واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9) - پاسخهای عاطفی منفی
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به پاسخهای عاطفی منفی را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
deserving intense hatred due to its cruelty

نفرتانگیز
فیلم، وحشتهای مشمئزکننده جنگ را به تصویر کشید.
extremely unpleasant and deserving strong hatred

نفرتانگیز, ناخوشایند
فساد یک ویژگی منفور از اداره است.
causing increased annoyance

عصبانیکننده
سطح آزاردهنده جزئیات مورد نیاز برای مدارک، فرآیند درخواست را پرزحمت و زمانبر کرد.
extremely unpleasant and disgusting

منزجرکننده, ناخوشایند
نظرات منزجرکنندهای که در بحث مطرح شد، تعصبات عمیقی را آشکار کرد که نادیده گرفتن آنها دشوار بود.
causing a feeling of unease, discomfort, or reluctance

آزاردهنده, ناراحتکننده
جو بیش از حد رسمی و سختگیرانه دفتر برای کارمندان جدید ناخوشایند بود.
making one feel worried about something

نگرانکننده, دلهرهآور
منظره نگرانکننده از شکل تاریک که در سایهها کمین کرده بود، او را از احساس پیشآگاهی پر کرد.
causing uneasiness, anxiety, or disturbance

نگرانکننده
سکوت عجیب در جنگل تسخیر شده آشفتگی ایجاد میکرد و احساس پیشآگهی را تشدید میکرد.
causing annoyance or weariness due to its dull or repetitive nature

آزاردهنده, ملالتآور
تأخیرهای آزاردهنده در فرودگاه مسافران را بیحوصله و ناامید کرد.
causing intense frustration or irritation due to repeated annoyance or difficulty

بسیار آزاردهنده
کمبود ارتباط و هماهنگی بین اعضای تیم یک مسئله خسته کننده بود که پیشرفت را مختل میکرد.
causing annoyance or distress

دردسرساز, آزاردهنده
کاغذبازیهای آزاردهنده مورد نیاز برای فرآیند درخواست، طاقتفرسا بود.
causing extreme anxiety or tension

استرسزا, پراسترس
فکر سخنرانی عمومی میتواند برای کسانی که از قرار گرفتن در مرکز توجه میترسند عصبی کننده باشد.
causing extreme fear, shock, or disgust

وحشتناک, تکاندهنده
لباس وحشتناک او در مهمانی هالووین برنده جایزه اول شد.
possessing a poignant, sentimental, or eerie quality that evokes strong emotions, memories, or feelings

فراموشنشدنی
اشعار گیرای آهنگ فولکلور داستان غمانگیزی از عشق و خیانت را روایت میکرد که در هوا معلق بود.
causing intense dislike, disgust, or aversion

ناپسند
صحنههای گرافیکی فیلم برای بسیاری از بینندگان مشمئزکننده بود.
causing extreme emotional distress, despair, or a profound sense of hopelessness

بسیار ناراحتکننده
زورگویی بیامان در مدرسه تأثیری ویرانگر برای روح بر عزت نفس دانشآموز جوان داشت.
extremely sad or unfortunate, often because of a terrible event or circumstances

غمانگیز
سقوط غمبار هواپیما منجر به مرگ همه سرنشینان شد.
characterized by a deep, lingering sadness or sorrow

غمانگیز
عکس قدیمی یک نوستالژی ملانکولیک برای روزهای گذشته را برانگیخت.
deserving of pity, regret, or disappointment

رقتانگیز
کاهش کیفیت خدمات عمومی نتیجه تاسفبار کاهش بودجه بود.
causing concern or disappointment

ناامیدکننده
کشف نگرانکننده آسیبپذیریهای امنیتی در نرمافزار، هشدار را در میان کاربران افزایش داد.
boring and repetitive that makes one feel unhappy

ملالتبار
سخنرانی خستهکننده پر از جزئیات تکراری بود که نتوانست توجه را جلب کند.
experiencing or expressing severe physical or emotional pain

دردمند
چهرههای رنجیده پناهندگان، که با سختیهای تحمل شده در سفر پرخطرشان حک شده بود، به کمککاران بسیار گفت.
boring and repetitive, often causing frustration or weariness due to a lack of variety or interest

خستهکننده, کسلکننده
مرتب کردن به هم ریختگی در اتاق زیر شیروانی به عنوان یک تلاش خسته کننده و زمان بر ثابت شد.
boring because of being the same thing all the time

یکنواخت, خستهکننده
کارهای تکراری در خط مونتاژ کار را یکنواخت و غیرجذاب کرد.
causing intense shock, fear, or disgust

وحشتناک
آنها شرایط زندگی در زندان را کاملاً وحشتناک توصیف کردند.
causing strong feelings of dislike, disgust, or hatred

نفرتانگیز, فرومایه
اظهارات منزجرکننده سیاستمدار درباره یک جامعه حاشیهنشین منجر به درخواستهایی برای استعفای او شد.
shocking or disgraceful, often involving immoral or unethical behavior

رسوایی
عکس رسواییآمیز منتشر شده در اینترنت باعث شرمساری برای چهره عمومی شد.
causing sadness or disappointment

ناامیدکننده, دلتنگکننده
هوا غمگین همه را برای تمام آخر هفته در خانه نگه داشت.
causing extreme pain or discomfort

طاقتفرسا
ورزشکار از خستگی طاقتفرسا گذشت تا از خط پایان عبور کند.
causing a strong feeling of disgust or dislike

منزجرکننده, نفرتانگیز
آنها ایده خوردن حشرات را کاملاً منزجرکننده یافتند.
overly impressive in size or appearance, often to the point of being excessive or showy in a negative way

بیشازحدبزرگ یا اغراقآمیز
احساس بزرگنماییشده او از اهمیت خودش، ارتباط برقرار کردن با دیگران را برایش دشوار میکرد.
causing irritation, frustration, or distress

آزاردهنده
معضل آزاردهنده انتخاب بین شغل و مسئولیتهای خانوادگی به شدت بر ذهن او سنگینی میکرد.
causing extreme anxiety, stress, or tension

استرسزا
رقابت در تورنمنت پرریسک یک چالش عصبی کننده برای ورزشکار جوان بود.
inspiring a sense of fear or unease

وهم انگیز
زوزه وحشتانگیز یک گرگ دور دست به فضای نگرانکننده جنگل تسخیر شده اضافه کرد.
causing a loss of confidence, hope, or enthusiasm

منصرفکننده
نظرات دلسردکننده معلم درباره تواناییهای دانشآموزان بر عزت نفس آنها تأثیر گذاشت.
causing a feeling of discomfort, anxiety, or fear due to being in confined places

اضطرابآور (به دلیل بودن در فضای بسته)
سلول زندان، با فضای محدود و کمبود نور طبیعی، شرایط کلاستروفوبیک را برای زندانیان تشدید کرد.
extremely unpleasant or rude

نفرتانگیز, منزجرکننده
عادت ناخوشایند قطع کردن صحبت دیگران در خلال مکالمات همه را در گروه آزار میداد.
