واژگان آیلتس (عمومی) - موسیقی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد موسیقی، مانند "beat"، "folk"، "amplify" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس (عمومی)
beat [اسم]
اجرا کردن

ضرب‌آهنگ

Ex: The song 's infectious beat makes it impossible not to tap your foot along with the music .
act [اسم]
اجرا کردن

اجرا

Ex: The actors rehearsed diligently to perfect their performances for each act .

بازیگران با پشتکار تمرین کردند تا اجراهای خود را برای هر پرده کامل کنند.

chart [اسم]
اجرا کردن

جدول موسیقی‌های پرفروش

Ex: The weekly chart updates reflect changes in the popularity of various tracks .

به‌روزرسانی‌های هفتگی جدول تغییرات در محبوبیت آهنگ‌های مختلف را منعکس می‌کنند.

choir [اسم]
اجرا کردن

گروه کر

Ex: The choir 's harmonious voices filled the cathedral with music during the wedding ceremony .

صداهای هماهنگ کُر در طول مراسم عروسی کلیسا را پر از موسیقی کرد.

composer [اسم]
اجرا کردن

آهنگساز

Ex: The composer spent years perfecting the score for the new opera .

آهنگساز سال‌ها صرف کرد تا پارتیشن اپرا جدید را کامل کند.

conductor [اسم]
اجرا کردن

رهبر ارکستر

Ex: The conductor rehearses with the musicians to achieve the desired interpretation of the music .

رهبر ارکستر با نوازندگان تمرین می‌کند تا تفسیر مورد نظر از موسیقی حاصل شود.

folk [اسم]
اجرا کردن

موسیقی فولک

Ex:

بسیاری از آهنگ‌های فولک با سازهایی مانند گیتار، بانجو و ماندولین همراه می‌شوند.

lyric [اسم]
اجرا کردن

متن ترانه

Ex: The band 's lyrics often explore themes of love , loss , and personal growth .

متن آهنگ‌های گروه اغلب مضامین عشق، از دست دادن و رشد شخصی را بررسی می‌کنند.

microphone [اسم]
اجرا کردن

میکروفن

Ex: During the interview , he leaned closer to the microphone to make sure his responses were audible and clear .

در طول مصاحبه، او به میکروفون نزدیکتر شد تا مطمئن شود پاسخ‌هایش قابل شنیدن و واضح هستند.

rehearsal [اسم]
اجرا کردن

تمرین

Ex: The theater director scheduled additional rehearsals to address timing issues in the comedy .

کارگردان تئاتر تمرینات اضافی را برای حل مشکلات زمان‌بندی در کمدی برنامه‌ریزی کرد.

to release [فعل]
اجرا کردن

منتشر کردن (فیلم، کتاب و...)

Ex: Can you release your latest novel in ebook format ?

آیا می‌توانید آخرین رمان خود را در قالب کتاب الکترونیکی منتشر کنید؟

acoustic [صفت]
اجرا کردن

آکوستیک (ساز موسیقی)

Ex: They recorded the album using acoustic instruments to capture an authentic sound .

آنها آلبوم را با استفاده از ابزارهای آکوستیک ضبط کردند تا صدایی اصیل را ثبت کنند.

to amplify [فعل]
اجرا کردن

تقویت کردن (صدا)

Ex: In the recording studio , the producer used compression techniques to amplify the dynamic range of the vocals .

در استودیوی ضبط، تهیه‌کننده از تکنیک‌های فشرده‌سازی برای تقویت دامنه دینامیک صداها استفاده کرد.

ballad [اسم]
اجرا کردن

تصنیف

Ex: Ballads often include elements of folklore and mythology , capturing the imagination of listeners .

بالادها اغلب شامل عناصر فولکلور و اساطیر می‌شوند، که تخیل شنوندگان را به خود جلب می‌کنند.

anthem [اسم]
اجرا کردن

سرود ملی

Ex: The anthem echoed through the stadium , uniting fans in support of their team .

