کلمات انگلیسی برای "توصیف درد و آسیب"

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به توصیف درد و آسیب مانند "خارش دار"، "دردناک" و "ناتوان کننده" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سلامت و بیماری
acute [صفت]
اجرا کردن

وخیم (بیماری)

Ex: Mary experienced acute food poisoning after eating contaminated seafood , leading to severe vomiting and diarrhea .

مری پس از خوردن غذای دریایی آلوده دچار مسمومیت غذایی حاد شد که منجر به استفراغ و اسهال شدید شد.

agonizing [صفت]
اجرا کردن

عذاب‌آور

Ex: The agonizing uncertainty about the future kept him awake at night .

عدم قطعیت دردناک درباره آینده او را شب‌ها بیدار نگه می‌داشت.

crippling [صفت]
اجرا کردن

فلج‌کننده

Ex: The crippling effects of the disease left him bedridden for months .

اثرات ناتوان کننده بیماری او را برای ماه‌ها بستری کرد.

اجرا کردن

طاقت‌فرسا

Ex: The patient described the excruciating agony of a migraine that lasted for hours .

بیمار درد طاقت‌فرسای میگرنی را توصیف کرد که ساعتها طول کشید.

itchy [صفت]
اجرا کردن

خارش‌آور

Ex: The wool sweater felt too itchy on her skin .

پلیور پشمی روی پوستش خیلی خارش‌آور بود.

painful [صفت]
اجرا کردن

دردناک

Ex: The painful bruise on his leg made it hard to walk .

کبودی دردناک روی پای او راه رفتن را سخت کرده بود.

painfully [قید]
اجرا کردن

به‌طور دردناک

Ex: He painfully pulled the splinter from his finger .

او با درد تراشه را از انگشتش بیرون کشید.

raging [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: The patient described the migraine as a raging headache, making it nearly impossible to concentrate.

بیمار میگرن را به عنوان سردردی شدید توصیف کرد که تمرکز را تقریباً غیرممکن می‌ساخت.

severe [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: The doctor said his condition was severe and he needed immediate treatment .

پزشک گفت که وضعیت او شدید بود و به درمان فوری نیاز داشت.

sharp [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: The sudden movement resulted in a sharp ache in his lower back , causing him to wince .

حرکت ناگهانی منجر به دردی تند در کمر پایینی او شد و باعث شد که او چهره‌اش را در هم بکشد.

sore [صفت]
اجرا کردن

دردناک

Ex: After lifting heavy boxes all day , Tom 's back was sore and achy .

بعد از بلند کردن جعبه‌های سنگین تمام روز، کمر تام دردناک و دردآور بود.

agoraphobic [صفت]
اجرا کردن

مبتلا به آگورافوبیا

Ex: Employers may provide accommodations for agoraphobic employees, such as remote work options.

کارفرمایان ممکن است تسهیلاتی برای کارمندان آگورافوبیک فراهم کنند، مانند گزینه‌های کار از راه دور.

arthritic [صفت]
اجرا کردن

مربوط به التهاب مفصل

Ex: Arthritic joints may experience stiffness and limited range of motion .

مفاصل آرتریتی ممکن است سفتی و دامنه حرکتی محدود را تجربه کنند.

brain-dead [صفت]
اجرا کردن

مغزمرده

Ex: Do n't be brain-dead , read the instructions first .

مغز-مرده نباش، اول دستورالعمل‌ها را بخوان.

dehydrated [صفت]
اجرا کردن

کم‌آب (بدن)

Ex: Dehydrated individuals may exhibit signs of lethargy , dry mouth , and decreased urine output .

افراد دچار کم‌آبی ممکن است نشانه‌هایی از بی‌حالی، خشکی دهان و کاهش خروجی ادرار نشان دهند.

diabetic [صفت]
اجرا کردن

مربوط به بیماری دیابت

Ex: A well-managed diabetic diet involves controlling carbohydrate intake and making healthy food choices.

یک رژیم دیابتی به خوبی مدیریت شده شامل کنترل مصرف کربوهیدرات و انتخاب غذاهای سالم است.

dyslexic [صفت]
اجرا کردن

مبتلا به خوانش‌پریشی

epileptic [صفت]
اجرا کردن

مربوط به صرع

Ex: The neurologist specializes in treating epileptic patients and managing seizures .

متخصص مغز و اعصاب در درمان بیماران صرعی و مدیریت تشنج‌ها تخصص دارد.

frostbitten [صفت]
اجرا کردن

دچار یخ‌زدگی‌شده

Ex: Frostbitten toes may feel numb and tingle.

انگشتان پای یخ زده ممکن است بی‌حس و سوزن‌سوزن شوند.

incontinent [صفت]
اجرا کردن

مبتلا به بی‌اختیاری ادرار یا مدفوع

Ex: Pelvic floor exercises can help improve muscle control for incontinent individuals.

تمرینات کف لگن می‌توانند به بهبود کنترل عضلات برای افراد بی‌اختیار کمک کنند.

leprous [صفت]
اجرا کردن

جذامی

Ex: Early detection is crucial in managing leprous symptoms .

تشخیص زودهنگام در مدیریت علائم جذامی بسیار مهم است.

اجرا کردن

دچار سوء تغذیه

Ex: Malnourished patients benefit from comprehensive nutritional support .

بیماران سوءتغذیه‌ای از حمایت غذایی جامع بهره‌مند می‌شوند.

rheumatic [صفت]
اجرا کردن

روماتیسمی

Ex: Proper diagnosis is crucial for effective treatment in rheumatic disorders .

تشخیص صحیح برای درمان موثر اختلالات روماتیسمی ضروری است.

sclerotic [صفت]
اجرا کردن

سخت شونده

Ex: Sclerotic changes in blood vessels impact blood flow and circulation .

تغییرات اسکلروتیک در رگ‌های خونی بر جریان خون و گردش خون تأثیر می‌گذارند.

ulcerated [صفت]
اجرا کردن

زخمی

Ex: Special ointments help heal ulcerated skin conditions .

پمادهای ویژه به بهبود شرایط پوستی زخمی کمک می‌کنند.

vertiginous [صفت]
اجرا کردن

دچار سرگیجه

Ex: The vertiginous individual struggled to maintain balance .

فرد سرگیجه‌دار برای حفظ تعادل تلاش کرد.

battered [صفت]
اجرا کردن

صدمه‌‌دیده

Ex: Authorities intervened to protect the battered children .

مقامات برای محافظت از کودکان آزار دیده مداخله کردند.

broken [صفت]
اجرا کردن

درمانده

Ex: She was broken by the loss of her loved ones, struggling to find the strength to carry on each day.

او به دلیل از دست دادن عزیزانش شکسته بود، و هر روز برای یافتن نیروی ادامه دادن تلاش می‌کرد.

bruising [صفت]
اجرا کردن

آسیب زننده

Ex: His bruising words during the argument left a lasting emotional scar on their relationship.

کلمات آزاردهنده او در طول بحث، زخم عاطفی ماندگاری بر رابطه‌شان گذاشت.