کلمات آکادمیک پیشرفته آیلتس برای "نظرات"

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به نظرات را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
to dissent [فعل]
اجرا کردن

اختلاف عقیده داشتن

Ex: Many in the community dissented when the city proposed building a new highway through the park .

بسیاری در جامعه مخالفت کردند وقتی شهر پیشنهاد ساخت یک بزرگراه جدید از میان پارک را داد.

to diverge [فعل]
اجرا کردن

مغایرت داشتن

Ex: Over time , the political parties ' stances started to diverge , leading to increased polarization .

با گذشت زمان، مواضع احزاب سیاسی شروع به واگرایی کردند که منجر به قطبی‌شدن بیشتر شد.

to downvote [فعل]
اجرا کردن

نپسندیدن و امتیاز منفی دادن (فضای مجازی)

Ex: If you disagree with a particular viewpoint , you can downvote the comment to express your disapproval .

اگر با یک دیدگاه خاص مخالف هستید، می‌توانید نظر را downvote کنید تا مخالفت خود را ابراز کنید.

اجرا کردن

بحث کردن یا مخالفت کردن

Ex: Yesterday , I expostulated with my colleague about their unprofessional behavior .

دیروز، من با همکارم درباره رفتار غیرحرفه‌ای‌اش بحث کردم.

to gainsay [فعل]
اجرا کردن

رد کردن

Ex: Despite her efforts to gainsay the allegations , the truth eventually came to light .

علیرغم تلاش‌های او برای انکار اتهامات، حقیقت در نهایت آشکار شد.

to harrumph [فعل]
اجرا کردن

اعتراض کردن (با صاف کردن گلو)

Ex: He harrumphed in disbelief when he heard the outlandish excuse for being late to the meeting.

وقتی که بهانه عجیب و غریب برای دیر رسیدن به جلسه را شنید، با ناباوری خرناس کشید.

to quibble [فعل]
اجرا کردن

سر هیچ‌و‌پوچ بحث کردن

Ex: They spent hours quibbling over the wording of the contract , delaying its completion .

آنها ساعت‌ها وقت صرف مشاجره بر سر عبارت‌بندی قرارداد کردند که تکمیل آن را به تأخیر انداخت.

اجرا کردن

مخالف چیزی بودن

Ex: She deprecated the company 's decision to cut employee benefits , arguing that it would harm morale and productivity .

او مخالفت کرد با تصمیم شرکت برای کاهش مزایای کارکنان، با این استدلال که به روحیه و بهره‌وری آسیب می‌زند.

to frown on [فعل]
اجرا کردن

نامناسب شمردن

Ex: In their workplace , any form of socializing beyond work-related matters is frowned on .

در محل کار آنها، هرگونه معاشرت فراتر از مسائل مربوط به کار ناخوشایند است.

اجرا کردن

انکار کردن

Ex: Despite the circulating rumors , he was quick to repudiate any allegations of wrongdoing .

علیرغم شایعاتی که در جریان بود، او به سرعت هر گونه اتهام رفتار نادرست را رد کرد.

اجرا کردن

محکوم کردن

Ex: The journalist castigated the government in the editorial for its handling of the crisis .

روزنامه‌نگار در سرمقاله به دلیل مدیریت بحران، دولت را به شدت مورد انتقاد قرار داد.

اجرا کردن

نام کسی را لکه دار کردن

Ex: The political opponent resorted to denigrating the candidate 's character rather than focusing on policy differences .

حریف سیاسی به جای تمرکز بر تفاوت‌های سیاستی، به تحقیر شخصیت کاندیدا متوسل شد.

to demean [فعل]
اجرا کردن

تحقیر کردن

Ex: The politician was demeaning his opponent in a heated debate .

سیاستمدار در یک مناظره داغ، رقیب خود را تحقیر می‌کرد.

to carp [فعل]
اجرا کردن

شکایت کردن

Ex: Jane was always carping about her coworkers ' minor mistakes in the past .

جین همیشه در گذشته درباره اشتباهات کوچک همکارانش غر میزد.

to grouse [فعل]
اجرا کردن

گله کردن

Ex: Instead of enjoying the event , some attendees could n't help but grouse about the organization and planning .

به جای لذت بردن از رویداد، برخی از شرکت‌کنندگان نتوانستند از شکایت در مورد سازماندهی و برنامه‌ریزی خودداری کنند.

to nitpick [فعل]
اجرا کردن

انتقاد شدید از کسی یا چیزی

Ex: Instead of enjoying the movie , he chose to nitpick about unrealistic plot points .

به جای لذت بردن از فیلم، او انتخاب کرد که به ریزبینی در مورد نقاط غیرواقعی داستان بپردازد.

to kvetch [فعل]
اجرا کردن

نارضایتی خود را ابراز کردن

Ex: The employee would kvetch regularly about office policies .

کارمند به طور منظم درباره سیاست‌های دفتر شکایت می‌کرد.

to berate [فعل]
اجرا کردن

سرزنش کردن

Ex: Frustrated with the situation , he berated himself for not being more careful .

