نامناسب خندیدند.
بی باکانه
آنها بیپروا یک استارتاپ را بدون بودجه و با آرزوهای بزرگ راهاندازی کردند.
مسخره آمیز
آنها با تمسخر عملکرد ضعیف را تشویق کردند.
بیشرم
کودک بیشرمانه بعد از شام آبنبات بیشتری خواست.
بیپروا
آنها بیپروا نظرات سیاسی خود را علیرغم مخالفت ابراز کردند.
بیشرمانه
آنها بیپروا تصمیم قاضی را در ملاء عام مسخره کردند.
بیپروا
آنها بیشرمانه نگرانیهای مطرح شده توسط جامعه را رد کردند.
به صورت مستهجن
او از اینکه مردان چگونه به طور مستانه به زنان عبوری سوت میزدند آشفته شده بود.
بی عذرخواهی
آنها بیپروا به دنبال سود بودند و تأثیر محیطزیستی را نادیده گرفتند.
به نحو بسیار جسورانهای
او با شجاعت در برابر قلدری که دوستش را آزار میداد ایستاد.
متکبرانه
دانش آموز با خودپسندی اشتباه معلم را جلوی کلاس تصحیح کرد.
با تکبر
سیاستمدار با تکبر به سوالات پاسخ داد و از پاسخ به انتقادات خودداری کرد.
خودخواهانه
راننده خودخواهانه آخرین جای پارک را گرفت، با وجود اینکه دیگران منتظر بودند.
با چالش
کارگران سرکشانه اعتصاب را علیرغم تهدیدات اخراج ادامه دادند.
فرصت طلبانه
او فرصتطلبانه از خلأهای قانونی برای اجتناب از پرداخت مالیات سوءاستفاده کرد.