مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 45

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
lassie [اسم]
اجرا کردن

دوشیزه

Ex: The kind lassie offered to carry the groceries for the elderly woman .

دختر مهربان پیشنهاد داد که خریدهای زن سالخورده را حمل کند.

laddie [اسم]
اجرا کردن

پسربچه

Ex: The mischievous laddie climbed the tree despite his mother 's warnings .

پسرک شیطان با وجود هشدارهای مادرش به درخت بالا رفت.

doe [اسم]
اجرا کردن

حیوان ماده بالغ (گوزن، خرگوش و...)

Ex: During the spring , the doe gave birth to several kits in her hidden burrow .

در طول بهار، آهوی ماده چندین بچه در لانه مخفی خود به دنیا آورد.

ration [اسم]
اجرا کردن

جیره

Ex: The hikers carried emergency rations for survival .

کوهنوردان جیره‌های اضطراری برای بقا حمل می‌کردند.

nexus [اسم]
اجرا کردن

گروه متحد

Ex: The nexus of factors contributing to the economic downturn included government policies , global market trends , and consumer behavior .

نکسوس عوامل مؤثر در رکود اقتصادی شامل سیاست‌های دولت، روندهای بازار جهانی و رفتار مصرف‌کننده بود.

stratagem [اسم]
اجرا کردن

کلک (بازی یا سخن)

Ex: The artist used a stratagem to overcome creative block by experimenting with new techniques .

هنرمند از یک حیله برای غلبه بر بلوک خلاقیت با آزمایش تکنیک‌های جدید استفاده کرد.

kinfolk [اسم]
اجرا کردن

قوم‌وخویش

Ex: We often reminisce about our childhood adventures with our kinfolk when we get together .

ما اغلب به ماجراهای کودکی‌مان با خویشاوندان‌مان فکر می‌کنیم وقتی که دور هم جمع می‌شویم.

bourgeois [اسم]
اجرا کردن

عضو طبقه متوسط جامعه

Ex: Critics claim that the bourgeois are out of touch with the struggles of the working class , leading to a disconnect in societal values .

منتقدان ادعا می‌کنند که بورژواها از مبارزات طبقه کارگر دور هستند، که منجر به گسست در ارزش‌های اجتماعی می‌شود.

scourge [اسم]
اجرا کردن

ترس‌افکن

Ex: The corrupt politician was viewed as a scourge , exploiting their power for personal gain and harming the well-being of their constituents .

سیاستمدار فاسد به عنوان یک بلای دیده می‌شد که از قدرت خود برای منافع شخصی سوءاستفاده می‌کرد و به رفاه رای‌دهندگانش آسیب می‌رساند.

barb [اسم]
اجرا کردن

تشر

Ex: Jake 's barb about his friend 's appearance left a sour atmosphere at the gathering .

طعنه جیک درباره ظاهر دوستش جوّی ناخوشایند در جمع به جا گذاشت.

flotsam [اسم]
اجرا کردن

آب‌آورد (تکه‌های کشتی شناور)

Ex: The coast guard warned swimmers to beware of sharp objects among the flotsam in the water .

گارد ساحلی به شناگران هشدار داد مراقب اشیاء تیز در میان آوارهای شناور در آب باشند.

brogan [اسم]
اجرا کردن

چکمه سنگین

Ex: Hiking enthusiasts prefer to wear brogans for their durability and ankle support on rugged trails .

علاقه‌مندان به پیاده‌روی ترجیح می‌دهند بروگان‌ها را برای دوام و حمایت از مچ پا در مسیرهای ناهموار بپوشند.

earthenware [اسم]
اجرا کردن

سفال

Ex: The rustic charm of the earthenware plates added a unique touch to the dinner table setting .

زیبایی روستایی بشقاب‌های سفالی، حال و هوای منحصر به فردی به چیدمان میز شام بخشید.

plea [اسم]
اجرا کردن

دادخواست

Ex: The judge accepted his plea of no contest and scheduled a sentencing hearing .

قاضی درخواست او مبنی بر عدم مخالفت را پذیرفت و جلسه تعیین حکم را برنامه‌ریزی کرد.

yoke [اسم]
اجرا کردن

یوغ (برای حمل دو سطل در دو طرف بدن)

Ex: The porter balanced the heavy crate on his shoulders using a yoke as he made his way through the crowded marketplace .

حمال جعبه سنگین را با استفاده از یک یوغ روی شانه‌هایش متعادل کرد در حالی که از میان بازار شلوغ عبور می‌کرد.

stealth [اسم]
اجرا کردن

حرکت دزدکی

Ex: The thief used stealth to evade the security cameras and gain access to the vault .

دزد از خفا برای فرار از دوربین‌های امنیتی و دسترسی به خزانه استفاده کرد.

avatar [اسم]
اجرا کردن

پیکرگیری خدا

Ex: According to Hindu belief , the purpose of each avatar is to guide humanity and protect the world from evil .

بر اساس باور هندو، هدف هر آواتار هدایت بشریت و محافظت از جهان در برابر شر است.

ode [اسم]
اجرا کردن

قصیده غنایی

Ex: The ancient Greeks often composed odes to their gods and heroes .

یونانیان باستان اغلب برای خدایان و قهرمانان خود قصیده می‌سرودند.

plaudit [اسم]
اجرا کردن

تمجید

Ex:

پیروزی قابل توجه تیم در بازگشت با ستایش از طرف هواداران ورزش و مفسران مواجه شد.

menace [اسم]
اجرا کردن

تهدید

Ex: The persistent cyber threats posed a growing menace to the security of the company 's network and data .

تهدیدات سایبری مداوم، یک تهدید رو به رشد برای امنیت شبکه و داده‌های شرکت ایجاد کردند.