فهرست واژگان سطح B2 - قصه‌های پریان

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره افسانه ها، مانند "طلسم"، "نفرین"، "مسحور کردن" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B2 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B2
to bewitch [فعل]
اجرا کردن

طلسم کردن

Ex: The witch bewitches her enemies , causing them to fall into deep sleep .

جادوگر دشمنان خود را طلسم می‌کند، باعث می‌شود که آنها به خواب عمیقی فرو روند.

to charm [فعل]
اجرا کردن

مسحور کردن

Ex: The witch charmed the prince to fall under her spell .

جادوگر شاهزاده را طلسم کرد تا تحت تأثیر طلسم او قرار گیرد.

to curse [فعل]
اجرا کردن

طلسم کردن

Ex: The protagonist in the story was cursed by a vengeful spirit for trespassing on sacred ground .

شخصیت اصلی داستان به خاطر تجاوز به زمین مقدس توسط روحی انتقامجو نفرین شد.

to enchant [فعل]
اجرا کردن

طلسم کردن

Ex: The fairy enchanted the princess , making her fall into a deep sleep .

پری شاهزاده خانم را مسحور کرد و او را به خوابی عمیق فرو برد.

to haunt [فعل]
اجرا کردن

تسخیر کردن (روح)

Ex: Local legends spoke of a cemetery where restless spirits would haunt the grounds at night .

افسانه‌های محلی از گورستانی می‌گفتند که ارواح ناآرام شب‌ها در آن پرسه می‌زدند.

demon [اسم]
اجرا کردن

اهریمن

Ex: In the movie , the hero had to confront a powerful demon to save the village .

در فیلم، قهرمان مجبور شد با یک دیو قدرتمند روبرو شود تا روستا را نجات دهد.

dragon [اسم]
اجرا کردن

اژدها

Ex: They read a book about a dragon that could breathe fire and fly .

آنها کتابی درباره یک اژدها خواندند که می‌توانست آتش بدمد و پرواز کند.

dwarf [اسم]
اجرا کردن

کوتوله

Ex: The garden gnome is a modern representation of a dwarf , often used as a decorative element in gardens .

گنوم باغچه نمایش مدرنی از یک کوتوله است که اغلب به عنوان عنصر تزئینی در باغ‌ها استفاده می‌شود.

fairy [اسم]
اجرا کردن

پری

Ex: According to legend , fairies can make themselves invisible to humans .

بر اساس افسانه، پری‌ها می‌توانند خود را در چشم انسان‌ها نامرئی کنند.

genie [اسم]
اجرا کردن

غول (چراغ جادو)

Ex: She jokingly said she wished she had a genie to grant her wishes when faced with a difficult decision .

او شوخی گفت که آرزو می‌کند یک جن داشت تا آرزوهایش را برآورده کند وقتی با یک تصمیم دشوار روبرو می‌شود.

ghost [اسم]
اجرا کردن

روح

Ex: According to local folklore , the castle is haunted by the ghost of a former queen .

بر اساس فولکلور محلی، قلعه توسط شبح یک ملکه سابق تسخیر شده است.

giant [اسم]
اجرا کردن

غول

Ex: Legends told of a giant who guarded the hidden treasure deep in the mountains .

افسانه‌ها از یک غول می‌گفتند که گنج پنهان در اعماق کوه‌ها را محافظت می‌کرد.

ghoul [اسم]
اجرا کردن

غول

Ex: The ghoul 's eerie laughter echoed through the abandoned mansion , sending shivers down their spines .

خنده ی ترسناک غول در عمارت متروکه طنین انداز شد و باعث لرزیدن آنها شد.

goblin [اسم]
اجرا کردن

گابلین

Ex: Goblins were known for causing mischief in old stories .

گابلین‌ها به خاطر ایجاد شیطنت در داستان‌های قدیمی معروف بودند.

golem [اسم]
اجرا کردن

گولم

Ex: In the story , the golem 's strength was unmatched , but it had to be carefully controlled to avoid destruction .

در داستان، قدرت گولم بی‌نظیر بود، اما باید با دقت کنترل می‌شد تا از نابودی جلوگیری شود.

goddess [اسم]
اجرا کردن

الهه

Ex: The goddess smiled upon the harvest , ensuring a good crop .

الهه به برداشت لبخند زد، محصول خوبی را تضمین کرد.

leprechaun [اسم]
اجرا کردن

لپرکان (موجود افسانه‌ای)

Ex: The pub was decorated with images of leprechauns , shamrocks , and pots of gold in celebration of the holiday .

مهمانخانه با تصاویری از جن‌های کوچک, شبدرهای سه‌برگ و دیگ‌های طلا به مناسبت تعطیلات تزئین شده بود.

mermaid [اسم]
اجرا کردن

پری‌دریایی

Ex: In the story , the mermaid saved the sailor from a storm and guided him safely back to shore .

