واژگان ضروری برای TOEFL - وسایل حمل و نقل
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره وسایل نقلیه، مانند "جنگنده"، "شاتل"، "ماشین" و غیره، که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
any flying vehicle

هواگرد
مسافران با اشتیاق به هواپیما سوار شدند، برای سفر پیش رو هیجانزده بودند.
an extremely large balloon filled with heated air, which enables it to float and travel through the sky

بالون هوای گرم
بالون هوای گرم به آرامی به آسمان صعود کرد در حالی که بخاری هوای داخل را گرم میکرد.
a military aircraft that is designed to attack enemy aircraft and fly very fast

هواپیما شکاری, هواپیما جنگنده
خلبانان جنگنده به شدت آموزش دیدند تا تکنیکهای نبرد هوایی خود را کامل کنند.
an aircraft designed to drop bombs on targets

هواپیمای بمبافکن
در طول تمرین، هر خلبان پرواز با یک بمبافکن را تمرین کرد.
an object that allows a person or thing to slowly come to the ground after dropping from a flying aircraft

چتر
a means of transportation used to carry people or goods from one place to another, typically on roads or tracks

وسیله نقلیه
حادثه شامل سه وسیله نقلیه بود.
a vehicle such as a bus, train, or ship with two levels on top of one another, providing additional seating capacity

اتوبوس دوطبقه
در لندن، اتوبوسهای دوطبقه بخشی نمادین از سیستم حمل و نقل عمومی شهر هستند.
a railroad car used for transporting goods

واگن باربری (قطار)
راهآهن از واگنهای بار تخصصی برای حمل همه چیز از مواد خام تا محصولات نهایی استفاده میکند.
a means of transportation that frequently travels between two places

(اتوبوس، تاکسی و...) خطی
دانشگاه سرویس شاتل را برای دانشجویانی که خارج از محوطه دانشگاه زندگی میکنند ارائه میدهد.
a type of bus that has only one floor

اتوبوس یکطبقه
راهنمای تور به ما گفت که اتوبوس تک طبقه برای جاده پیچ در پیچ راحتتر است.
a train that transports passengers to and from a port

ترن حمل مسافر به لنگرگاه
بسیاری از گردشگران از قطار قایقی استفاده میکنند تا از دردسر پیدا کردن پارکینگ نزدیک به ترمینال کشتی اجتناب کنند.
a vehicle designed for travel that contains facilities for sleeping, cooking, and living outdoors

ماشین کمپ
خانواده در یک کمپر بزرگ در تابستان سفر کردند.
a small passenger-carrying vehicle that is larger than a typical car but smaller than a full-sized bus

مینیبوس
بسیاری از مدارس از مینیبوسها برای حمل و نقل ایمن دانشآموزان به مدرسه و بازگشت یا برای سفرهای میدانی استفاده میکنند، که گروه کوچکتری از دانشآموزان را در مقایسه با یک اتوبوس بزرگتر جای میدهند.
a large vehicle used for transporting furniture and other goods from one place to another

ماشین اسبابکشی
ونبار نقلیه صبح زود رسید، و باربرها سریعاً شروع به بارگیری جعبهها و مبلمان کردند.
any of the separate sections within a passenger train carriage, typically enclosed by walls and equipped with seats

کوپه (قطار)
اتاقک درجه یک جادار و راحت با صندلیهای تخت شو بود.
the enclosed compartment at the front of a vehicle or locomotive where the driver sits and operates the controls

اتاقک راننده
مهندس از کابین بیرون خم شد تا سیگنال را بررسی کند.
a light motor vehicle with a floorboard on which the rider puts their legs, and with wheels of usually small size

موتورسیکلت اسکوتر
اسکوتر به یک وسیله نقلیه محبوب برای مسافتهای کوتاه در مناطق شهری تبدیل شده است.
a ship or boat's upper outside floor

عرشه
کاپیتان در طول طوفان در جلوی عرشه ایستاده بود.
the place where the pilot of an aircraft sits

کابین خلبان, تاقک خلبان
او در کابین خلبان نشست و کنترلها را تنظیم کرد.
a large metal box that is used for transporting goods on ships, trains, etc.

کانتینر
او تماشا کرد که جرثقیل کانتینر را روی قطار باری بلند میکند.
a place where one is able to safely cross something, particularly a street

محل عبور (به ویژه از خیابان)
او از گذرگاه عابر پیاده برای رسیدن به طرف دیگر جاده شلوغ استفاده کرد.
the place where a road is crossed by another

چهارراه, تقاطع
چراغهای راهنمایی در تقاطع کار نمیکردند، که باعث سردرگمی شد.
a road providing access to another road or to a specific place

رمپ راستگرد, مسیر ویژه گردش به راست
یک تابلو برای جاده دسترسی که به ورودی پارک منتهی میشود وجود دارد.
a passage dug through or under a mountain or a structure, typically for cars, trains, people, etc.

تونل
ما از یک تونل تاریک که در دامنه کوه حفر شده بود رانندگی کردیم.
a pathway typically made of concrete or asphalt at the side of a street for people to walk on

پیادهرو
شهر برنامهریزی کرده است که پیادهرو نزدیک پارک را دوباره سنگفرش کند.
a marked place where people walk across a street

خط عابر پیاده, گذرگاه عابر پیاده
درست مقابل پارک یک گذرگاه عابر پیاده وجود دارد، بنابراین عبور آسان است.
a wide street in a town or city, typically with trees on each side or in the middle

بلوار
بلوار بزرگ با ساختمانهای تزئینی و باغهای آراسته احاطه شده بود.
an area where two or more roads join and all the traffic must move in the same direction around a circular structure

میدان, فلکه
اگر خروجی خود را در میدان از دست دادید، فقط یک بار دیگر دور بزنید تا بتوانید در جای درست خارج شوید.
one of the branches formed when a river, road, or path splits into two or more parts

دوراهی
انشعاب رودخانه یک جزیره کوچک بین جریانها ایجاد کرد.
the part of a road where vehicles can go faster due to light traffic there

لاین پرسرعت
اگر عجله دارید، میتوانید برای استفاده از خط سریعالسیر پرداخت کنید و از کنار همه ماشینها بگذرید.
able to be driven or ridden on rough ground

خارججادهای (اتومبیل), آفرود
لاستیکهای آفرود دوچرخه به خوبی از پس مسیر سنگی برآمدند.
a large, luxurious, and expensive car with a partition between the passengers and the driver

لیموزین
مدیران کسبوکار ترجیح میدهند برای راحتی و حریم خصوصی در جلسات در حال حرکت، با لیموزین سفر کنند.
