امتیاز اول را کسب کردن (در رقابت، مسابقه و غیره)
به اصطلاحات انگلیسی مربوط به پیروزی شیرجه بزنید، مانند "نخستین خون ریختن" و "جارو کردن تمیز".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
امتیاز اول را کسب کردن (در رقابت، مسابقه و غیره)
کاری را از کسی بهتر انجام دادن
عملکرد بهتری داشتن
از رقبا پیش بودن
از کسی یا چیزی به مراتب بهتر عمل کردن
بر کسی یا چیزی پیروز شدن
چیز بهتری اختراع کردن (در مقایسه با مدل یا طرح قبلی)
(در مقایسه با کسی) برتری داشتن
گوی سبقت را ربودن
از کسی یا چیزی بهتر عمل کردن
از کسی بسیار بهتر یا موفق تر بودن
یک قدم جلوتر از کسی (استعاری)
بهتر عمل کردن
چندین قدم از کسی یا چیزی جلوتر بودن (استعاری)
از کسی پیشی گرفتن
برد کامل
حزب سیاسی به یک پیروزی کامل در انتخابات دست یافت، تمام کرسیهای پارلمان را به دست آورد و یک دولت اکثریت تشکیل داد.
پیروز شدن
بهطور غیر منتظره پیروز شدن
(پیروزی) با فاصله بسیار کم
در موضع قدرت بودن