واژگان ضروری برای TOEFL - وسایل حمل و نقل

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره وسایل نقلیه، مانند "جنگنده"، "شاتل"، "ماشین" و غیره، که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای TOEFL
aircraft [اسم]
اجرا کردن

هواگرد

Ex: Engineers meticulously inspected every component of the aircraft before its next flight .

مهندسان قبل از پرواز بعدی، هر جزء از هواپیما را به دقت بررسی کردند.

اجرا کردن

بالون هوای گرم

Ex: The crew carefully deflated the hot-air balloon after the flight .

خدمه به دقت بالون هوای گرم را پس از پرواز خالی کردند.

fighter [اسم]
اجرا کردن

هواپیما شکاری

Ex: During the mission , the fighter intercepted and neutralized the enemy aircraft .

در طول مأموریت، جنگنده هواپیمای دشمن را رهگیری و خنثی کرد.

bomber [اسم]
اجرا کردن

هواپیمای بمب‌افکن

vehicle [اسم]
اجرا کردن

وسیله نقلیه

Ex: Cars , buses , and trucks are all types of vehicles .

ماشین‌ها، اتوبوس‌ها و کامیون‌ها همه انواع وسیله نقلیه هستند.

اجرا کردن

اتوبوس دوطبقه

Ex: The cruise ship featured a double-decker design with restaurants and lounges on the upper level .

کشتی کروز دارای طراحی دو طبقه با رستوران ها و سالن های استراحت در طبقه بالا بود.

freight car [اسم]
اجرا کردن

واگن باربری (قطار)

Ex: Coal and minerals are often transported in large quantities in hopper freight cars .

زغال‌سنگ و مواد معدنی اغلب به مقدار زیاد در واگن‌های باری با قیف حمل می‌شوند.

shuttle [اسم]
اجرا کردن

(اتوبوس، تاکسی و...) خطی

Ex: She took the free shuttle from the parking lot to the stadium .

او از شاتل رایگان از پارکینگ به استادیوم رفت.

اجرا کردن

اتوبوس‌ یک‌طبقه

Ex: We decided to ride the single-decker because it was less crowded than the double-decker .

ما تصمیم گرفتیم سوار اتوبوس تک طبقه شویم چون کمتر از اتوبوس دوطبقه شلوغ بود.

boat train [اسم]
اجرا کردن

ترن حمل مسافر به لنگرگاه

Ex: We hopped on the boat train to reach the harbor in time for our evening sailing .

ما سوار قطار قایقی شدیم تا به موقع به بندر برسیم و برای کشتی‌رانی شبانه‌مان آماده شویم.

camper [اسم]
اجرا کردن

ماشین کمپ

Ex: Campers provide mobility and comfort for outdoor vacations .
minibus [اسم]
اجرا کردن

مینی‌بوس

Ex: A minibus shuttles passengers between the airport and the nearby hotels , providing a convenient travel option .

یک مینی بوس مسافران را بین فرودگاه و هتل‌های نزدیک جابجا می‌کند و یک گزینه سفر راحت را فراهم می‌کند.

moving van [اسم]
اجرا کردن

ماشین اسباب‌کشی

Ex: The moving van was equipped with straps and padding to secure fragile items during the journey .

ون باربری به تسمه‌ها و بالشتک‌هایی برای محکم کردن وسایل شکننده در طول سفر مجهز بود.

compartment [اسم]
اجرا کردن

کوپه (قطار)

Ex: Each compartment had its own window for passengers to enjoy the scenery .

هر اتاقک پنجره خود را داشت تا مسافران از مناظر لذت ببرند.

cab [اسم]
اجرا کردن

اتاقک راننده

Ex: He climbed into the cab and started the engine .
scooter [اسم]
اجرا کردن

موتورسیکلت اسکوتر

Ex: Many children use a push scooter to have fun while getting some exercise at the park .

بسیاری از کودکان از اسکوتر برای تفریح در حین انجام کمی ورزش در پارک استفاده می‌کنند.

deck [اسم]
اجرا کردن

عرشه

Ex: The deck of the ship was crowded with passengers .

عرشه کشتی پر از مسافر بود.

cockpit [اسم]
اجرا کردن

کابین خلبان

Ex: He took his seat in the cockpit for the final pre-flight check .

او در کابین خلب برای آخرین بررسی قبل از پرواز نشست.

container [اسم]
اجرا کردن

کانتینر

Ex: She tracked the container as it traveled from the factory to the distribution center .

او کانتینر را هنگام حرکت از کارخانه به مرکز توزیع ردیابی کرد.

crossing [اسم]
اجرا کردن

محل عبور (به ویژه از خیابان)

Ex:

نگهبان گذرگاه به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا هر صبح به‌صورت ایمن از خیابان عبور کنند.

crossroad [اسم]
اجرا کردن

چهارراه

Ex: The police officer directed traffic at the bustling crossroad .

مامور پلیس ترافیک را در تقاطع شلوغ هدایت کرد.

access road [اسم]
اجرا کردن

رمپ راستگرد

Ex: The access road was blocked due to a fallen tree , causing delays for commuters .

جاده دسترسی به دلیل افتادن یک درخت مسدود شد و باعث تأخیر برای مسافران شد.

tunnel [اسم]
اجرا کردن

تونل

Ex: The city constructed a new tunnel to ease congestion on the roads .

شهر یک تونل جدید برای کاهش ترافیک جاده‌ها ساخت.

sidewalk [اسم]
اجرا کردن

پیاده‌رو

Ex: He found a quiet spot to sit on the sidewalk and enjoy his coffee .

او یک نقطه آرام برای نشستن روی پیاده‌رو پیدا کرد و از قهوه‌اش لذت برد.

crosswalk [اسم]
اجرا کردن

خط عابر پیاده

Ex: She looked both ways before stepping onto the crosswalk .

او قبل از قدم گذاشتن روی گذرگاه عابر پیاده به هر دو طرف نگاه کرد.

boulevard [اسم]
اجرا کردن

بلوار

Ex: They drove along the bustling boulevard , passing shops and restaurants .

آنها در امتداد بلوار شلوغ رانندگی کردند، از کنار مغازه‌ها و رستوران‌ها گذشتند.

اجرا کردن

میدان

Ex: You will need to take the second exit when you reach the traffic circle .

شما باید هنگام رسیدن به میدان، خروجی دوم را بگیرید.

اجرا کردن

لاین پرسرعت

Ex: I always try to get into the express lane when I 'm late for work .

من همیشه سعی می‌کنم وقتی دیر سر کار می‌رسم به خط سریع‌السیر بروم.

off-road [صفت]
اجرا کردن

خارج‌جاده‌ای (اتومبیل)

Ex:

SUV برای رانندگی هم در شهر و هم خارج از جاده طراحی شده است.

limousine [اسم]
اجرا کردن

لیموزین

Ex: Prom night was unforgettable as they rode in a sleek black limousine with their friends .

شب رقص فارغ‌التحصیلی فراموش‌نشدنی بود در حالی که آنها با دوستانشان در یک لیموزین سیاه شیک سوار بودند.