واژگان آیلتس (عمومی) - موسیقی
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد موسیقی، مانند "beat"، "folk"، "amplify" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a piece of music's or a poem's main rhythm

ضربآهنگ, ریتم، ضرب
در موسیقی الکترونیک رقص، خط بیس یک ضرب محرک فراهم میکند که مردم را روی زمین رقص به حرکت درمیآورد.
a main part of a play, opera, or ballet

اجرا, پرده
هر پرده از اپرا استعدادهای اجراکنندگان را به نمایش گذاشت.
a list that ranks top pop records based on sales in a particular period

جدول موسیقیهای پرفروش, چارت موسیقی
نمودار محبوبترین آلبومهای سال را بر اساس فروش نشان داد.
a group of singers who perform together, particularly in religious ceremonies or in public

گروه کر, گروه سرود
او به کر مدرسه پیوست تا در کنسرت سالانه تعطیلات شرکت کند.
a person who writes music as their profession

آهنگساز
بتهوون یک آهنگساز مشهور بود که به خاطر آثار عمیق و پیچیدهاش شناخته میشد.
someone who guides and directs an orchestra

رهبر ارکستر, رهبر گروه موسیقی
سیگنالها و حرکات دقیق رهبر ارکستر گروه را در کنار هم و هماهنگ نگه میدارد.
music that originates from and reflects the traditional culture of a particular region or community, often featuring acoustic instruments and storytelling lyrics

موسیقی فولک, موسیقی محلی
آهنگهای فولکلور او داستانهایی از تاریخ خانواده و میراث فرهنگی او را روایت میکرد.
(plural) a song's words or text

متن ترانه
من متن این آهنگ را به ویژه معنیدار و مرتبط مییابم.
a piece of equipment used for recording voices or sounds or for making one's voice louder

میکروفن, بلندگو
خواننده به میکروفون نزدیک شد و اجرا را شروع کرد، با صدایش مخاطبان را مسحور کرد.
a session of practice in which performers prepare themselves for a public performance of a concert, play, etc.

تمرین
در طول تمرین، گروه بازیگران روی صحنهآرایی برای بهبود حرکت صحنه کار کردند.
to make a movie, music, etc. available to the public

منتشر کردن (فیلم، کتاب و...), اکران کردن (فیلم)، بیرون دادن
موسیقیدان آلبوم جدید خود را در پلتفرمهای استریمینگ و سیدی منتشر کرد.
(of a musical instrument) making a sound that is natural, not amplified

آکوستیک (ساز موسیقی)
گروه یک مجموعه آکوستیک اجرا کرد، که استعدادشان را بدون تقویت الکترونیکی به نمایش گذاشت.
to make a sound, especially a musical sound, louder

تقویت کردن (صدا)
برای اطمینان از اینکه همه میتوانند اعلانها را به وضوح بشنوند، سازماندهندگان رویداد تصمیم گرفتند صدا را تقویت کنند.
a tale that is narrated in the form of a song or poem

تصنیف, آهنگ عاشقانه
او از خواندن بالادهای قدیمی انگلیسی که داستانهای اعمال قهرمانانه و عشقهای تراژیک را روایت میکردند لذت میبرد.
an official song of great importance for a particular country that is performed on certain occasions

سرود ملی
او با غرور سرود ملی را در طول مراسم خواند، و با افتخار از ملت خود نمایندگی کرد.
a large musical instrument of the violin family that is held upright and is played by pulling a bow across its strings

ویولنسل
او سالهاست که ویولن سل تمرین میکند، تکنیک و بیان خود را تقویت میکند.
to create and perform words of a play, music, etc. on impulse and without preparation, particularly because one is forced to do so

بداههگویی کردن, بداههنوازی کردن، فیالبداهه گفتن، فیالبداهه نواختن
موسیقیدانان اغلب در اجراهای زنده برای افزودن خودانگیختگی بداههپردازی میکنند.
one of the main parts that a long musical work is divided into, having its own structure

موومان (موسیقی)
موومان دوم کنسرتو گفتگوی زیبایی بین پیانو و ارکستر ارائه داد.
a public performance of music or poetry by an individual or a small group

اجرا, کنسرت
مراسم شعرخوانی برخی از بهترین شاعران محلی را به نمایش گذاشت.
a sequence of musical notes arranged in a specific order to create a recognizable piece of music

آهنگ, نوا، لحن
او در حالی که در پارک قدم میزد، یک آهنگ آشنا را سوت میزد.
the arrangement or succession of single musical notes in a tune or piece of music

ملودی, آهنگ
او در حالی که در خیابان راه میرفت و در افکارش غرق شده بود، ملودی را برای خودش زمزمه میکرد.
to give a short performance in order to get a role in a movie, play, show, etc.

آزمون بازیگری یا خوانندگی دادن
صدها بازیگر برای همان نقش آزمون بازیگری دادند.
three or more musical notes that form a harmony when played together

آکورد (موسیقی)
او یاد گرفت که یک آکورد جاز پیچیده را روی پیانو بنوازد.
an unusual combination of musical notes that sound strange when played

ناموزونی (موسیقی)
آهنگساز عمداً از ناهماهنگی برای ایجاد حس تنش استفاده کرد.
a piece of music written for two performers

دونوازی, اجرای دو نفره
دوئت آوازی آنها به طور کامل هماهنگ شد و تماشاگران را مجذوب خود کرد.
a performance of live music, comedy, or other entertainment, usually by one or more performers in front of an audience

اجرای زنده (موسیقی و غیره)
او یک اجرای زنده در یک مکان محبوب رزرو کرد تا آلبوم جدیدش را تبلیغ کند.
a round, thin piece of plastic with a hole in the middle, on which music, etc. is recorded

صفحه گرامافون, صفحه موسیقی
جلد رکورد شامل یک اثر هنری زیبا از یک هنرمند محلی است.
the act of presenting something such as a play, piece of music, etc. for entertainment

اجرا
اجرای او روی پیانو نفسگیر بود.
any theatrical performance that combines singing, dancing, and acting to tell a story

نمایش یا فیلم موزیکال, فیلم موزیکال
همیلتون یک موزیکال انقلابی است که داستان الکساندر همیلتون را از طریق ترکیبی منحصر به فرد از هیپ هاپ و ملودی های سنتی نمایش روایت میکند.
