اختلاف عقیده داشتن
بسیاری در جامعه مخالفت کردند وقتی شهر پیشنهاد ساخت یک بزرگراه جدید از میان پارک را داد.
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به نظرات را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
اختلاف عقیده داشتن
بسیاری در جامعه مخالفت کردند وقتی شهر پیشنهاد ساخت یک بزرگراه جدید از میان پارک را داد.
مغایرت داشتن
با گذشت زمان، مواضع احزاب سیاسی شروع به واگرایی کردند که منجر به قطبیشدن بیشتر شد.
نپسندیدن و امتیاز منفی دادن (فضای مجازی)
اگر با یک دیدگاه خاص مخالف هستید، میتوانید نظر را downvote کنید تا مخالفت خود را ابراز کنید.
بحث کردن یا مخالفت کردن
دیروز، من با همکارم درباره رفتار غیرحرفهایاش بحث کردم.
رد کردن
علیرغم تلاشهای او برای انکار اتهامات، حقیقت در نهایت آشکار شد.
اعتراض کردن (با صاف کردن گلو)
وقتی که بهانه عجیب و غریب برای دیر رسیدن به جلسه را شنید، با ناباوری خرناس کشید.
سر هیچوپوچ بحث کردن
آنها ساعتها وقت صرف مشاجره بر سر عبارتبندی قرارداد کردند که تکمیل آن را به تأخیر انداخت.
مخالف چیزی بودن
او مخالفت کرد با تصمیم شرکت برای کاهش مزایای کارکنان، با این استدلال که به روحیه و بهرهوری آسیب میزند.
نامناسب شمردن
در محل کار آنها، هرگونه معاشرت فراتر از مسائل مربوط به کار ناخوشایند است.
انکار کردن
علیرغم شایعاتی که در جریان بود، او به سرعت هر گونه اتهام رفتار نادرست را رد کرد.
محکوم کردن
روزنامهنگار در سرمقاله به دلیل مدیریت بحران، دولت را به شدت مورد انتقاد قرار داد.
نام کسی را لکه دار کردن
حریف سیاسی به جای تمرکز بر تفاوتهای سیاستی، به تحقیر شخصیت کاندیدا متوسل شد.
تحقیر کردن
سیاستمدار در یک مناظره داغ، رقیب خود را تحقیر میکرد.
شکایت کردن
جین همیشه در گذشته درباره اشتباهات کوچک همکارانش غر میزد.
گله کردن
به جای لذت بردن از رویداد، برخی از شرکتکنندگان نتوانستند از شکایت در مورد سازماندهی و برنامهریزی خودداری کنند.
انتقاد شدید از کسی یا چیزی
به جای لذت بردن از فیلم، او انتخاب کرد که به ریزبینی در مورد نقاط غیرواقعی داستان بپردازد.
نارضایتی خود را ابراز کردن
کارمند به طور منظم درباره سیاستهای دفتر شکایت میکرد.
سرزنش کردن
ناامید از وضعیت، او خود را به خاطر بیاحتیاطی بیشتر سرزنش کرد.
شکایت کردن
معلم به دلیل صحبت کردن با صدای بلند در حین امتحان، دانشآموز را سرزنش کرد.
گله کردن
به جای ارائه بازخورد سازنده، او به سادگی به شدت از تصمیم انتقاد کرد بدون ارائه راهحلها.
به شدت انتقاد کردن
علیرغم انتظارات بالا، رستوران به دلیل خدمات کند و غذای بیمزه توسط مشتریان مورد انتقاد شدید قرار گرفت.
تنبیه کردن
مدیر تصمیم گرفت کارمند را به دلیل تاخیر مداوم در کار سرزنش کند.
سرزنش کردن
مدیر به دلیل عدم رعایت مهلتها، تیم را سرزنش کرد.
بر روی اشکالات کسی یا چیزی دست گذاشتن
تایید یا حمایت خود را نشان دادن
اگر با یک دیدگاه خاص موافق هستید، میتوانید نظر را آپووت کنید تا از آن حمایت کنید.
موافقت کردن
دولت با اجرای اصلاحات جامع به خواست عموم برای مراقبتهای بهداشتی بهتر رضایت داد.
به چیزی تن دادن
شرکت با اکراه به خواستههای کارگران اعتصابی تسلیم شد و موافقت کرد که برای شرایط کاری بهتر مذاکره کند.
تسلیم شدن
در مواجهه با عدم وجود تدارکات، شورشیان مجبور شدند در برابر نیروهای دولتی تسلیم شوند.
تأیید کردن
او نمیتوانست ایده اخراج کارمند قدیمی خود را بپذیرد، حتی با وجود اینکه عملکرد او در حال کاهش بود.
کوتاه آمدن
علیرغم سرسختی اولیهاش، او در نهایت کوتاه آمد و به مصالحه رضایت داد.
موافقت کردن
در یک فرآیند دموکراتیک، شهروندان رای خود را برای موافقت با یا مخالفت با قانون پیشنهادی میدهند.
مخالفت کردن
شواهد به وضوح مخالف شهادت متهم است.
مفهوم آفریدن
دانشمندان برای مفهومی کردن یک نظریه جدید که پدیدههای پیچیده را توضیح میداد، با هم کار کردند.