واژگان ضروری برای TOEFL - Education

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد آموزش، مانند "آکادمیک"، "مدرسه شبانه روزی"، "انضباط" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای TOEFL
academic [صفت]
اجرا کردن

علمی

Ex: Academic journals are peer-reviewed publications that contribute to the dissemination of scholarly research within various disciplines .

مجلات علمی انتشاراتی هستند که مورد بررسی همتا قرار گرفته‌اند و به انتشار پژوهش‌های علمی در رشته‌های مختلف کمک می‌کنند.

institution [اسم]
اجرا کردن

مؤسسه

Ex:

او بیش از ده سال در یک نهاد مالی کار کرد.

applicant [اسم]
اجرا کردن

متقاضی

Ex: One applicant stood out due to her unique research background .

یک متقاضی به دلیل پیشینه تحقیقاتی منحصربه‌فردش برجسته شد.

admission [اسم]
اجرا کردن

پذیرش

Ex: The museum offers free admission to children under the age of twelve .

موزه ورود رایگان را به کودکان زیر دوازده سال ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

آموزش از راه دور

Ex: During the pandemic , distance education was essential for continuing learning without needing to be in a physical classroom .

در طول همه‌گیری، آموزش از راه دور برای ادامه یادگیری بدون نیاز به حضور در کلاس فیزیکی ضروری بود.

اجرا کردن

مدرسه شبانه‌روزی

Ex: The film depicts the life of a young boy who struggles to fit in at his new boarding school , ultimately discovering his passion for art and making lasting friendships .

فیلم زندگی پسری جوان را به تصویر می‌کشد که برای انطباق با مدرسه شبانه‌روزی جدید خود تلاش می‌کند، در نهایت علاقه خود به هنر را کشف می‌کند و دوستی‌های ماندگاری برقرار می‌کند.

attendance [اسم]
اجرا کردن

حضور

Ex: The church saw a decline in attendance after implementing a new schedule for services .

کلیسا پس از اجرای برنامه‌ای جدید برای مراسم، کاهش حضور را مشاهده کرد.

curriculum [اسم]
اجرا کردن

برنامه درسی

Ex: Teachers collaborate to develop a curriculum that meets state standards and prepares students for standardized tests .

معلمان همکاری می‌کنند تا یک برنامه درسی توسعه دهند که با استانداردهای دولتی مطابقت داشته باشد و دانش‌آموزان را برای آزمون‌های استاندارد آماده کند.

scholarship [اسم]
اجرا کردن

کمک‌هزینه تحصیلی

Ex: Applying for a scholarship requires a strong academic record and a compelling personal statement .

درخواست برای بورسیه نیازمند سوابق تحصیلی قوی و یک بیانیه شخصی متقاعدکننده است.

grant [اسم]
اجرا کردن

کمک مالی

Ex: The grant allowed the school to purchase new computers for the library .

کمک هزینه به مدرسه اجازه داد تا کامپیوترهای جدیدی برای کتابخانه بخرد.

to assess [فعل]
اجرا کردن

ارزیابی کردن

Ex: The financial analyst is assessing the company 's financial statements to provide investment advice .

تحلیلگر مالی در حال ارزیابی صورت‌های مالی شرکت است تا مشاوره سرمایه‌گذاری ارائه دهد.

discipline [اسم]
اجرا کردن

تأدیب

Ex: The military emphasizes discipline as essential for unit cohesion and mission readiness .

نظامی بر انضباط به عنوان عنصری ضروری برای انسجام واحد و آمادگی ماموریت تأکید می‌کند.

اجرا کردن

رساله (دکترا)

Ex: Her dissertation focused on the impact of technology in education .

پایان‌نامه او بر تأثیر فناوری در آموزش متمرکز بود.

thesis [اسم]
اجرا کردن

پایان‌نامه

Ex: Completing a thesis is a significant requirement for earning a university degree in most academic disciplines .

