سطح مبتدی - در شهر

واژگان پایه را برای صحبت در مورد مکان‌ها، مغازه‌ها و خدمات موجود در شهر یاد بگیرید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سطح مبتدی
la rue [اسم]
اجرا کردن

خیابان

Ex:

در این خیابان فروشگاه‌های زیادی وجود دارد.

اجرا کردن

ساختمان اداری

Ex:

ساختمان اداری در نزدیکی ایستگاه قطار واقع شده است.

اجرا کردن

خط عابر پیاده

Ex:

یک افسر پلیس به دانش‌آموزان در گذرگاه عابر پیاده کمک می‌کند.

اجرا کردن

فروشگاه بزرگ

Ex:

او به عنوان فروشنده در یک فروشگاه بزرگ کار می‌کند.

اجرا کردن

شیرینی‌فروشی

Ex:

قنادی ساعت ۱۹ بسته می‌شود.

اجرا کردن

تقاطع

Ex:

در تقاطع بعدی به چپ بپیچید.

le banc [اسم]
اجرا کردن

نیمکت

Ex:

او روی یک نیمکت نشسته و کتاب می‌خواند.

la banque [اسم]
اجرا کردن

بانک

Ex:

بانک انواع مختلف وام‌ها را پیشنهاد می‌کند.

اجرا کردن

کتابفروشی

Ex:

کتابفروشی مجله‌ها را نیز ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

چراغ قرمز

Ex:

او در چراغ قرمز منتظر می‌ماند تا عبور کند.

اجرا کردن

داروخانه

Ex:

داروساز در یک داروخانه کار می‌کند.

le trottoir [اسم]
اجرا کردن

پیاده‌رو

Ex:

ما روی پیاده‌رو منتظر ماندیم.

le kiosque [اسم]
اجرا کردن

دکه

Ex:

کیوسک هر روز ساعت 19 بسته می‌شود.

le musée [اسم]
اجرا کردن

موزه

Ex:

کودکان عاشق رفتن به موزه هستند.

le cinéma [اسم]
اجرا کردن

سینما

Ex:

سینما دوشنبه‌ها تعطیل است.

le parc [اسم]
اجرا کردن

پارک

Ex:

ما یک پیک‌نیک در پارک ترتیب دادیم.

le café [اسم]
اجرا کردن

کافه

Ex:

آن‌ها بعد از کار قهوه می‌نوشند.

l'hôpital [اسم]
اجرا کردن

بیمارستان

Ex:

کارکنان بیمارستان بسیار ماهر هستند.

اجرا کردن

رستوران

Ex:

آن‌ها یک میز در رستوران رزرو کردند.

اجرا کردن

مرکز شهر

Ex:

اتوبوس مستقیماً به مرکز شهر می‌رود.

اجرا کردن

سوپر مارکت

Ex:

اغلب در سوپرمارکت در آخر هفته‌ها تخفیف‌هایی وجود دارد.

la boutique [اسم]
اجرا کردن

بوتیک

Ex:

این بوتیک محصولات دست‌ساز می‌فروشد.

le magasin [اسم]
اجرا کردن

مغازه

Ex:

او در یک فروشگاه کفش کار می‌کند.

la poste [اسم]
اجرا کردن

اداره پست

Ex:

دفتر پست در مرکز شهر واقع شده است.

la campagne [اسم]
اجرا کردن

بیرون شهر

Ex:

در تابستان، حومه شهر بسیار سبز و پرگل است.

le piéton [اسم]
اجرا کردن

عابر پیاده

Ex:

حوادث مربوط به عابران پیاده مکرر هستند.