واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9) - نظرات
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به نظرات را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to give or have opinions that differ from those officially or commonly accepted

اختلاف عقیده داشتن, مخالفت کردن
از دانشآموزان تشویق میشود که با احترام اختلاف نظر دهند و در بحثهای سازنده در کلاس شرکت کنند.
(of views, opinions, etc.) to be different from each other

مغایرت داشتن, اختلاف داشتن
پنل متخصصان انتظار داشتند که نتیجهگیریهایشان به دلیل روشهای تحقیق متفاوت متفاوت باشد.
to show one's disagreement or disapproval of an online post or comment by clicking on a specific icon

نپسندیدن و امتیاز منفی دادن (فضای مجازی)
در داونووت کردن پستهایی که نامناسب یا مضر میدانید تردید نکنید تا از رفتار مشابه در آینده جلوگیری کنید.
to strongly argue, disapprove, or disagree with someone or something

بحث کردن یا مخالفت کردن
فردا، من با صاحبخانهام درباره افزایش ناگهانی اجاره اعتراض خواهم کرد.
to disagree or deny that something is true

رد کردن, مخالفت کردن
شاهد مستقیماً انکار کرد دلیل مدعیالعموم را و تردید در بیگناهی او ایجاد کرد.
to express disapproval of something by making a noise in the throat

اعتراض کردن (با صاف کردن گلو)
هرگاه موضوع سیاست در میز شام خانواده مطرح میشد، عمو باب ناگزیر غرغر میکرد و موضوع را عوض میکرد.
to argue over unimportant things or to complain about them

سر هیچوپوچ بحث کردن
به جای ارائه بازخورد سازنده، او فقط درباره هر جنبهای از ارائه بحث کرد.
to not support and be against something or someone

مخالف چیزی بودن, نکوهیده دانستن
رهبران جامعه مخالفت کردند با افزایش سخنان نفرتانگیز و تبعیض، و در عوض خواستار وحدت و تسامح شدند.
to disapprove of or have a negative opinion about something, particularly due to being improper or unacceptable

نامناسب شمردن
در فرهنگ آنها، هرگونه شکل از خودتبلیغی ناخوشایند است.
to dismiss or reject something as false

انکار کردن, رد کردن
دولت ادعاهای حزب مخالف را رد کرد و اظهار داشت که آنها انگیزه سیاسی داشتهاند.
to strongly and harshly criticize someone or something

محکوم کردن, تنبیه کردن
او به کارمندانش به دلیل عدم رعایت استانداردهای شرکت سرزنش میکرد.
to intentionally make harmful statements to damage a person or thing's worth or reputation

نام کسی را لکه دار کردن, بدنام کردن
به جای ارائه نقد سازنده، منتقد تصمیم گرفت هنرمند را تحقیر کند، استعداد و صداقت او را زیر سوال برد.
to behave in a way that lowers the dignity or respect of oneself or others

تحقیر کردن
عادت او به کوچک شمردن همکارانش در جلسات کاری جز تحقیر او در глаرس تیم چیزی در بر ندارد.
to complain or criticize persistently, often about trivial issues

شکایت کردن
در جلسه فردا، امیدوارم کسی دوباره درباره اشتباهات تایپی گزارش خرده نگیرد.
to express dissatisfaction or injustice about something

گله کردن
علیرغم غذای خوشمزه، مشتری شروع به شکایت از خدمات رستوران کرد.
to find fault or criticize small, insignificant details

انتقاد شدید از کسی یا چیزی
علیرغم موفقیتشان، منتقدان سریع به ریزهگیری از نقصهای فناوری جدید پرداختند.
to complain or whine persistently and often about trivial matters

نارضایتی خود را ابراز کردن
شکایت کردن بدون ارائه راهحل برای مشکلات بیثمر است.
to criticize someone angrily and harshly

سرزنش کردن, توبیخ کردن
معلم به خاطر رفتار مخرب دانشآموزان در کلاس آنها را سرزنش کرد.
to express mild disapproval, often in a gentle or corrective manner

شکایت کردن, گلایه کردن
مربی به دلیل کمبود کار تیمی در بازی حساس، تیم را سرزنش کرد.
to strongly and angrily criticize or complain about something

گله کردن
والدین بدون تردید به شدت انتقاد کردند از اداره مدرسه به دلیل برخوردشان با یک حادثه قلدری.
to give a strong, negative review or opinion about something

به شدت انتقاد کردن
کتاب به دلیل عدم اصالت و طرح قابل پیشبینی توسط کارشناسان ادبی مورد انتقاد شدید قرار گرفت.
to severely criticize, often with the intention of correcting someone's behavior or actions

تنبیه کردن, توبیخ کردن
سرپرست مجبور شد اعضای تیم را به دلیل عدم رعایت پروتکلهای ایمنی در محل کار سرزنش کند.
to criticize someone for doing or saying something that one believes to be wrong

سرزنش کردن, ملامت کردن
مربی بازیکنان را به دلیل کمبود فداکاری در تمرین سرزنش کرد.
to identify or point out flaws, errors, or shortcomings in someone or something

بر روی اشکالات کسی یا چیزی دست گذاشتن
to show one's agreement or approval of an online post or comment by clicking on a specific icon

تایید یا حمایت خود را نشان دادن
فراموش نکنید که پستهایی را که مفید یا بینشآور مییابید، رأی مثبت دهید تا قدردانی خود را از تلاش انجام شده در آنها نشان دهید.
to reluctantly accept something without protest

به چیزی تن دادن, با اکراه با چیزی موافقت کردن
هیئت مدیره با اکراه به تصمیم مدیرعامل رضایت داد، اگرچه برخی از اعضا مخالف بودند.
to surrender after negotiation or when facing overwhelming pressure

تسلیم شدن, دست از مقاومت برداشتن
پادشاهی با وجود تلفات فزاینده از تسلیم شدن خودداری کرد.
to agree and not oppose to something that one generally finds unacceptable or unpleasant

تأیید کردن, اجازه دادن
مهم است که رفتارهایی را که برخلاف اصول یا ارزشهای شماست تحمل نکنید، حتی اگر از طرف یک دوست نزدیک باشد.
to accept something, usually after some resistance

کوتاه آمدن
معلم پس از درخواست دانشآموزان کوتاه آمد و مهلت تحویل تکلیف را تمدید کرد.
to agree to something, such as a suggestion, request, etc.

موافقت کردن, رضایت دادن
هیئت مدیره به تعدیلات بودجه رضایت داد.
to go against an argument or statement

مخالفت کردن, نفی کردن
نتایج آزمایش مخالف ادعاهای سازنده درباره اثربخشی محصول بود.
to form an idea or concept in the mind by combining existing ideas or information

مفهوم آفریدن
نویسندگان اغلب زمان را صرف مفهومسازی طرح و شخصیتها قبل از نوشتن رمان میکنند.
