Solutions Pre-Intermediate "واحد 6 - 6H" واژگان

در اینجا واژگان واحد 6 - 6H در کتاب درسی Solutions Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "یادگاری"، "پارک موضوعی"، "اجاره" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه
holiday [اسم]
fa flag

تعطیلات

Ex: She took a week-long holiday to explore Europe and visit historic landmarks .

او یک هفته تعطیلات گرفت تا اروپا را کاوش کند و از نشانه‌های تاریخی دیدن کند.

activity [اسم]
fa flag

فعالیت

Ex: Going for a walk in the park is a relaxing outdoor activity.

پیاده‌روی در پارک یک فعالیت آرامش‌بخش در فضای باز است.

souvenir [اسم]
fa flag

سوغاتی

Ex: She collected seashells from the beach as souvenirs of her seaside vacation .

او صدف‌ها را از ساحل جمع کرد به عنوان یادگاری از تعطیلات کنار دریا.

bike [اسم]
fa flag

دوچرخه

Ex: She enjoys taking her bike for a ride along the riverside .

او از دوچرخه‌سواری با دوچرخه خود در کنار رودخانه لذت می‌برد.

art gallery [اسم]
fa flag

گالری آثار هنری

Ex: She spent the afternoon exploring the art gallery , captivated by the vibrant colors and unique styles on display .

او بعدازظهر را به گشت‌زنی در نگارخانه هنری گذراند، مجذوب رنگ‌های زنده و سبک‌های منحصر به فرد نمایش داده شده.

tower [اسم]
fa flag

برج

Ex: A tall tower stood at the center of the medieval castle .

یک برج بلند در مرکز قلعه قرون وسطایی ایستاده بود.

boat trip [اسم]
fa flag

سفر با قایق

Ex: The boat trip offered stunning views of the coastline .

سفر قایقی مناظر خیره کننده ای از خط ساحلی ارائه داد.

museum [اسم]
fa flag

موزه

Ex: I enjoyed the temporary exhibition at the museum , which featured contemporary art from around the world .

من از نمایشگاه موقت در موزه لذت بردم، که هنر معاصر از سراسر جهان را به نمایش گذاشته بود.

castle [اسم]
fa flag

قلعه

Ex: The castle ’s architecture featured elaborate turrets and battlements , reflecting its historical importance .

معماری قلعه شامل برج‌ها و دیوارهای دفاعی پیچیده بود که اهمیت تاریخی آن را نشان می‌داد.

cathedral [اسم]
fa flag

کلیسای جامع

Ex: Every Sunday , the community gathers at the cathedral for a traditional worship service .

هر یکشنبه، جامعه در کلیسای جامع برای یک مراسم عبادت سنتی گرد هم می‌آیند.

theme park [اسم]
fa flag

تم‌پارک

Ex: A visit to a theme park is a fun activity for families .

بازدید از یک پارک موضوعی یک فعالیت سرگرم‌کننده برای خانواده‌ها است.

water park [اسم]
fa flag

پارک آبی

Ex: Make sure to bring your swimsuit to the water park .

مطمئن شوید که مایوی خود را به پارک آبی می‌آورید.

swimming [اسم]
fa flag

شنا

Ex: He won a gold medal in swimming at the national championship.

او در مسابقات قهرمانی ملی در شنا مدال طلا کسب کرد.

cycling [اسم]
fa flag

دوچرخه‌سواری

Ex: Cycling is an eco-friendly mode of transportation that helps reduce carbon emissions .

دوچرخه‌سواری یک روش حمل و نقل دوستدار محیط زیست است که به کاهش انتشار کربن کمک می‌کند.

surfing [اسم]
fa flag

موج‌سواری

Ex: Surfing is a popular water sport that requires skill, balance, and agility to navigate the waves.

موج‌سواری یک ورزش آبی محبوب است که برای حرکت بر روی امواج به مهارت، تعادل و چابکی نیاز دارد.

kayak [اسم]
fa flag

کایاک

Ex: The kayak maneuvered easily through the narrow channels of the river , allowing them to observe wildlife .

