سلامت و بیماری - توصیف درد و آسیب

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به توصیف درد و آسیب مانند "خارش دار"، "دردناک" و "ناتوان کننده" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سلامت و بیماری
acute [صفت]
اجرا کردن

وخیم (بیماری)

Ex: Sarah 's acute allergic reaction to peanuts caused her throat to swell rapidly , requiring immediate medical attention .

واکنش آلرژیک حاد سارا به بادام زمینی باعث شد گلویش به سرعت متورم شود و نیاز به مراقبت فوری پزشکی داشت.

agonizing [صفت]
اجرا کردن

عذاب‌آور

Ex: The agonizing wait for test results filled her with dread .

انتظار دردناک برای نتایج آزمایش او را از ترس پر کرد.

crippling [صفت]
اجرا کردن

فلج‌کننده

Ex: The crippling injury left him unable to walk without assistance .

آسیب ناتوان کننده او را قادر به راه رفتن بدون کمک نکرد.

اجرا کردن

طاقت‌فرسا

Ex: The silence in the room after the devastating news was almost excruciating .

سکوت در اتاق پس از خبر ویرانگر تقریباً غیرقابل تحمل بود.

itchy [صفت]
اجرا کردن

خارش‌آور

Ex: The rash made his arms red and itchy .

جوش باعث شد بازوهایش قرمز و خارش‌دار شوند.

painful [صفت]
اجرا کردن

دردناک

Ex: His painful back muscles tightened after the long workout .

عضلات دردناک پشتش پس از تمرین طولانی سفت شدند.

painfully [قید]
اجرا کردن

به‌طور دردناک

Ex: He smiled painfully , trying to hide the injury .

او با درد لبخند زد، سعی در پنهان کردن آسیب داشت.

raging [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex:

تورم و کبودی روی زانوی او با احساس تپش شدید همراه بود.

severe [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: The building suffered severe damage from the earthquake .

ساختمان از زلزله آسیب شدیدی دید.

sharp [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: A sharp throbbing in her temple signaled the onset of a migraine .

یک درد تند و ضربان‌دار در شقیقه‌اش نشانه‌ای از شروع میگرن بود.

sore [صفت]
اجرا کردن

دردناک

Ex: Jack 's muscles were sore after his intense workout at the gym .

عضلات جک پس از تمرین شدیدش در باشگاه دردناک بودند.

agoraphobic [صفت]
اجرا کردن

مبتلا به آگورافوبیا

Ex:

جلسات مجازی می‌توانند گزینه‌ای ترجیحی برای افراد آگورافوبیک باشند که گردهمایی‌های حضوری را چالش‌برانگیز می‌یابند.

arthritic [صفت]
اجرا کردن

مربوط به التهاب مفصل

Ex: Medications are often prescribed to alleviate pain and inflammation in arthritic conditions .

داروها اغلب برای تسکین درد و التهاب در شرایط آرتریتی تجویز می‌شوند.

brain-dead [صفت]
اجرا کردن

مغزمرده

Ex: Only a brain-dead person would forget their own password .

یک احمق رمز عبور خود را فراموش می‌کند.

dehydrated [صفت]
اجرا کردن

کم‌آب (بدن)

Ex:

به ورزشکاران توصیه می‌شود که مایعات زیادی بنوشند تا از کم آبی بدن در حین فعالیت‌های strenuous جلوگیری کنند.

diabetic [صفت]
اجرا کردن

مربوط به بیماری دیابت

Ex: The research team focused on developing new technologies for diabetic care and monitoring .

تیم تحقیقاتی بر توسعه فناوری‌های جدید برای مراقبت و نظارت بر دیابت متمرکز شد.

dyslexic [صفت]
اجرا کردن

مبتلا به خوانش‌پریشی

epileptic [صفت]
اجرا کردن

مربوط به صرع

Ex: The school nurse is trained to administer first aid during an epileptic episode .

پرستار مدرسه برای ارائه کمک‌های اولیه در طول یک حمله صرعی آموزش دیده است.

frostbitten [صفت]
اجرا کردن

دچار یخ‌زدگی‌شده

Ex: Rapid rewarming is crucial for treating mild frostbitten extremities .

گرم کردن سریع برای درمان اندام‌های کمی یخ‌زده بسیار مهم است.

incontinent [صفت]
اجرا کردن

مبتلا به بی‌اختیاری ادرار یا مدفوع

Ex:

تغییرات سبک زندگی، مانند استراحت‌های منظم برای دستشویی، به مدیریت چالش‌های بی‌اختیاری کمک می‌کنند.

leprous [صفت]
اجرا کردن

جذامی

Ex: Medical research advances treatments for leprous patients .

پژوهش‌های پزشکی درمان‌ها را برای بیماران جذامی پیش می‌برند.

اجرا کردن

دچار سوء تغذیه

Ex: Early detection prevents severe health complications in malnourished individuals .

تشخیص زودهنگام از عوارض شدید سلامتی در افراد سوءتغذیه‌ای جلوگیری می‌کند.

rheumatic [صفت]
اجرا کردن

روماتیسمی

Ex: Weather changes may worsen rheumatic symptoms , requiring precautions .

تغییرات آب و هوایی ممکن است علائم روماتیسمی را بدتر کند و نیاز به اقدامات احتیاطی دارد.

sclerotic [صفت]
اجرا کردن

سخت شونده

Ex: Lifestyle changes , including a healthy diet , help manage symptoms of sclerotic conditions .

تغییرات سبک زندگی، از جمله رژیم غذایی سالم، به مدیریت علائم شرایط اسکلروتیک کمک می‌کند.

ulcerated [صفت]
اجرا کردن

زخمی

Ex: The dermatologist checked the cause of the patient 's ulcerated lesion .

پزشک متخصص پوست علت زخم زخمی بیمار را بررسی کرد.

vertiginous [صفت]
اجرا کردن

دچار سرگیجه

Ex: A sudden drop in blood pressure can result in a brief vertiginous episode .

افت ناگهانی فشار خون می‌تواند منجر به یک دوره کوتاه سرگیجه شود.

battered [صفت]
اجرا کردن

صدمه‌‌دیده

Ex:

گزارش به وضعیت خانواده‌های کتک‌خورده پرداخت.

broken [صفت]
اجرا کردن

درمانده

Ex:

روح او پس از شکست کسب و کارش شکسته بود، که او را ناامید و شکست خورده احساس می‌کرد.

bruising [صفت]
اجرا کردن

آسیب زننده

Ex:

مشت قدرتمند بوکسور یک ضربه آسیب‌زننده به حریفش وارد کرد و اثری قابل مشاهده روی صورتش باقی گذاشت.