سطح مبتدی - حرکات و اقدامات
افعال و عبارات پایه را برای توصیف حرکات و اقدامات روزمره بیاموزید.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
se déplacer en posant un pied devant l'autre

راه رفتن, قدم زدن
کودکان هر روز به مدرسه پیاده میروند.
se déplacer rapidement en courant

دویدن
با تمرین میتوانی سریعتر بدوی.
prendre place en position assise

نشستن
آنها نشستند تا به سخنرانی گوش دهند.
passer de la position assise ou couchée à la position debout

برخاستن, از خواب برخاستن، از جای خود بلند شدن
با شنیدن صدا، سریع بلند شدم.
perdre l'équilibre et se retrouver au sol

افتادن, زمین خوردن
او پس از سقوط افتاد بیمار.
porter quelque chose avec soi jusqu'à l'endroit où se trouve quelqu'un ou vers un lieu

آوردن
آیا به آوردن چترت فکر کردی؟
rendre accessible, enlever un obstacle, déplier ou déployer pour permettre l'accès ou l'entrée

باز کردن, گشودن
باغبان خاک را برای کاشت دانهها باز میکند.
rendre quelque chose clos ou ne plus laisser ouvert

بستن