سرود در ورزشگاه طنین انداز شد و هواداران را در حمایت از تیمشان متحد کرد.

cello [اسم]
اجرا کردن

ویولن‌سل

Ex: He enjoys playing chamber music with friends , featuring the cello 's melodic lines and harmonic support .

او از نواختن موسیقی مجلسی با دوستان لذت می‌برد، با خطوط ملودیک ویولن سل و پشتیبانی هارمونیک آن.

اجرا کردن

بداهه‌گویی کردن

Ex: The jazz band showcased their ability to improvise by creating unique melodies on the spot .

گروه جاز توانایی خود را در بداهه‌پردازی با خلق ملودی‌های منحصربه‌فرد در لحظه نشان داد.

movement [اسم]
اجرا کردن

موومان (موسیقی)

Ex: The string quartet performed the final movement with energy and precision , bringing the piece to a dramatic conclusion .

کوارتت زهی موومان پایانی را با انرژی و دقت اجرا کرد و قطعه را به نتیجه‌ای نمایشی رساند.

recital [اسم]
اجرا کردن

اجرا

Ex: He was nervous before his first recital , but the audience gave him a standing ovation .

او قبل از اولین رسیتال خود عصبی بود، اما تماشاگران به او ایستاده تشویق کردند.

tune [اسم]
اجرا کردن

آهنگ

Ex: The lullaby ’s soothing tune helped the baby fall asleep .

ملودی آرامش‌بخش لالایی به خوابیدن نوزاد کمک کرد.

melody [اسم]
اجرا کردن

ملودی

Ex: He played the flute solo , weaving the melody seamlessly into the orchestral arrangement .

او سولو فلوت نواخت، ملودی را به طور یکپارچه در تنظیم ارکسترال بافت.

to audition [فعل]
اجرا کردن

آزمون بازیگری یا خوانندگی دادن

Ex: She auditioned in front of a panel of judges .

او در مقابل یک پنل از داوران آزمون بازیگری داد.

chord [اسم]
اجرا کردن

آکورد (موسیقی)

Ex: The singer 's voice harmonized perfectly with the piano chord .

صدای خواننده کاملاً با آکورد پیانو هماهنگ بود.

discord [اسم]
اجرا کردن

ناموزونی (موسیقی)

Ex: The discord in the music represented the character 's inner turmoil .

ناهماهنگی در موسیقی، آشفتگی درونی شخصیت را نشان می‌داد.

duet [اسم]
اجرا کردن

دونوازی

Ex: The siblings practiced their piano duet for the upcoming recital .

خواهر و برادرها دوئت پیانوی خود را برای کنسرت آینده تمرین کردند.

gig [اسم]
اجرا کردن

اجرای زنده (موسیقی و غیره)

Ex: The gig was a great opportunity for the young artist to showcase their talent .

اجرای زنده فرصت فوق‌العاده‌ای برای هنرمند جوان بود تا استعدادش را نشان دهد.

record [اسم]
اجرا کردن

صفحه گرامافون

Ex: The record store downtown has a great selection of both new and used records .

فروشگاه رکورد در مرکز شهر، مجموعه‌ای عالی از رکوردهای نو و دست دوم دارد.

performance [اسم]
اجرا کردن

اجرا

Ex: The band 's live performance was better than their recorded music .
musical [اسم]
اجرا کردن

نمایش یا فیلم موزیکال

Ex:

گروه تئاتر محلی به خاطر تولیدات چشمگیرش شناخته شده است و آخرین موزیکال آنها نقدهای تحسین‌برانگیزی از جامعه دریافت کرده است.

live [صفت]
اجرا کردن

زنده (برنامه و غیره)

Ex: We watched the live broadcast of the soccer match on TV .

ما پخش زنده مسابقه فوتبال را در تلویزیون تماشا کردیم.

to stream [فعل]
اجرا کردن

آنلاین پخش کردن

Ex: The movie was streamed in high definition , providing clear visuals .

فیلم با کیفیت بالا پخش شد، که تصاویر واضحی ارائه می‌داد.