ناامید از وضعیت، او خود را به خاطر بی‌احتیاطی بیشتر سرزنش کرد.

to chide [فعل]
اجرا کردن

شکایت کردن

Ex: The teacher chided the student for talking loudly during the exam .

معلم به دلیل صحبت کردن با صدای بلند در حین امتحان، دانش‌آموز را سرزنش کرد.

to rail [فعل]
اجرا کردن

گله کردن

Ex: Rather than offering constructive feedback , he simply railed against the decision without providing solutions .

به جای ارائه بازخورد سازنده، او به سادگی به شدت از تصمیم انتقاد کرد بدون ارائه راه‌حل‌ها.

to pan [فعل]
اجرا کردن

به شدت انتقاد کردن

Ex: Despite high expectations , the restaurant was panned by customers for its slow service and bland food .

علیرغم انتظارات بالا، رستوران به دلیل خدمات کند و غذای بی‌مزه توسط مشتریان مورد انتقاد شدید قرار گرفت.

to chastise [فعل]
اجرا کردن

تنبیه کردن

Ex: The manager decided to chastise the employee for consistently arriving late to work .

مدیر تصمیم گرفت کارمند را به دلیل تاخیر مداوم در کار سرزنش کند.

to upbraid [فعل]
اجرا کردن

سرزنش کردن

Ex: The manager upbraided the team for their failure to meet deadlines .

مدیر به دلیل عدم رعایت مهلت‌ها، تیم را سرزنش کرد.

اجرا کردن

بر روی اشکالات کسی یا چیزی دست گذاشتن

Ex: John has a tendency to find fault with every restaurant they visit , making it challenging to choose a place to dine .
to upvote [فعل]
اجرا کردن

تایید یا حمایت خود را نشان دادن

Ex: If you agree with a particular viewpoint , you can upvote the comment to show your support .

اگر با یک دیدگاه خاص موافق هستید، می‌توانید نظر را آپ‌ووت کنید تا از آن حمایت کنید.

to accede [فعل]
اجرا کردن

موافقت کردن

Ex: The government acceded to the public's demand for better healthcare by implementing comprehensive reforms.

دولت با اجرای اصلاحات جامع به خواست عموم برای مراقبت‌های بهداشتی بهتر رضایت داد.

اجرا کردن

به چیزی تن دادن

Ex: The company reluctantly acquiesced to the demands of the striking workers and agreed to negotiate better working conditions .

شرکت با اکراه به خواسته‌های کارگران اعتصابی تسلیم شد و موافقت کرد که برای شرایط کاری بهتر مذاکره کند.

اجرا کردن

تسلیم شدن

Ex: Faced with no supplies , the rebels had to capitulate to government forces .

در مواجهه با عدم وجود تدارکات، شورشیان مجبور شدند در برابر نیروهای دولتی تسلیم شوند.

اجرا کردن

تأیید کردن

Ex: She could n't countenance the idea of firing her longtime employee , even though his performance had been declining .

او نمی‌توانست ایده اخراج کارمند قدیمی خود را بپذیرد، حتی با وجود اینکه عملکرد او در حال کاهش بود.

to relent [فعل]
اجرا کردن

کوتاه آمدن

Ex: Despite his initial stubbornness , he eventually relented and agreed to compromise .

علیرغم سرسختی اولیه‌اش، او در نهایت کوتاه آمد و به مصالحه رضایت داد.

to assent [فعل]
اجرا کردن

موافقت کردن

Ex: In a democratic process , citizens cast their votes to assent to or dissent from proposed legislation .

در یک فرآیند دموکراتیک، شهروندان رای خود را برای موافقت با یا مخالفت با قانون پیشنهادی می‌دهند.

اجرا کردن

مخالفت کردن

Ex: The evidence clearly contravenes the defendant 's testimony .

شواهد به وضوح مخالف شهادت متهم است.

اجرا کردن

مفهوم آفریدن

Ex: Scientists worked together to conceptualize a new theory that explained complex phenomena .

دانشمندان برای مفهومی کردن یک نظریه جدید که پدیده‌های پیچیده را توضیح می‌داد، با هم کار کردند.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
اندازه و مقیاس ابعاد و مساحت‌ها وزن و ثبات شکل‌ها
افزایش در مقدار کاهش مقدار Intensity Speed
Significance منحصر به فرد بودن Value Complexity
چالش‌ها Quality Success Failure
شکل بدن سن و ظاهر Wellness Intelligence
صفات انسانی پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالات عاطفی منفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها بافت‌ها
صداها Temperature نظرات افکار و تصمیمات
تشویق و دلسردی احترام و تأیید درخواست و پیشنهاد تلاش و پیشگیری
جنبش‌ها زبان بدن و حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی
خوردن و نوشیدن آماده‌سازی غذا Science تغییر و شکل‌دهی
Education Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment انرژی و قدرت
چشمانداز و جغرافیا Engineering Technology Internet
Computer History Religion فرهنگ و عرف
Language Arts Music فیلم و تئاتر
Literature Architecture Marketing Finance
Management Medicine بیماری و علائم Law
Crime Punishment Government Politics
War Measurement احساسات سفر و مهاجرت
Weather Pollution فجایع حیوانات
غذا و نوشیدنی قیدهای حالت