سطح مبتدی - متضادها
کلمات فرانسوی برای متضادها را بیاموزید تا تفاوتهای ساده را مقایسه و بیان کنید.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
qui a une qualité positive, qui sert bien ou qui est agréable

بهدردبخور, باکیفیت، خوب
این روش برای پیشرفت سریع خوب است.
qui n'a pas une bonne qualité, qui est défectueux ou inefficace

بیکیفیت, بد، بهدردنخور
من یک تلفن بد خریدم، کند است.
qui a une taille importante, supérieur à la moyenne

بزرگ, وسیع
ما یک خانه بزرگ در حومه شهر داریم.
de taille ou de dimension réduite

کوچک, خردسال
او در یک خانه کوچک زندگی میکند.
situé à une grande distance du sol

بلند, مرتفع، بالا
ساختمان برای من خیلی بلند است.
qui a une faible hauteur

کوتاه, کم ارتفاع
تخت کوتاه است، برای کودکان راحتتر است.
qui est solide, pas mou, difficile à plier ou casser

سخت, سفت، محکم
زمین اینجا سخت است.
qui est agréable au toucher, non rugueux, ou moelleux

نرم, لطیف
من این پتو را دوست دارم، نرم و گرم است.
qui contient beaucoup de quelque chose ; rempli entièrement

سرشار, پر، لبریز
او امروز پر از شادی است.
qui ne contient rien, dépourvu de contenu, sans substance ou objet à l'intérieur

خالی
این اتاق امشب خالی است.
qui a beaucoup de poids ou qui est difficile à porter ou à déplacer

سنگین
او یک شیء بسیار سنگین را بلند کرد.
qui a peu de poids, qui n'est pas lourd

سبُک
او یک لباس سبک پوشیده است.
coûtant beaucoup d'argent

گرانقیمت, گران
این کفشها برای من خیلی گران هستند.
qui coûte peu d'argent, pas cher

ارزان
من یک ماشین ارزان پیدا کردم.
qui existe depuis longtemps, qui n'est pas récent

قدیمی, کهنه
آنها یک کتاب قدیمی در اتاق زیر شیروانی پیدا کردند.
récemment fabriqué ou créé, pas encore usé

نو, تازه
دیروز کتابهای جدید خریدم.
indique une position ou un mouvement à l'avant, en tête de quelque chose ou quelqu'un

جلو, پیشاپیش
او همیشه تیمش را جلوی دیگران قرار میدهد.
indique une position ou un mouvement à l'arrière de quelque chose ou quelqu'un

عقب, از عقب، پشت سر، در پشت
او در طول جلسه پشت ماند.
qui ne demande pas beaucoup d'effort ou de difficulté

آسان, راحت
این کار آسان نیست، اما قابل انجام است.
qui demande un effort, qui n'est pas facile à faire ou comprendre

دشوار, سخت
یادگیری یک زبان جدید میتواند سخت باشد.
qui est net et sans saleté

تمیز, پاک، پاکیزه
او لباسهای تمیز میپوشد.
qui n'est pas propre, couvert de saleté

کثیف, زشت
این خیابان بسیار کثیف است.
qui se déplace ou agit en peu de temps

سریع, فوری
او سریع میدود تا اتوبوس را بگیرد.
qui se déplace ou agit à une vitesse faible

کند, آرام
قطار امروز کند است.
qui est vieux, qui date d'avant

قدیمی, کهنه
او یک کت قدیمی پوشیده است.
qui apparaît ou qui existe depuis peu de temps

جدید, تازه، تازهوارد
او یک لباس جدید پوشیده است.