کایاک به راحتی از میان کانال‌های باریک رودخانه مانور داد و به آن‌ها اجازه داد حیات وحش را مشاهده کنند.

abseil [اسم]
fa flag

صخره‌نوردی با کمربند

Ex: The instructor demonstrated how to safely perform an abseil .

مربی نشان داد که چگونه به طور ایمن فرود با طناب انجام شود.

fa flag

دوچرخه‌سواری در کوهستان

Ex: He bought a new bike for mountain biking last weekend .

او آخر هفته یک دوچرخه جدید برای دوچرخه‌سواری کوهستان خرید.

walk [اسم]
fa flag

پیاده‌روی

Ex: During her lunch break , she often goes for a walk .

در طول استراحت ناهار، او اغلب برای پیاده‌روی می‌رود.

bike [اسم]
fa flag

دوچرخه

Ex: She enjoys taking her bike for a ride along the riverside .

او از دوچرخه‌سواری با دوچرخه خود در کنار رودخانه لذت می‌برد.

car [اسم]
fa flag

خودرو

Ex: My father 's car needs an oil change .

ماشین پدرم نیاز به تعویض روغن دارد.

fa flag

تنیس روی میز

Ex: He takes table tennis lessons every weekend .

او هر آخر هفته درس های پینگ پنگ می گیرد.

beach [اسم]
fa flag

ساحل

Ex: I love strolling along the beach , feeling the soft sand between my toes .

من دوست دارم در امتداد ساحل قدم بزنم، شن نرم را بین انگشتان پاهایم احساس کنم.

volleyball [اسم]
fa flag

والیبال

Ex: She joined a local volleyball league to compete against other teams .

او به یک لیگ محلی والیبال پیوست تا با تیم‌های دیگر رقابت کند.

card [اسم]
fa flag

ورق (بازی)

Ex: A standard deck of cards typically consists of 52 cards, divided into four suits: hearts, diamonds, clubs, and spades.

یک دسته کارت استاندارد معمولاً از ۵۲ کارت تشکیل شده است که به چهار خال تقسیم می‌شوند: دل، الماس، خشت و پیک.

board game [اسم]
fa flag

بازی تخته‌ای

Ex: Board games are a great way to bring people together and have fun without screens .

بازی‌های رومیزی راهی عالی برای گرد هم آوردن مردم و لذت بردن بدون صفحه‌نمایش هستند.

to go shopping [عبارت]
fa flag

برای خرید رفتن

Ex: I have a list of things to buy , so I 'm planning to go shopping tomorrow .
to visit [فعل]
fa flag

دیدوبازدید کردن

Ex: My brother visits me every time he 's in town .

برادر من هر بار که در شهر است به من سر می زند.

to go up [فعل]
fa flag

بالا رفتن

Ex: She went up the ladder to fix the roof .

او برای تعمیر سقف از نردبان بالا رفت.

to hire [فعل]
fa flag

کرایه کردن

Ex: The company offers a service to hire equipment for outdoor events , such as tents and chairs .

شرکت خدماتی را برای اجاره تجهیزات برای رویدادهای فضای باز، مانند چادرها و صندلی‌ها ارائه می‌دهد.

to ride [فعل]
fa flag

راندن

Ex: The friends are riding bikes in the park .

دوستان در پارک دوچرخه سواری می‌کنند.

to buy [فعل]
fa flag

خریدن

Ex: He bought a new phone to replace his old one .

او یک تلفن جدید خرید تا جایگزین تلفن قدیمی خود کند.

to play [فعل]
fa flag

بازی کردن (در مقابل)

Ex: Has she played against you in a game of tennis yet ?

آیا او تاکنون در یک بازی تنیس علیه تو بازی کرده است؟

to lie [فعل]
fa flag

دراز کشیدن

Ex: The cat chose to lie on the sunny windowsill , basking in the warmth of the afternoon sun .

گربه تصمیم گرفت روی طاقچه آفتابی پنجره دراز بکشد، در گرمای آفتاب بعدازظهر استراحت کند.

to eat out [فعل]
fa flag

در رستوران غذا خوردن

Ex: After a busy day , she decided to treat herself and eat out instead of cooking .

پس از یک روز شلوغ، او تصمیم گرفت به خودش جایزه بدهد و به جای آشپزی، در بیرون غذا بخورد.