در داستان، پری دریایی ملوان را از طوفان نجات داد و او را به سلامت به ساحل بازگرداند.

monster [اسم]
اجرا کردن

هیولا

Ex: The ancient legend spoke of a sea monster that terrorized sailors in the deep waters .

افسانه قدیمی از یک هیولا دریایی سخن می‌گفت که ملوانان را در آب‌های عمیق وحشت‌زده می‌کرد.

nymph [اسم]
اجرا کردن

نیمف

Ex: The nymph danced gracefully by the water 's edge .

حوری با ظرافت در کنار آب رقصید.

ogre [اسم]
اجرا کردن

غول

Ex: The fantasy novel featured an ogre as the main antagonist , threatening the village with its dreadful presence .

رمان فانتزی یک غول را به عنوان ضدقهرمان اصلی معرفی کرد که با حضور وحشتناک خود روستا را تهدید می‌کرد.

phoenix [اسم]
اجرا کردن

ققنوس

Ex: In some cultures , the phoenix is believed to bring good fortune and renewal .

در برخی فرهنگ‌ها، ققنوس به عنوان نماد خوش‌بختی و تجدید حیات شناخته می‌شود.

siren [اسم]
اجرا کردن

سیرن

Ex: The ancient legends spoke of sirens whose beautiful voices could enchant anyone who heard them .

افسانه‌های قدیمی از پری‌های دریایی سخن می‌گفتند که صدای زیبایشان می‌توانست هر کسی را که آن‌ها را می‌شنید مسحور کند.

sorcerer [اسم]
اجرا کردن

جادوگر

Ex: In the village , everyone spoke of the powerful sorcerer who lived in the mountains .

در روستا، همه از جادوگر قدرتمندی که در کوه‌ها زندگی می‌کرد صحبت می‌کردند.

sorceress [اسم]
اجرا کردن

ساحره

Ex: The young hero sought out the sorceress to gain wisdom about his quest .

قهرمان جوان به دنبال جادوگر رفت تا درباره مأموریت خود خرد به دست آورد.

tooth fairy [اسم]
اجرا کردن

پری دندان

Ex: The story of the tooth fairy varies across cultures , with different beliefs and customs surrounding tooth loss .

داستان پری دندان در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است، با باورها و آداب و رسوم مختلفی که حول از دست دادن دندان وجود دارد.

troll [اسم]
اجرا کردن

ترول (موجود افسانه‌ای)

Ex: He encountered a troll in the dark forest during his adventure .

او در طول ماجراجویی خود با یک غول در جنگل تاریک روبرو شد.

unicorn [اسم]
اجرا کردن

اسب تک‌شاخ

Ex: The tapestry on the wall depicted a majestic unicorn galloping through a field of wildflowers .

تاپستری روی دیوار یک تکشاخ باشکوه را نشان می‌داد که در میان مزرعه‌ای از گل‌های وحشی می‌تاخت.

voodoo doll [اسم]
اجرا کردن

عروسک وودوو

Ex: The belief in voodoo dolls varies among practitioners , with some seeing them as potent tools for positive or negative magic .

اعتقاد به عروسک وودو در میان مریدان متفاوت است، برخی آن را ابزاری قدرتمند برای جادوی مثبت یا منفی می‌دانند.

werewolf [اسم]
اجرا کردن

گرگینه

Ex: In literature and film , werewolves are often portrayed as tragic figures battling their inner animal instincts .

در ادبیات و سینما، گرگ‌نماها اغلب به عنوان چهره‌های تراژیکی به تصویر کشیده می‌شوند که با غرایز حیوانی درونی خود می‌جنگند.

zombie [اسم]
اجرا کردن

زامبی

Ex: In popular culture , zombies are often depicted as slow-moving creatures with an insatiable hunger for human brains .

در فرهنگ عامه، زامبی‌ها اغلب به عنوان موجوداتی کندرو با گرسنگی سیری‌ناپذیر برای مغز انسان به تصویر کشیده می‌شوند.

demigod [اسم]
اجرا کردن

نیمه‌خدا (اساطیر)

Ex: Demigods often have special abilities or strengths that come from their divine parent .

نیمهخداها اغلب توانایی‌ها یا نقاط قوت خاصی دارند که از والد الهی خود به ارث می‌برند.

fabled [صفت]
اجرا کردن

افسانه‌ای

Ex: The fabled stories of ancient Greece , like those of Hercules and the Hydra , continue to captivate audiences with their dramatic adventures .

داستان‌های افسانه‌ای یونان باستان، مانند داستان‌های هرکول و هیولا، همچنان با ماجراهای دراماتیک خود مخاطبان را مجذوب می‌کنند.