ورزش - ورزش های هوایی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
skydiving [اسم]
اجرا کردن

چتربازی

Ex: Skydiving can be a transformative experience , pushing individuals out of their comfort zones and instilling a sense of accomplishment and confidence .

پرش با چتر می‌تواند یک تجربه دگرگون‌کننده باشد، که افراد را از منطقه امن خود خارج می‌کند و حس موفقیت و اعتماد به نفس را در آنها ایجاد می‌کند.

parachuting [اسم]
اجرا کردن

چتربازی

Ex:

نظامی اغلب تمرینات پرش با چتر را به عنوان بخشی از آموزش خود برای استقرار سریع شامل می‌شود.

paragliding [اسم]
اجرا کردن

چتربازی

Ex:

آن‌ها در حال پاراگلایدرسواری بر فراز دره، عکس‌های خیره‌کننده‌ای گرفتند.

اجرا کردن

کایت‌سواری

Ex: They spent the afternoon hang gliding from the top of the mountain .

آنها بعدازظهر را با گلایدر سواری از بالای کوه گذراندند.

aerobatics [اسم]
اجرا کردن

آکروباتیک هوایی

Ex: Aerobatics competitions showcase the precision and creativity of pilots .

مسابقات آکروباتیک هوایی دقت و خلاقیت خلبانان را به نمایش می‌گذارد.

air racing [اسم]
اجرا کردن

مسابقه هوایی

Ex: Many pilots train rigorously to excel in air racing events .

بسیاری از خلبان‌ها به سختی تمرین می‌کنند تا در رویدادهای مسابقه هوایی برتری یابند.

اجرا کردن

قایقرانی زمینی

Ex: Land sailing rigs are designed to catch and utilize the wind efficiently .

تجهیزات قایقرانی زمینی برای گرفتن و استفاده کارآمد از باد طراحی شده‌اند.

اجرا کردن

پاراموتورینگ

Ex: Paramotoring offers a unique perspective on the world from above .

پاراموتورینگ چشم‌اندازی منحصر‌به‌فرد از جهان را از بالا ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

میکرولایتینگ

Ex: Microlighting allows pilots to explore remote areas inaccessible by conventional aircraft .

میکرولایتینگ به خلبانان اجازه می‌دهد تا مناطق دورافتاده‌ای را که توسط هواپیماهای معمولی قابل دسترسی نیستند، کشف کنند.

اجرا کردن

پرش BASE

Ex: After years of skydiving , he decided to take up BASE jumping as his next challenge .

پس از سال‌ها چتربازی، او تصمیم گرفت پرش از سازه‌های ثابت را به عنوان چالش بعدی خود امتحان کند.

اجرا کردن

پرواز با وینگ سوئیت

Ex: Safety is paramount in wingsuit flying due to its inherent risks .

امنیت در پرواز با وینگ سوئیت به دلیل خطرات ذاتی آن از اهمیت بالایی برخوردار است.

to launch [فعل]
اجرا کردن

پرتاب کردن

Ex:

او با پرتاب شدن به آسمان، موجی از آدرنالین را احساس کرد.

landing [اسم]
اجرا کردن

فرود (هواپیما و...)

Ex: The airplane made a smooth landing at the airport despite the windy conditions .

هواپیما علیرغم شرایط بادی، یک فرود نرم در فرودگاه انجام داد.

soaring [اسم]
اجرا کردن

پرواز بدون موتور

Ex:

گلایدر به راحتی در بالابر موجی صعود کرد و تکنیک‌های ماهرانه پرواز بدون موتور را نشان داد.

اجرا کردن

تکنیک سقوط آزاد

Ex: She struggled with her freefall technique until she received personalized coaching .

او با تکنیک سقوط آزاد خود دست و پنجه نرم می‌کرد تا زمانی که آموزش شخصی دریافت کرد.

tracking [اسم]
اجرا کردن

ردیابی

Ex: Achieving a steady tracking position requires practice and experience .

دستیابی به یک موقعیت ردیابی پایدار نیاز به تمرین و تجربه دارد.

اجرا کردن

پرواز مسافت طولانی

Ex: Successful cross-country flying involves monitoring fuel consumption and weather conditions closely .

پرواز کراس-کانتری موفق شامل نظارت دقیق بر مصرف سوخت و شرایط آب و هوایی می‌شود.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها