مقادیر - فاصله
کشف کنید که چگونه اصطلاحات انگلیسی مانند "a stone's throw" و "neck and neck" به فاصله در انگلیسی مربوط میشوند.
مرور
فلشکارتها
آزمون
in a distance that is considerably small

در فاصلهای نزدیک, چند قدمی
شهر فاصلهی کمی تا مرز دارد.
a distance that is very short

یک قدمی, همین نزدیکی
خانهشان یک قدمی دریاست.
used to refer to something that is very close to a particular person, place, or thing

همین نزدیکی, بغل گوشمان
ایستگاه اتوبوس درست همین نزدیکیِ دفتر من است.
at a reachable distance

دمِ دست, در دسترس
وقتی مطالعه میکنم، دوست دارم یک دفترچه دمِ دستم باشد.
near one another

چسبیده به هم, تنگاتنگ هم
در آن بخش شهر، آپارتمانهای لوکس چسبیده به مغازههای کوچک قرار گرفتهاند.
from one location to another location

از جایی به جای دیگر, از نقطهای به نقطهی دیگر
برایم مهم نیست چطور برویم، فقط بهموقع از اینجا به آنجا برسیم.
used when two or more participants in a race or competition are very close and have an equal chance of winning

پابهپای هم, شانهبهشانه
رقابت انتخاباتی پابهپای هم است، پس هر رأی اهمیت دارد.
in a place that is very far from where people usually go to

بکر و دورافتاده, دور از هیاهو و مردم
اگر آرامش میخواهی، هتلی بگیر که دور از هیاهو و مردم باشد.
very near to one's home or current location

دمِ خانه, بغل گوشمان
لازم نیست ماشین ببری؛ سوپرمارکت دمِ خانهات است.