سطح مبتدی - سفر و گردشگری

واژگان پایه برای صحبت درباره سفرها، مقاصد و فعالیت‌های گردشگری را به زبان فرانسوی یاد بگیرید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سطح مبتدی
l'hôtel [اسم]
اجرا کردن

هتل

Ex:

آن‌ها یک شب را در هتل گذراندند.

l'auberge [اسم]
اجرا کردن

مسافرخانه

Ex:

این مهمانخانه اتاق‌هایی با قیمت متوسط ارائه می‌دهد.

le camping [اسم]
اجرا کردن

اردو

Ex:

کمپینگ خانوادگی خاطرات خوبی ایجاد می‌کند.

le billet [اسم]
اجرا کردن

بلیت

Ex:

او یک بلیت برای بازی فوتبال دارد.

اجرا کردن

کیف کوله پشتی

Ex:

او کامپیوترش را در کوله پشتی خود می‌گذارد.

اجرا کردن

گذرنامه

Ex:

کودکان اکنون گذرنامه خود را دارند.

اجرا کردن

کارت پستال

Ex:

او در حال نوشتن یک کارت پستال برای والدینش است.

la photo [اسم]
اجرا کردن

عکس

Ex:

آیا می‌توانید عکس را برای من از طریق ایمیل بفرستید؟

اجرا کردن

تعطیلات

Ex:

بعد از یک سال طولانی، آنها واقعاً شایسته مقداری تعطیلات بودند.

voyager [فعل]
اجرا کردن

مسافرت کردن

Ex:

سفر می‌کند اغلب برای کارش.

visiter [فعل]
اجرا کردن

بازدید کردن

Ex:

آن‌ها در تعطیلات خود چندین شهر را بازدید کردند.

réserver [فعل]
اجرا کردن

رزرو کردن

Ex:

آن‌ها برای فردا صبح یک تاکسی رزرو کردند.

chercher [فعل]
اجرا کردن

دنبال (چیزی) گشتن

Ex:

ما جستجو می‌کنیم اطلاعات برای پروژه.

promener [فعل]
اجرا کردن

گردش کردن

Ex:

ما در خیابان‌های شهر قدیمی قدم می‌زنیم.

اجرا کردن

پذیرش

Ex:

ما چمدان‌هایمان را در راهنمایی گذاشتیم.

partir [فعل]
اجرا کردن

رفتن

Ex:

او همیشه صبح زود می‌رود.

arriver [فعل]
اجرا کردن

رسیدن

Ex:

می‌رسد به زودی برای شام.