تکمیل یک پایان‌نامه یک الزام مهم برای کسب مدرک دانشگاهی در اکثر رشته‌های تحصیلی است.

dormitory [اسم]
اجرا کردن

اتاق خوابگاه

Ex: The boys ' dormitory was on the second floor , while the girls ' was downstairs .

خوابگاه پسران در طبقه دوم بود، در حالی که خوابگاه دختران در طبقه پایین قرار داشت.

doctorate [اسم]
اجرا کردن

درجه دکتری

Ex: She decided to pursue a doctorate in literature to further her academic career .

او تصمیم گرفت برای پیشرفت در حرفه‌ی دانشگاهی خود، دکترا در ادبیات را دنبال کند.

to expel [فعل]
اجرا کردن

اخراج کردن

Ex: The club expelled a member who consistently violated its rules and policies .

باشگاه عضوی را که به طور مداوم قوانین و سیاست‌هایش را نقض می‌کرد اخراج کرد.

اجرا کردن

فوق‌برنامه (فعالیت)

Ex: Students are encouraged to explore extracurricular opportunities to pursue their interests outside of the classroom .

از دانش‌آموزان تشویق می‌شود تا فرصت‌های فوق برنامه را برای پیگیری علایق خود خارج از کلاس کشف کنند.

free period [اسم]
اجرا کردن

وقت آزاد (مدرسه)

Ex: He finished his project during a free period , which gave him more time for other tasks .

او پروژه خود را در طول یک دوره آزاد به پایان رساند، که به او زمان بیشتری برای کارهای دیگر داد.

assembly [اسم]
اجرا کردن

جلسه دبیران و دانش‌آموزان

seminar [اسم]
اجرا کردن

سمینار

Ex: He was excited to participate in the seminar because it allowed for more interactive discussions .
field trip [اسم]
اجرا کردن

گردش علمی

Ex: The students were excited to explore the national park on their field trip .

دانش‌آموزان برای کاوش در پارک ملی در سفر علمی خود هیجان‌زده بودند.

literacy [اسم]
اجرا کردن

سواد

Ex: The organization aims to increase literacy among underserved populations .

سازمان هدف افزایش سوادآموزی در میان جمعیت‌های محروم از خدمات را دنبال می‌کند.

اجرا کردن

مدرک لیسانس

Ex:

او قصد دارد پس از اتمام لیسانس برای فوق لیسانس اقدام کند.

اجرا کردن

دانشجوی تحصیلات تکمیلی

Ex: The postgraduate community at the university is vibrant , with students from all over the world .

جامعه تحصیلات تکمیلی در دانشگاه پرجنب و جوش است، با دانشجویانی از سراسر جهان.

اجرا کردن

دانشجوی مشغول به تحصیل

Ex:

دانشجوی کارشناسی ساعت‌های طولانی را در کتابخانه گذراند، برای امتحانات آینده آماده می‌شد.

senior [صفت]
اجرا کردن

سال‌آخر

Ex: The guidance counselor met with the senior students individually .
certificate [اسم]
اجرا کردن

مدرک (تحصیلی)

Ex: After passing the test , she was awarded a certificate in digital marketing .

پس از گذراندن آزمون، به او یک گواهینامه در بازاریابی دیجیتال اعطا شد.

tutor [اسم]
اجرا کردن

معلم خصوصی

Ex: The tutor specializes in SAT preparation and test-taking strategies .

معلم خصوصی در آمادگی برای SAT و استراتژی‌های آزمون تخصص دارد.

workshop [اسم]
اجرا کردن

کلاس

Ex: The workshop on climate policy drew many experts .

کارگاه درباره سیاست آب و هوا بسیاری از متخصصان را جذب کرد.

gym [اسم]
اجرا کردن

باشگاه

Ex: They offer yoga classes at the gym .

آن‌ها کلاس‌های یوگا در باشگاه ورزشی ارائه می‌دهند.