فهرست واژگان سطح A2 - غذا و رستوران 2
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره غذا، مانند "طعم"، "باقی مانده" و "گوشت گاو" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
to have a specific flavor

مزه داشتن, مزه دادن
سس طعمی شبیه گوجهفرنگیهای تند و سیر داشت، عالی برای پاستا.
meat from a pig, eaten as food

گوشت خوک
او از یک صبحانه مقوی شامل بیکن، تخم مرغ و سوسیس ساخته شده از گوشت خوک لذت برد.
meat that is from a cow

گوشت گاو
او ترجیح میدهد برگرهایش را با گوشت گاو چرخ کرده کم چربی که با نمک و فلفل چاشنی شده است درست کند.
meat that is from a young sheep

گوشت بره
غذای خاورمیانهای شاورما شامل برشهای نازک گوشت بره است که روی یک سیخ عمودی پخته میشود.
the meat of a large fish named tuna that lives in warm waters

گوشت ماهی تن
آشپز استیکهای تازه تن را با مخلفات سبزیجات سرو کرد.
a dish that consists of eggs mixed together and cooked in a frying pan

املت
او برای ناهار یک املت ژامبون و پنیر با سیبزمینی سرخ شده ترد سفارش داد.
a book that explains how a dish is cooked

کتاب آشپزی
کتابفروشی انتخاب گستردهای از کتابهای آشپزی دارد، از آشپزی ایتالیایی تا آشپزی گیاهخواری.
(typically plural) food and other items, typically household goods, that we buy at a supermarket such as eggs, flour, etc.

خواربار
من باید در راه برگشت از کار مقداری مواد غذایی بخرم.
the additional money we give someone such as a waiter, driver, etc. to thank them for the services they have given us

انعام
او همیشه مطمئن میشود که برای باریستا در کافیشاپ مورد علاقهاش به عنوان نشانهای از قدردانی انعام بگذارد.
a part of something that is left

باقیمانده, بقیه
او بیشتر آب را نوشید و بقیه را برای برادرش گذاشت.
the amount of food that remains uneaten after a meal and is typically saved for later consumption

باقیمانده غذا
او باقیمانده غذای پاستای دیروز را برای یک شام سریع و آسان گرم کرد.
a large piece of meat or fish cut into thick slices

استیک
آنها از یک شام رمانتیک در خانه لذت بردند، با نور شمع و یک استیک کاملاً پخته شده.
(of meat) completely cooked in a way that there is not any pink flesh inside

کاملاً پخته
او به آشپز دستور داد که برگرش را کاملاً پخته بپزد تا مطمئن شود که کاملاً پخته شده است.
(of meat) cooked in a way that there is only a small amount of pink flesh inside

نیمهپخته
همبرگر تا حد متوسط کباب شد، به طرز رضایت بخشی آبدار با کمی رنگ صورتی.
(of meat) cooked for a short time in a way that the flesh is still red inside

نپخته, تقریباً خام
او سینه اردک خود را نیم پز ترجیح میدهد، با پوستی ترد و گوشتی نرم.
having too much water and little taste

رقیق, آبکی
او شکایت کرد که سس پاستا خیلی آبکی بود، بدون غلظت و عمق کافی طعم.
having a strong taste that gives your mouth a pleasant burning feeling

تند, پرادویه
او از کاری تند با ترکیبی از ادویههای معطر که بر کامش باقی ماند لذت برد.
having a strong taste that is unpleasant and not sweet

تلخ
او در برابر داروی تلخ صورت در هم کشید، بلع آن را دشوار یافت.
someone who avoids eating meat

گیاهخوار
رستوران گزینههای متنوعی برای گیاهخواران ارائه میدهد، از جمله سالادها، سرخ کردنیهای سبزیجات و غذاهای توفو.
someone who does not consume or use anything that is produced from animals, such as meat, milk, or eggs

وگان, گیاهخوار مطلق
او چندین سال است که وگان است و از حقوق حیوانات و پایداری محیط زیست دفاع میکند.
a vegetable with a thick stem and clusters of edible flower buds, typically green in color

کلم بروکلی
او بینی خود را به مزه کلم بروکلی چروک داد.
a green vegetable that people eat raw or use in cooking

کرفس
او برشهای نازک کرفس را در رژیم غذایی خود قرار میدهد.
a vegetable with dark purple skin, which is eaten cooked

بادمجان
او برشهای بادمجان را با روغن زیتون و گیاهان در فر کباب کرد تا یک غذای جانبی خوشمزه درست کند.
a large round vegetable with thick white, green or purple leaves, eaten raw or cooked

کلم
کشاورز محصول کلم را دقیقاً به موقع برای بازار تابستان برداشت کرد.
dark and wide green leaves of an Asian plant that can be eaten cooked or uncooked

اسفناج
اسفناج منبع خوبی از آهن و ویتامینها است.
to give a small amount of money to a waiter, driver, etc. to thank them for their services

انعام دادن
او همیشه به راننده تاکسی انعام میدهد وقتی سوار میشود تا قدردانی خود را از سرعت عمل آنها نشان دهد.