قیدهای حالت مربوط به اشیا - قیدهای تصادفی

این قیدها نشان می‌دهند که آیا چیزی با آمادگی یا به صورت تصادفی اتفاق افتاده یا انجام شده است و شامل قیدهایی مانند "تصادفی"، "به صورت تصادفی"، "بدون برنامه‌ریزی" و غیره می‌شود.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای حالت مربوط به اشیا
اجرا کردن

تصادفاً

Ex: She accidentally clicked on the wrong button in the software .

او به طور تصادفی روی دکمه اشتباه در نرم‌افزار کلیک کرد.

randomly [قید]
اجرا کردن

به‌طور اتفاقی

Ex: The students were assigned seats randomly in the classroom .

به دانش‌آموزان صندلی‌هایی به صورت تصادفی در کلاس اختصاص داده شد.

اجرا کردن

تصادفی

Ex: He coincidentally discovered the lost key while cleaning the house .

او به طور تصادفی کلید گمشده را هنگام تمیز کردن خانه کشف کرد.

arbitrarily [قید]
اجرا کردن

به طور دلخواه

Ex: The assignment groups were formed arbitrarily by the teacher .

گروه‌های تکلیف توسط معلم به صورت دلخواه تشکیل شدند.

at random [قید]
اجرا کردن

تصادفی

Ex: The questions were answered at random during the quiz .

سوالات به صورت تصادفی در طول آزمون پاسخ داده شدند.

by chance [قید]
اجرا کردن

به‌طور اتفاقی

Ex: He stumbled upon the rare book by chance in a second-hand store .

او اتفاقی به کتاب نایاب در یک فروشگاه دست دوم برخورد.

اجرا کردن

به طور تصادفی

Ex: Fortuitously , they stumbled upon a rare artifact during their expedition .

به طور تصادفی, آنها در طول سفر خود به یک اثر نادر برخوردند.

اجرا کردن

به طور تصادفی خوش شانس

Ex: Serendipitously , they stumbled upon a breathtaking view while exploring the countryside .

به طور تصادفی، آنها در حین کاوش در روستا به منظره ای نفس گیر برخوردند.

اجرا کردن

به صورت غیرقابل پیش بینی

Ex: The outcome of the experiment varied unpredictably under different conditions .

نتیجه آزمایش تحت شرایط مختلف به طور غیرقابل پیش‌بینی تغییر کرد.

اجرا کردن

به طور غیر منتظره‌ای

Ex: The price of the item dropped unexpectedly during the sale .

قیمت آیتم به طور غیرمنتظره در طول فروش کاهش یافت.

اجرا کردن

خود به خود

Ex: The idea to bake cookies together arose spontaneously , making it a fun and unexpected activity .

ایده پخت کلوچه با هم به طور خودجوش به وجود آمد، که آن را به یک فعالیت سرگرم کننده و غیرمنتظره تبدیل کرد.

اجرا کردن

بی‌توجه

Ex: Soldiers opened fire indiscriminately , ignoring the presence of civilians .

سربازان بی‌پروا آتش گشودند و حضور غیرنظامیان را نادیده گرفتند.

impromptu [قید]
اجرا کردن

فی‌البداهه

Ex:

کمدین جوک‌ها را بدون برنامه‌ریزی قبلی ارائه داد و به واکنش‌های تماشاگران پاسخ داد.

اجرا کردن

برخلاف انتظار

Ex: Despite initial skepticism , the strategy of giving away free samples , counterintuitively , boosted sales for the company .

علیرغم شک اولیه، استراتژی دادن نمونه‌های رایگان، برخلاف انتظار، فروش شرکت را افزایش داد.

predictably [قید]
اجرا کردن

به‌طور قابل پیش‌بینی

Ex: The company 's stock price predictably rose after the positive earnings report was released .

قیمت سهام شرکت به طور قابل پیش‌بینی پس از انتشار گزارش سود مثبت افزایش یافت.

اجرا کردن

مطابق انتظار

Ex: With their history of successful collaborations , unsurprisingly , the duo produced another hit song .

با سابقه همکاری‌های موفقشان، بدون شک، این دوئت یک آهنگ موفق دیگر تولید کردند.

اجرا کردن

به صورت آینده نگر

Ex: The research team designed the study prospectively , outlining the data collection methods for future analysis .

تیم تحقیقاتی مطالعه را به صورت آینده‌نگر طراحی کرد و روش‌های جمع‌آوری داده‌ها را برای تحلیل آینده مشخص نمود.

extempore [قید]
اجرا کردن

بی‌آمادگی

Ex:

به جای یک دیالوگ از پیش نوشته شده، بازیگران در یک گفتگوی بداهه شرکت کردند تا واقع‌گرایی صحنه را افزایش دهند.