قیدهای حالت مربوط به اشیا - قیدهای تصادفی
این قیدها نشان میدهند که آیا چیزی با آمادگی یا به صورت تصادفی اتفاق افتاده یا انجام شده است و شامل قیدهایی مانند "تصادفی"، "به صورت تصادفی"، "بدون برنامهریزی" و غیره میشود.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
by chance and without planning in advance

تصادفاً, بهطور تصادفی
او به طور تصادفی قهوه را روی لپ تاپ خود ریخت.
by chance and without a specific pattern, order, or purpose

بهطور اتفاقی, بدون نظم خاصی، تصادفی
کامپیوتر یک رمز عبور به صورت تصادفی تولید کرد.
in a manner that happens by chance or accident

تصادفی, به طور اتفاقی
اتفاقاً همان لباس دوستش را به مهمانی پوشیده بود.
without a specific reason, pattern, or method, often based on personal preference or chance

به طور دلخواه, بدون دلیل خاصی
جوایز به صورت دلخواه بین شرکت کنندگان توزیع شد.
without a specific order, plan, or pattern

تصادفی, به صورت تصادفی
او یک کارت به صورت تصادفی از دسته برداشت.
without deliberate intention

بهطور اتفاقی, بهطور تصادفی، بهطور غیر عمد
او کلیدهای گم شده را اتفاقی هنگام قدم زدن در پارک پیدا کرد.
by chance or luck, often resulting in a positive outcome

به طور تصادفی, خوشبختانه
او به طور تصادفی راه حل مشکل را کشف کرد.
in a way that is unexpected and fortunate

به طور تصادفی خوش شانس, به شکلی غیرمنتظره و خوش شانس
کشف گونه جدید به صورت اتفاقی در طی یک экспедиیت تحقیقاتی معمولی اتفاق افتاد.
in a way that cannot be anticipated or foreseen

به صورت غیرقابل پیش بینی
بازار سهام به دلیل عوامل مختلف به صورت غیرقابل پیشبینی رفتار میکند.
in a way that is not anticipated or foreseen

به طور غیر منتظرهای
او به طور غیرمنتظره در مهمانی حاضر شد، همه را شگفتزده کرد.
in an unplanned or impulsive manner

خود به خود
با دیدن غروب زیبای خورشید، آنها به طور خودجوش تصمیم گرفتند در ساحل پیکنیک برگزار کنند.
in a random or unselective way, without planning, care, or concern for consequences

بیتوجه, بدون تبعیض
معترضان در طول تظاهرات به صورت تصادفی دستگیر شدند.
without prior planning or preparation

فیالبداهه, بدونآمادگی
او پیانو را بدون آمادگی قبلی نواخت، که با استعداد موسیقی خود حضار را شگفت زده کرد.
against common sense or what one would expect based on intuition

برخلاف انتظار, به صورت غیر شهودی
دادهها نشان داد که، برخلاف انتظار، افزایش قیمت محصول منجر به فروش بیشتر شد.
in a way that can be anticipated or expected with a high degree of certainty

بهطور قابل پیشبینی, طبق انتظار
در آزمایش، افزایش دما به طور قابل پیشبینی باعث انبساط ماده شد.
in a way that is not surprising or unexpected

مطابق انتظار, همانطور که انتظار میرفت
با دانش گستردهاش در مورد فناوری، بدون شگفتی، او به سرعت به نرمافزار جدید عادت کرد.
with regard to future possibilities or actions

به صورت آینده نگر, با توجه به احتمالات یا اقدامات آینده
سیاست جدید به صورت آیندهنگرانه اعمال خواهد شد و بر تمام استخدامهای جدید از ماه آینده تأثیر خواهد گذاشت.
without prior preparation or practice

بیآمادگی, فیالبداهه
سخنران تمام سخنرانی را بدون آمادگی قبلی ارائه داد و با اظهارات و حکایتهای خودجوش، مخاطبان را مجذوب کرد.
