سطح مبتدی - متضادها

کلمات فرانسوی برای متضادها را بیاموزید تا تفاوت‌های ساده را مقایسه و بیان کنید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سطح مبتدی
bon [صفت]
اجرا کردن

به‌دردبخور

Ex:

او یک ارائه خوب و واضح انجام داد.

mauvais [صفت]
اجرا کردن

بی‌کیفیت

Ex:

او در محل کار بد برخورد دارد.

grand [صفت]
اجرا کردن

بزرگ

Ex:

او یک لباس بزرگ برای مهمانی می‌پوشد.

petit [صفت]
اجرا کردن

کوچک

Ex:

من یک ماشین کوچک خریدم.

haut [صفت]
اجرا کردن

بلند

Ex:

دیوار برای بالا رفتن خیلی بلند است.

bas [صفت]
اجرا کردن

کوتاه

Ex:

این ساختمان در مقایسه با دیگران کوتاه است.

dur [صفت]
اجرا کردن

سخت

Ex:

او عضلات سخت دارد.

doux [صفت]
اجرا کردن

نرم

Ex:

او یک پلیور پشمی نرم پوشیده است.

plein [صفت]
اجرا کردن

سرشار

Ex:

اتاق پر از مردم بود.

vide [صفت]
اجرا کردن

خالی

Ex:

برنامه من فردا خالی است.

lourd [صفت]
اجرا کردن

سنگین

Ex:

این در سنگین است و باز کردنش سخت است.

léger [صفت]
اجرا کردن

سبُک

Ex:

این چمدان برای حمل سبک است.

cher [صفت]
اجرا کردن

گران‌قیمت

Ex:

تعمیر ماشین بسیار گران بود.

bon marché [صفت]
اجرا کردن

ارزان

Ex:

ما یک هتل ارزان برای تعطیلات خریدیم.

vieux [صفت]
اجرا کردن

قدیمی

Ex:

او یک لباس ابریشمی قدیمی می‌پوشد.

neuf [صفت]
اجرا کردن

نو

Ex:

این کتاب نو است.

devant [قید]
اجرا کردن

جلو

Ex:

سگ جلوی خانه می‌دود.

derrière [قید]
اجرا کردن

عقب

Ex:

آن‌ها دقیقاً پشت سر ما می‌آیند.

facile [صفت]
اجرا کردن

آسان

Ex:

این بازی برای بزرگسالان خیلی آسان است.

difficile [صفت]
اجرا کردن

دشوار

Ex:

سخت است هر روز زود بیدار شوید.

propre [صفت]
اجرا کردن

تمیز

Ex:

دست‌های شما تمیز هستند.

rapide [صفت]
اجرا کردن

سریع

Ex:

او تفکری سریع و کارآمد دارد.

lent [صفت]
اجرا کردن

کند

Ex:

او آهسته صحبت می‌کند.

ancien [صفت]
اجرا کردن

قدیمی

Ex:

او مبلمان قدیمی را دوست دارد.

nouveau [صفت]
اجرا کردن

جدید

Ex:

آن‌ها در یک آپارتمان جدید زندگی می‌کنند.

court [صفت]
اجرا کردن

کوتاه

Ex:

ما یک استراحت کوتاه در طول جلسه داشتیم.

long [صفت]
اجرا کردن

دراز

Ex:

من یک آینه بلند و باریک خریدم.