واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9) - بافت‌ها

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به بافت‌ها را که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
crumbly [صفت]
اجرا کردن

شکننده

Ex:

پنیر به طور خوشمزه‌ای خردشدنی بود، با طعم تیزی که در دهان آب می‌شد.

flaky [صفت]
اجرا کردن

پوسته‌مانند

Ex: The biscuits were soft on the inside and wonderfully flaky on the outside .

بیسکویت‌ها از داخل نرم و از بیرون به طرز شگفت‌انگیزی لایه‌لایه بودند.

mushy [صفت]
اجرا کردن

نرم و لطیف (بافت)

Ex: The mashed potatoes were creamy and mushy , perfect for the dish .

پوره سیب زمینی خامه ای و نرم بود، برای این غذا عالی بود.

pulpy [صفت]
اجرا کردن

خمیری

Ex:

اسموتی انبه غلیظ و پالپ دار بود، که یک قوام طراوت بخش و رضایت بخش ارائه می‌داد.

rubbery [صفت]
اجرا کردن

نرم و انعطاف‌پذیر

Ex: The chef accidentally left the seafood too long , resulting in a rubbery bite .

آشپز به طور تصادفی غذاهای دریایی را برای مدت طولانی‌ای رها کرد، که منجر به گاز گرفتن لاستیکی شد.

corrugated [صفت]
اجرا کردن

شیاردار

Ex:

تخت‌های باغ با فلز موجدار خط‌کشی شده بودند تا یک حاشیه بادوام و جذاب بصری ایجاد شود.

lumpy [صفت]
اجرا کردن

سخت و ناهموار (بافت)

Ex: The homemade mashed potatoes were a bit lumpy , but everyone enjoyed them .

پوره سیب زمینی خانگی کمی گلوله ای بود، اما همه از آن لذت بردند.

rigid [صفت]
اجرا کردن

سفت و سخت (بافت)

Ex: The rules of the game were rigid and strictly enforced by the referee .

قوانین بازی سختگیرانه بود و توسط داور به شدت اجرا می‌شد.

gooey [صفت]
اجرا کردن

لزج

Ex:

ساندویچ کره بادام زمینی و مربا داخلی چسبناک داشت که طعم‌ها را به طور یکدست ترکیب می‌کرد.

satiny [صفت]
اجرا کردن

صاف و براق (سطح)

Ex:

گلبرگ‌های گل بافتی ظریف و ابریشمی داشتند.

wiry [صفت]
اجرا کردن

زبر (مو)

Ex: After swimming in the ocean , her hair became even more wiry from the saltwater 's effects .

پس از شنا در اقیانوس، موهایش به دلیل اثرات آب شور حتی سخت‌تر شد.

jagged [صفت]
اجرا کردن

تیز و دندانه‌دار

Ex: The broken tree branch had jagged ends where it had snapped .

شاخه شکسته درخت در جایی که شکسته بود، انتهای دندانه‌دار داشت.

pliable [صفت]
اجرا کردن

انعطاف‌پذیر

Ex: Rubber bands are pliable and can be stretched to fit around objects of different sizes .

نوارهای لاستیکی انعطاف‌پذیر هستند و می‌توان آنها را کشید تا به دور اشیاء با اندازه‌های مختلف قرار گیرند.

brittle [صفت]
اجرا کردن

شکننده

Ex: The stale bread had become brittle , losing its softness and freshness .

نان بیات شکننده شده بود، نرمی و تازگی خود را از دست داده بود.

gritty [صفت]
اجرا کردن

متشکل از ذرات کوچک

Ex: The concrete pathway was gritty underfoot , showcasing its durability .

مسیر بتنی زیر پا دانه‌دار بود، که دوام آن را نشان می‌داد.

sleek [صفت]
اجرا کردن

صاف و براق (سطح)

Ex: The horse ’s sleek coat gleamed in the afternoon sunlight .

پوشش صاف اسب در نور خورشید بعدازظهر می‌درخشید.

grooved [صفت]
اجرا کردن

شیاردار

Ex:

ستون‌های باستانی معبد با طرح‌های شیاردار تزئین شده بودند، که نشان‌دهنده مهارت معماری بود.

malleable [صفت]
اجرا کردن

چکش‌خور

Ex: Playdough is a malleable material that children can shape and mold into imaginative creations .

خمیر بازی یک ماده قابل انعطاف است که کودکان می‌توانند آن را به شکل‌های خلاقانه درآورند و قالب بگیرند.

prickly [صفت]
اجرا کردن

تیز و خاردار

Ex: The stem of the rose bush was prickly , adorned with sharp thorns .

ساقه بوته گل رز خاردار بود، با خارهای تیز تزیین شده بود.

coarse [صفت]
اجرا کردن

زمخت

Ex: The coarse wool used in the sweater made it warm but a bit itchy .

پشم زبر مورد استفاده در ژاکت آن را گرم اما کمی خارش‌آور کرد.

pitted [صفت]
اجرا کردن

حفره‌دار (سطح)

Ex:

شکلات عمداً حفره‌دار رها شد تا اثر روستیک ایجاد کند.

slimy [صفت]
اجرا کردن

لزج

Ex: The slug left a trail of slimy mucus behind as it crawled across the ground .

حلزون یک ردی از مخاط لیز را هنگام خزیدن روی زمین به جا گذاشت.

squishy [صفت]
اجرا کردن

دارای بافتی نرم

Ex: The children loved playing with the squishy , foam balls that they could easily squish and reshape .

بچه‌ها عاشق بازی با توپ‌های فومی نرم بودند که به راحتی می‌توانستند آنها را فشار دهند و شکل دهند.

gauzy [صفت]
اجرا کردن

نازک و شفاف

Ex:

اتاق خواب با پرده‌های نازک تزئین شده بود، که فضایی نرم و رمانتیک ایجاد می‌کرد.

gossamer [صفت]
اجرا کردن

بسیار نازک و شفاف

Ex:

گلبرگ‌های ظریف شکوفه‌های گیلاس مانند دانه‌های برف نازک فرو می‌ریختند و زمین را با فرشی نرم می‌پوشاندند.

ethereal [صفت]
اجرا کردن

زیبا و باظرافت

Ex: The ethereal scent of jasmine filled the garden , transporting visitors to a dreamlike state .

عطر ملکوتی یاسمن باغ را پر کرد و بازدیدکنندگان را به حالتی رویایی برد.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
اندازه و مقیاس ابعاد و مناطق وزن و پایداری اشکال
افزایش مقدار کاهش مقدار Intensity Speed
Significance بی نظیری Value Complexity
چالش‌ها Quality Success Failure
شکل بدن سن و ظاهر Wellness Intelligence
ویژگی های انسانی پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها بافت‌ها
صداها Temperature نظرات افکار و تصمیمات
تشویق و دلسردی احترام و تایید درخواست و پیشنهاد تلاش و پیشگیری
حرکات زبان بدن و حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی
خوردن و نوشیدن تهیه غذا Science تغییر و شکل دادن
Education Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment انرژی و قدرت
چشم انداز و جغرافیا Engineering Technology Internet
Computer History Religion فرهنگ و عرف
Language Arts Music فیلم و تئاتر
Literature Architecture Marketing Finance
Management Medicine بیماری و علائم Law
Crime Punishment Government Politics
War Measurement احساسات سفر و مهاجرت
Weather Pollution فجایع حیوانات
غذا و نوشیدنی قیدهای حالت