کلمات آکادمیک پیشرفته آیلتس برای "صداها"

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به صداها را که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
shrill [صفت]
اجرا کردن

بسیار بلند (صدا)

Ex: The whistle emitted a shrill noise , signaling the start of the game .

سوت صدای نافذی از خود خارج کرد که نشان‌دهنده شروع بازی بود.

muffled [صفت]
اجرا کردن

(خفه) صدا

Ex: The musician played a muffled melody on the piano , creating a subdued atmosphere .

موسیقیدان یک ملودی خفه‌شده روی پیانو نواخت و فضایی آرام ایجاد کرد.

dissonant [صفت]
اجرا کردن

ناهماهنگ (صدا)

Ex: The dissonant notes clashed with the melody , producing an unsettling effect .

نت‌های ناسازگار با ملودی برخورد کردند و اثری ناخوشایند ایجاد کردند.

grating [صفت]
اجرا کردن

صدای بسیار بلند یا ناخوشایند

Ex: The rhythmic grating of the chains against the metal pole created an irritating and monotonous soundtrack.

ساییدن ریتمیک زنجیرها به دکل فلزی یک موسیقی متن آزاردهنده و یکنواخت ایجاد کرد.

clanging [صفت]
اجرا کردن

صدایی شبیه برخورد با دو جسم فلزی بهم را دادن

Ex: The metal gates swung shut with a loud clanging noise, echoing in the empty alley.

دروازه‌های فلزی با صدای بلند و رسا بسته شدند، که در کوچه خالی پیچید.

jarring [صفت]
اجرا کردن

(صدا) گوش‌خراش

Ex: The jarring sound of the alarm clock jolted her awake from a deep sleep .

صدای ناخوشایند ساعت زنگدار او را به طور ناگهانی از خواب عمیق بیدار کرد.

squeaky [صفت]
اجرا کردن

صدای جیرجیر

Ex: The door to the haunted house emitted a series of eerie , squeaky creaks .

در خانه جن‌زده یک سری جیرجیرهای ترسناک و نازک از خود ساطع می‌کرد.

whirring [صفت]
اجرا کردن

صدای وزوز

Ex: In the kitchen, the aroma of freshly ground coffee filled the air accompanied by the whirring sound of the grinder.

در آشپزخانه، عطر قهوه تازه آسیاب شده هوا را پر کرد همراه با صدای وزوز آسیاب.

raspy [صفت]
اجرا کردن

صدای آزاردهنده یا ناخوشایند

Ex: The old record player emitted a raspy crackling sound as it played the worn vinyl.

پخش‌کننده قدیمی صدای خشن و ترق تروقی از خودش خارج می‌کرد وقتی که وینیل فرسوده را پخش می‌کرد.

blaring [صفت]
اجرا کردن

صدای بلند و ناخوشایند

Ex: Echoing through the city streets, the blaring music from the concert venue reached even distant corners.

موسیقی بلند از محل کنسرت در خیابان‌های شهر طنین انداز شد و حتی به گوشه‌های دور دست نیز رسید.

thudding [صفت]
اجرا کردن

بسیار خفه (صدا)

Ex: From upstairs, the unmistakable thudding noise indicated the movement of heavy furniture.

از طبقه بالا، صدای کوبنده غیرقابل اشتباه نشان‌دهنده حرکت مبلمان سنگین بود.

guttural [صفت]
اجرا کردن

صدایی شبیه به صدای قورباغه و کلاغ

Ex: The guttural coughing of the sick person could be heard across the room .

سرفه حلقوی فرد بیمار در سرتاسر اتاق شنیده می‌شد.

to pop [فعل]
اجرا کردن

صدای ترکیدن دادن

Ex: We all laughed when we heard the bubble wrap pop unexpectedly.

همه ما خندیدیم وقتی صدای ترکیدن ناگهانی بسته‌بندی حبابی را شنیدیم.

to chime [فعل]
اجرا کردن

صدایی شبیه صدای زنگ دادن

Ex: The church bells chimed in celebration of the newlyweds.

زنگ‌های کلیسا به مناسبت جشن تازه‌عروس‌ها به صدا درآمدند.

jangling [صفت]
اجرا کردن

صدایی شبیه برخورد با دو جسم فلزی بهم را دادن

Ex: As he walked, the rhythmic sound of jangling coins emanated from his pocket.

همانطور که راه می‌رفت، صدای ریتمیک سکه‌های جرینگ جرینگ از جیبش به گوش می‌رسید.

to screech [فعل]
اجرا کردن

صدای گوش‌خراش ایجاد کردن

Ex: The microphone screeched with feedback during the performance .

میکروفون در طول اجرا با فیدبک جیغ کشید.

raucous [صفت]
اجرا کردن

بلند و آزاردهنده (صدا)

Ex: The band 's performance was raucous , with blaring guitars and shouting vocals .

اجرای گروه پرسر و صدا بود، با گیتارهای بلند و آوازهای فریادگونه.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
اندازه و مقیاس ابعاد و مساحت‌ها وزن و ثبات شکل‌ها
افزایش در مقدار کاهش مقدار Intensity Speed
Significance منحصر به فرد بودن Value Complexity
چالش‌ها Quality Success Failure
شکل بدن سن و ظاهر Wellness Intelligence
صفات انسانی پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالات عاطفی منفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها بافت‌ها
صداها Temperature نظرات افکار و تصمیمات
تشویق و دلسردی احترام و تأیید درخواست و پیشنهاد تلاش و پیشگیری
جنبش‌ها زبان بدن و حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی
خوردن و نوشیدن آماده‌سازی غذا Science تغییر و شکل‌دهی
Education Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment انرژی و قدرت
چشمانداز و جغرافیا Engineering Technology Internet
Computer History Religion فرهنگ و عرف
Language Arts Music فیلم و تئاتر
Literature Architecture Marketing Finance
Management Medicine بیماری و علائم Law
Crime Punishment Government Politics
War Measurement احساسات سفر و مهاجرت
Weather Pollution فجایع حیوانات
غذا و نوشیدنی قیدهای حالت